• یکشنبه، ۶ بهمن ۱۳۹۸
  • الأحد، 30 جماد أول 1441
  • Sunday, 26 January 2020

بررسی معنای سلام در زیارت عاشورا

بررسی معنای سلام در زیارت عاشورا

زيارت عاشورا كه از احاديث قدسى است و سند آن از طريق جبرييل، به خداوند- عزّوجلّ- منتهى مى ‏شود[1] در آغاز و در فقرات متعددی به همراه سلام و تهیّت به امام حسین -علیه السلام – و اصحاب با وفای آنحضرت است؛ چنانچه در ابتدای آن می خوانیم:

«أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.»[2]سلام بر تو اى خون خدا و پسر خون خدا، و اى تنهاى بى ‏همتا.

حال سؤال آن است که مقصود از سلام‏ هايى كه در قرآن شريف و نماز و يا زيارت‏ها و دعاها نسبت به‏ پيامبران و معصومان- عليهم ‏السّلام- وجود دارد، چيست؟

در پاسخ به این سؤال باید توجه داشت که:

اوّلًا: «سلام»، به معناى امنيّت و اسمى از اسماى الهى است؛ زيرا خداوند ذاتى است كه از هرگونه ضعف و حاجت و فقر و نقص و محدوديّت به دور و از همه‏ ى شوائب و نواقص ممكنات، حتّى از كثرت صفات بر ذات در سلامت و امن است؛ چنان كه اين آيه بدان اشاره دارد:

(هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ‏)؛[3]اوست خدايى كه جز او معبودى نيست؛ همان فرمانرواى پاك سلامت.

ثانياً: «سلام»، همان گونه كه اشاره شد، به معناى «امنيت» مى ‏باشد؛ چنان كه اين آيه بدان ناظر است:

(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ* ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ‏)؛[4]بى‏ گمان، پرهيزگاران در باغ‏ها و چشمه ‏سارانند. [به آنان گويند:] با سلامت و ايمنى در آن جا داخل شويد.

و استعمال اين گونه امنيّت، در قرآن، درباره‏ ى بندگان الهى، بر دو قسم است:

الف. امنيّت ظاهرى (دنيوى و اخروى)

چنان كه آيات بسيارى بر آن دلالت دارد، از جمله:

1. (وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ‏)؛[5]و چون كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، بگو: درود بر شما.

2. (قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ ..)؛[6] گفته شد: اى نوح، با درودى از ما و بركت‏هايى بر تو و بر گروه‏هايى كه باتواند، فرود آى.

3. (وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ)؛‏[7]و بهشتيان را- كه هنوز وارد آن نشده و [لى بدان‏] اميد دارند- آواز مى‏ دهند كه:سلام بر شما.

ب. امنيّت معنوى و فطرى‏

و عصمت از هر ناهموارى توحيدى و فطرى، و بهره‏ مندى از شهود جمال و كمال حقّ سبحانه؛ خواه در دنيا و خواه در آخرت، كه اين گونه امنيّت در مرحله‏ ى اوّل (به نصّ آيات شريفه ‏ى ذيل) شامل پيامبران و معصومان- عليهم‏ السّلام- و سپس براى ديگر مؤمنان واقعى (به پيروى از ايشان) است.

1. خداوند درباره‏ ى حضرت يحيى- عليه‏ السّلام- مى ‏فرمايد:

(وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا)؛[8]و درود بر او، روزى كه زاده شد و روزى كه مى‏ ميرد و روزى كه زنده برانگيخته مى ‏شود.

2. و درباره‏ ى حضرت عيسى- عليه‏ السّلام- از زبان خود وى مى ‏فرمايد:

(وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا)؛[9]و درود بر من، روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏ ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‏ شوم.

3. و درباره‏ ى حضرت نوح- عليه‏ السّلام- فرموده است:

(سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ)؛‏[10] درود بر نوح در ميان جهانيان.

4. و نسبت به حضرت ابراهيم- عليه‏ السّلام- مى ‏فرمايد:

(سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهِيمَ‏)؛[11]درود بر ابراهيم.

5. درباره‏ ى حضرت موسى و هارون- عليهماالسّلام- مى ‏فرمايد:

(سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ‏)؛[12]درود بر موسى و هارون.

6. و نسبت به حضرت الياس- عليه‏ السّلام- فرموده است:

(سَلامٌ عَلى‏ إِلْ‏ياسِينَ)؛‏[13]درود بر پيروان الياس.

7. به صورت عمومى، درباره‏ ى پيامبران و بندگان برگزيده و مؤمنان واقعى مى‏ فرمايد:

الف. (وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ)؛‏[14]و درود بر فرستادگان.

ب. (قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى‏ عِبادِهِ الَّذِينَ اصْطَفى)؛‏[15]بگو: سپاس براى خداست، و درود بر آن بندگانش كه [آنان را] برگزيده است.

ج. (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ‏ … دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏)؛[16] كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده ‏اند، پروردگارشان به پاس ايمانشان آنان را هدايت مى ‏كند … نيايش آنان در آن جا سبحانك اللّهم [خدايا! تو پاك و منزّهى‏] و درودشان در آن جا سلام است، و پايان نيايش آنان اين است كه: الحمدللَّه رب العالمين [ستايش ويژه‏ى پروردگار جهانيان است‏].

د. (سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ)؛[17] [آن شب‏] تا دَمِ صُبح، صلح و سلام است.

