برای مشاهده بهتر مطالب سایت از مرورگر فایر فاکس یا کروم استفاده کنید.

سؤال: ویژگی های کلی کتاب «کافی» تألیف مرحوم کلینی چیست؟ - موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی

 

سؤال: ویژگی های کلی کتاب «کافی» تألیف مرحوم کلینی چیست؟

جواب: کتاب «الکافی» نخستین و مهمترین جامع روایی شیعه است که توسط «ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی»، (متوفی: 329هـ) معروف به ثقة الاسلام،(1) طی مدت بیست سال کوشش علمی تدوین یافته است. کافی جامعترین و مهمترین کتاب در میان کتب اربعه ی شیعه است. تعداد روایات این کتاب بنابر نظر بسیاری از محققان 16199 حدیث است.(2)

کتاب کافی در سه بخش تدوین یافته که عبارتند از:
الف) اصول: مشتمل بر مباحث اعتقادی و اخلاقی که در هشت بخش سامان یافته است. که این بخشها عبارتند از: کتاب العقل و الجهل، کتاب فضل العلم، کتاب التوحید، کتاب الحجة، کتاب الایمان و الکفر، کتاب الدعاء، کتاب فضل القرآن، کتاب العشرة. اصول کافی دارای 499 باب و 3786 روایت است.
ب) فروع کافی: مشتمل بر روایات فقهی از قبیل نماز، زکات، روزه، حج، و غیره، که به دلیل تخصصی بودن مطالب آن معمولا مورد استفاده ی فقیهان بوده است. کتاب روضه مشتمل بر 26 کتاب و 1744باب و 10800روایت است.
ج) روضه ی کافی: این بخش با 597 حدیث، شامل مباحث گوناگونی همچون خطبه ها و نامه ها ی ائمه (علیهم السلام)، مواعظ، داستانها و مطالب تاریخی است و به دلیل همین تنوع موضوعی به روضه ی کافی یعنی بوستان نامگذاری شده است.

بیان برخی از ویژگی های کتاب کافی:


1. جامعیت کتاب کافی:
کافی در مقایسه با سایر کتب اربعه ی حدیثی شیعه، همچون «من لا یحضره الفقیه»، «تهذیب الاحکام»» و «الاستبصار» از جامعیت مطلوبی برخوردار است؛ زیرا مرحوم کلینی تنها به نقل روایات فروع و احکام بسنده نکرده؛ بلکه با امعان به جایگاه عقاید و اخلاق، دو جلد نخست این کتاب را به دو بخش مهم در عرصه دین شناسی اختصاص داده است. بدون تردید اگر «شیخ صدوق» و «شیخ طوسی» به این امر اهتمام داشته و در کنار فروع به اصول نیز می پرداختند، میراث روایی شیعه در این دو عرصه از غنا و جامعیت بیشتری برخوردار بود.
دو کتاب: «صحیح بخاری» و «کافی» از آن جهت که به اصول و فروع و مباحث اخلاق و تاریخ و ... پرداخته اند در چنین رویکری دارای تشابه می باشند؛ هرچند که ترتیب ابواب در کتاب کافی (بر خلاف صحیح بخاری) با ترتیبی منطقی چینش شده است.

2. چینش قابل تحسین:
باید توجه داش که مرحوم کلینی نخستین کسی است که به تدوین و تنظیم جامع روایی اقدام کرده و پیش از خود هیچ الگویی نداشته تا از آن بهره گیرد. با این حال وقتی به مجموعه کتاب کافی و نیز ابواب و فصول مختلف آن می نگریم به چینش شگفت آوری بر می خوریم.
مقدم داشتن اصول بر فروع و نیز الحاق روضه در پایان کتاب حکایت گر حسن سلیقه او در چینش کلی کتاب دارد. او در کتاب اصول، نخست کتاب العقل و الجهل و سپس کتاب «فضل العلم» را ذکر می کند و پس از آنها روایات کتاب التوحید و سپس روایات کتاب الحجه را می آورد؛ زیرا پایه همه گفتارها در زمینه اصول و فروع عقل است که مایه ی امتیاز انسان از حیوان، نبات و جماد است. و عقل با سرمایه علمی فربه شده، سمت و سو پیدا می کند.
پس از این مرحله است که نوبت به خداشناسی می رسد. مرحوم کلینی نبوت و امامت را تحت عنوان واحدی به نام کتاب الحجه می آورد؛ زیرا پیامبر اکرم و امام (علیه السلام) بر اساس اصل حجت الهی برای هدایت مردم منصوب می شوند.

