• پنجشنبه، ۲ آبان ۱۳۹۸
  • الخميس، 24 صفر 1441
  • Thursday, 24 October 2019

سخن طنطاوی در باره صحيفه سجاديه

سخن طنطاوی در باره صحيفه سجاديه

امام سجاد عليه السلام را بيشتر با صحيفه سجاديه بايد شناخت، صحيفه اي که به واقع مجموعه اي غنی از معارف الهی است، مجموعه ای که نحوۀ ارتباط مخلوق با خالق خود را با بالاترین و زیبا ترین عبارات بیان می نماید .

نوزدهم ربيع الاول سال 1358 هجري قمري آيت الله سيّد شهاب الدّين مرعشى نجفى- رضوان الله عليه نامه اي را به همراه يک نسخه از صحيفه ي سجاديه امام سجاد عليه االسلام به يکي از علماء اهل سنت مصر بنام علّامه جوهرى طنطاوى صاحب تفسير معروف مفتى اسكندريّه مي فرستد وي پس از در يافت اين هديه ونامه آيه الله مرعشي چنين مي نويسد:

قاهره 19 ربيع الاوّل سال 58، 9 مه 39 جماعت اخوّت اسلامى متشكّل از همه كشورهاى اسلامى، قبة الغورى خيابان المعزّالدين للّه:

حضرت استاد علامه حجّت أبو المعالى نقيب الاشراف سيد شهاب الدّين حسينى مرعشى نجفى، نسّابه خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم، كه خدا او را محفوظ دارد: سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد! نامه گرامى مدّتى پيش به ضميمه كتاب صحيفه از كلمات امام زاهد اسلام: على زين العابدين بن امام حسين شهيد، ريحانه مصطفى رسيد. كتاب را با دست تكريم گرفتم و آن را كتابى يگانه يافتم كه مشتمل بر علوم و معارف و حكمت‏هائى است كه در غير آن يافت نمى‏شود. حقّاً كه از بدبختى است كه ما تا كنون به اين اثر گرانبهاى جاويد از ميراث‏هاى نبوّت و اهل بيت دست نيافته ‏ايم. من هر چه در آن مطالعه و دقّت مى‏كنم مى‏بينم كه آن بالاتر از كلام مخلوق و دون كلام خالق است[1]. راستى چه كتاب كريمى است! خداى شما را در برابر اين هديه بهترين پاداش بخشد و به نشر علم و هدايت موفّق و مؤيّد بدارد. و شما سزوار اين كاريد. ديگر آنكه آيا كسى از علماى اسلام اين كتاب را شرح كرده؟! و آيا چيزى از آن شروح نزد شما يافت مى‏شود يا نه؟! در پايان دوام شما را از كرم خداى تعالى اميد دارم.

آيه الله مرعشي در پاسخ به نامه ي علامه طنطاوي تعدادي از شروح صحيفه ي سجاديه را نام برده و به همراه آن کتاب «رياض السالکين» وبرخي کتب ديگر را براي وي ارسال مي دارد که اين بار نيز علامه طنطاوي از اين نامه خوشحال شده، مي نويسد:

حضرت علّامه استاد حجّت بارع و نقيب أشراف و نسّابه خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم سيد شهاب الدّين حسينى مرعشى نجفى دامت أيّامه.سلام و رحمت خدا بر شما باد! نامه شريف به ضميمه كتاب «رياض السّالكين» در شرح صحيفه امام زين العابدين على بن الحسين السِّبط، تأليف علّامه سيد على بن معصوم مَدَنى و صاحب كتاب «سلافة العصر» و كتابهاى ديگر، كه در باب خود از كتب بى نظير بود رسيد، و من آن را به دانشمند فاضل سيد محمّد حسن أعظمى هندى منشى كلّ جماعت اخوت اسلامى تسليم كردم و او آن را به عنوان هديه شما به من و هديه من به جمعيت، در كتابخانه جمعيّت گذاشته، تا نفعش دائمتر و شاملتر و عمومى‏تر باشد. و جمعيّت اخوت اسلامى خوشوقت خواهد شد كه از كتبى كه در كشور شما يافت مى‏شود برايش بفرستيد، زيرا اين جمعيّت از همه مذاهب اسلامى تشكيل شده و من به حول و قوّه خداى تعالى آماده و مجهّزم كه انشاء الله شرحى بر اين صحيفه گرامى بنويسم. در پايان تحيّات و سلامم را بپذيريد! مخلص، طَنْطاوى جوهرى.[2]

صحيفه سجاديه نه تنها از نگاه معرفتي وعرفاني منبعي سرشار و متصل به عالم علوي است بلکه از نگاه بلاغت بيان و برترى گفتار حدّى است كه: سخنوران ساحر و فصيحان و اديبان سحرانگيز بايد در برابر آن به سجده درآيند، ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب آل أبى طالب:» جرياني را نقل مي کند كه: چون نزد بعضى بلغاء بصره سخن از صحيفه كامله به ميان آمد، گفت: اينك بگيريد از من كه من مثل آن را براى شما املاء و انشاء مى‏كنم. وى قلم را به دست گرفت و سرش را پائين آورد كه بنويسد؛ ديگر نتوانست سرش را بلند كند تا اينكه بمرد. و به جان خودم قسم، او در گفتارش افراط نمود و از حقّ بدور افتاد پس سخط إلهى به وى رسيد.» محدِّث قمّى؛ چون نقل كرده است كه به صحيفه لقب انجيل اهل بيت و زبور آل محمّد: را داده‏اند و به آن اخْت الْقُرْآن گفته مى‏شود، و به دنبال آن جريان عالم بصرى و مردنش را در برابر عجز از آوردن مثل صحيفه ذكر نموده است.[3]

[1] ….وَ مِنَ الشِّقَاءِ أنَّا إلَى الآنِ لَمْ نَقِفْ عَلَى هَذَا الأثَرِ الْقَيِّمِ الْخَالِدِ مِنْ مَوَارِيثِ النُّبُوَّةِ وَ أهْلِ الْبَيْتِ. وَ إنِّى كَلَّمَا تَأمَّلْتُهَا رَأيْتُهَا فَوْقَ كَلَامِ الْمَخْلُوقِ وَ دُونَ كَلَامِ الْخَالِق…

[2] . جريان اين نامه نگاري در مقدمه ي کتاب«صحيفه سجّاديّه» با مقدّمه آية الله مرعشى طبع سنه 1369، هجريّه قمريّه و ترجمه دانشمند شهير آقاى سيد صدر الدين بلاغى، ازنشريّات دار الكتب الاسلاميّة شيخ محمّد آخوندى، ص 37 و ص 38.

[3] . امام شناسى،حسینی تهرانی، ج‏15، ص: 46.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code