اكنون پس از اين مقدّمه ‏ى كوتاه بايد ديد مقصود از سلام‏ هايى كه در قرآن شريف، نماز، زيارت‏ها و دعاها درباره‏ ى پيامبران و معصومان- عليهم‏ السّلام- وارد شده، چه معنى دارد؟

1. ممكن است مراد از آن‏ها، مخاطب قرار دادن مقام نورانيّت‏ و ولايت ايشان باشد؛ چنان كه در سلام (استحبابى) نماز گفته مى ‏شود:

«أَللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْكَ السَّلامُ وَ لَكَ السَّلامُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ.»[18]خدايا، تو خود سلامى و سلام از توست، و سلام براى توست، و سلام به سوى تو باز مى ‏گردد.

نيز درباره ‏ى صلوات بر محمّد و آل محمّد- عليهم‏ السّلام- در حديثى آمده است كه امام موسى بن جعفر- عليه‏ السّلام- به نقل از پدر بزرگوارش مى ‏فرمايد:

«مَنْ صَلّى‏ عَلَى النَّبِىِّ وَ آلِهِ، فَمَعْناهُ أَنّى أَنَا عَلَى الميثاقِ وَ الوَفاءِ الّذى قُلْتُ حينَ قَوْلِهِ: أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏.»[19]

هر كس بر پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم- و آل او صلوات بفرستد، معناى آن اين است كه من، خود، بر همان پيمان و وفايى كه هنگام فرمايش الهى: «آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بله» گفتم: استوارم.

2. ممكن است مراد، همان امنيّتِ از خطا و اشتباه، و عصمت از گناه و غفلت و خطاى در پياده كردن امر رسالت (نسبت به رسول) و وصايت (نسبت به وصىّ) باشد، و با خطاب سلام به آنان اظهار بداريم كه: شما از آن امور مبرّا هستيد؛ چنان كه در يكى از زيارت‏هاى سيّدالشّهدا- عليه‏ السّلام- آمده است:

«أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَوْمَ وُلِدْتَ، وَ يَوْمَ تَمُوتُ، وَ يَوْمَ تُبْعَثُ حَيّاً.»[20]سلام بر تو روزى كه تولّد يافتى، و روزى كه جان مى ‏سپارى، و روزى كه زنده، مبعوث مى‏ شوى.

3. ممكن است مقصود، مخاطب قرار دادن ايشان به سلام- كه اسمى از اسماى الهى است- باشد، به اين ترتيب مى ‏خواهند به ما يادآور شوند كه: برجستگان الهى را با تشريف اسم الهى بخوانيد.

4. ممكن است منظور از سلام بر آن بزرگواران، همان معنايى باشد كه براى «صلوات» بر آنان گفته شده، يعنى؛ درخواست رحمت خاصّ الهى براى ايشان، در برابر تلاش‏هايى كه براى هدايت ما انجام داده ‏اند، و امنيّت مطلق و عصمت از هر خطا و غفلت هم از رحمت‏هاى خاصّ الهى است (گرچه اين خواسته‏ ى ما در مقابل آنان، ناچيز است)، در واقع، ما با اين خواسته، رحمت خاصّ الهى را براى خود تمنّا مى ‏نماييم؛ زيرا خداوند آنان را در همه‏ ى كمالات، بى ‏نياز گردانيده است.

گرچه مى ‏توان گفت: همه‏ ى احتمال‏هاى مذكور نسبت به پيامبران و اوليا و اوصيا- عليهم ‏السّلام- صحيح است، امّا نسبت به سلام‏ هاى معمولى مؤمنان به يكديگر و يا در سلام‏ هاى نماز و غيره، شايد منظور يكى از وجوه گذشته، و يا درخواست امنيّت ظاهرى از بلاهاى دنيوى و ابتلائات اخروى باشد، كه در ابتداى اين بيان، به ‏آن اشاره شد، واللَّه اعلم.[21]

[1]. ر. ك: بحارالانوار، ج 101، ص 300.

[2]. كامل الزيارات، ص 176، باب 71، از روايت 8.

[3]. سوره ‏ى حشر، آيه ى 23.

[4]. سوره‏ ى حجر، آيات 45 و 46.

[5]. سوره ‏ى انعام، آيه‏ ى 54.

[6]. سوره ‏ى هود، آيه‏ ى 48.

[7]. سوره ‏ى اعراف، آيه‏ ى 46.

[8]. سوره‏ ى مريم، آيه‏ ى 15.

[9]. سوره ‏ى مريم، آيه‏ ى 33.

[10]. سوره‏ ى صافّات، آيه‏ ى 79.

[11]. سوره ‏ى صافّات، آيه‏ ى 109.

[12]. سوره‏ ى صافّات، آيه‏ ى 120.

[13]. سوره ‏ى صافّات، آيه‏ ى 130.

[14]. سوره‏ى صافّات، آيه‏ ى 181.

[15]. سوره ‏ى نمل، آيه ‏ى 59.

[16]. سوره ‏ى يونس، آيات 9 و 10.

[17]. سوره ‏ى قدر، آيه‏ ى 5.

[18]. مستدرك الوسايل، ج 5، ص 22، ابواب تسليم، باب 2، روايت 3.

[19]. فلاح السّائل، ص 120.

[20]. كامل الزيارات، ص 220.

[21]. فروغ شهادت، علی سعادت پرور، ص389.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code