چنین امری یکی از وجوه افتراق میان اصول نگارش حدیث بین «صحیح بخاری» با کتاب «کافی» است. کسی که به بی نظمی، فقدان هندسه،‌ ساختار مناسب و آشفتگی شگرف را در صحیح بخاری دریابد به خوبی به این حقیقت می رسد که مرحوم «کلینی» در «کافی» از جهت حسن تنظیم و چینش مناسب کاری تحسین برانگیز را به انجام رسانده است.(3)

3. ذکر نص حدیث و پرهیز از نقـل به معنا:
ثقة
الاسلام کلینی مقید است که نص احادیث را ذکر و از نقل به معنا پرهیز کند، از این رو مرحوم کلینی را اضبط محدثان دانسته اند. مرحوم «علی اکبر غفاری» در مقدمه ی خود بر کافی در این باره می نویسد: «هرچه در سخنان و کتابهای عالمان جستجو کنی, مطلبی نخواهی یافت که نشان دهد کلینی (ره) در لفظ حدیث تصرف یا حدیث رانقل به معنا کرده یا آن را از حفظ نقل کرده باشد».(4)

پدیده نقل به معنا در جو
امع حدیثی اهل سنّت بسیار مشاهده می شود، چنانکه ابن حجر از «احمد بن ابی جعفر» والی بخارا نقل می کند که روزی بخاری به وی گفت: «رب حَدِيث سمعته بِالْبَصْرَةِ كتبته بِالشَّام وَرب حَدِيث سمعته بِالشَّام كتبته بِمصْر فَقلت لَهُ يَا أَبَا عبد الله بِتَمَامِهِ فَسكت»،(5) چه بسا روایاتی که آن را در بصره شنیدم و در شام یاداشت نمودم و چه بسا روایاتی را در شام شنیدم و آنرا در مصر نوشتم. من به او گفتم به صورت کامل؟ و او سکوت نمود. ابن حجر خود چنین امری را تصرف و نقل به معنا نمودن این اخبار از جانب بخاری دانسته است.(6)

4
. بیشتر بودن روایات آن نسبت به دیگر جوامع متقدم شیعه و نیز كتب سته اهل سنّت.

5.وجود ثلاثیات در کافی؛
یعنی رو
ایات عالی السندی (7) که تنها با سه واسطه از معصوم ذکر شده اند. به خاطر نزدیک بودن کلینی به عصر حضور ائمه (علیهم السلام)، کافی در میان کتب اربعه تنها کتابی است که بخشی از روایاتش را تنها با سه واسطه از معصوم (علیه السلام) نقل کرده است که این تعداد شامل 135 حدیث است(8) و این در حالی است که روایات ثلاثیات بخاری 22 روایت است.(9)

6. ذکر کامل اسناد: در کافی غالباً سندها به صورت کامل نقل شده است، بر خلاف کتاب بخاری که تقطیع در سند و متن روایات آن بسیار زیاد است.

7. عنوان دهی دقیق ابواب با عناوین کوتاه و رسا: عناوین انتخابی برای هر دسته از احادیث معمولاً کوتاه، رسا و کاربردی است.

8.
مشتبه نشدن توضیحات مصنف با متن روایات. که چنین دقتی در نقل بخاری مشاهده نمی گردد.

با این توضیحات به صورت مختصر برتری ساختاری و اسنادی کتاب «کافی» بر «بخاری» روشن می گردد.

جهت اطلاع بیشتر:
ر.ک: آشنایی با تاریخ و منابع حدیث،‌علی نصیری؛
جوامع حدیثی اهل سنت، مجید معارف؛
جوامع حدیثی شیعه، هادی حجت؛


پی نوشت:


1. ثقة الاسلام یعنی دانشمندی که مورد وثوق و سند وثاقت اسلام و مسلمین است و آن قدر اهمیت داشته که برای اولین بار کلینی سرآمد دانشمندان و فقهای پیشین شیعه را بدان منسوب نموده اند.
2. ر.ک: هادی حجت، جوامع حدیثی شیعه، ص33.
3. ر.ک: علی نصیری،‌ آشنایی با تاریخ و منابع حدیثی، ص252، پژوهشگاه بین المللی المصطفی.
4. الاصول من الکافی، مقدمه محشی (علی اکبر غفاری) ص12.
5. ابن حجر، تغلیق التعلیق، ج5، ص417، المكتب الإسلامي , دار عمار – بيروت.
6. ابن حجر، النكت على كتاب ابن الصلاح، ج1، ص283، عمادة البحث العلمي بالجامعة الإسلامية، المدينة المنورة.: «فكان لأجل هذا ربما كتب الحديث من حفظه فلا يسوق ألفاظه برمتها، بل يتصرف فيه، ويسوقه بمعناه».

7. عالی یا عالی السند (مقابل نازل)‌ روایتی است که واسطه های آن تا معصوم اندک و سند آن متصل است. (مامقانی، مقباس الهدایة، ج1، ص243).
8. هادی حجت، جوامع حدیثی شیعه، ص58.
9. عبد الكريم بن عبد الله الخضير، شرح المنظومة البيقونية، ج2، ص26. البته چنین امری با اختلاف مبنا است؛ زیرا شیعه ائمه (علیهم السلام) را معصوم دانسته در حالی که این امر در بین اهل سنت منحصر به پیامبر (صلی الله علیه وآله) است.