• یکشنبه، ۶ بهمن ۱۳۹۸
  • الأحد، 30 جماد أول 1441
  • Sunday, 26 January 2020

نگاهی به سخنان اميرالمؤمنين (علیه السلام) در سوگ فاطمه زهرا (علیها السلام)

حديث اول:

علىّ بن محمّد هرمزانى به نقل از ابى عبداللّه حسين بن على عليهما السلام آورده است: چون فاطمه (علیها السلام) رحلت نمود، اميرالمؤمنين (علیه السلام) او را به خاك سپرد و علامتى بر مزارش نگذاشت، سپس برخاست،

«فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلى‏ قَبْرِ رَسُولِ اللّهِ (صلى الله عليه و آله)و سلم، ثُمَّ قالَ:»

– و روى به طرف مزار رسول اللّه (صلى الله عليه و آله)و سلم برگرداند و عرض كرد:

الف) «أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ عَنّي، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ عَنِ ابْنَتِكَ، وَ زائِرِتِكَ، وَالْبائِتَةِ فِي الثَّرى‏ بِبُقْعَتِكَ، والْمُخْتارِ اللّهُ لَها سُرْعَةَ اللِّحاقِ بِكَ.

قَلَّ يا رَسُولَ اللّهِ، عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْري، وَ عَفا عَنْ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ تَجَلُّدي، إِلّا أَنَّ فِي التَّأَسّي لي بِسُنَّتِكَ في فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ في مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَ فاضَتْ نَفْسُك بَيْنَ نَحْري وَ صَدْرى.»[1]

– سلام من بر تو اى رسول خدا، و سلام بر تو از جانب دختر و زائرت و كسى كه در بُقعه تو بر تو فرود آمد و خداوند چنين خواست كه او زود به تو ملحق شود.

اى رسول خدا، صبرم از فراق دختر برگزيده تو به سرآمده، و توان و استقامتم از دورى سيّده و سرور زنان عالم از بين رفت، ولى در تأسّى به سنّت جدايى تو، جاى صبر است [يعنى: چنانكه در مصيبت دورى تو كه سنگين‏تر بود صبر كردم، در اين‏ مصيبت نيز صابر خواهم بود]؛ زيرا من خود، تو را در قبر گذاشتم، و جان مقدّس تو در ميان گلو و سينه‏ام خارج شد.

بيان:

اين بود قسمتى از بيانات حضرت على (علیه السلام)، اكنون اشاره‏وار توضيحاتى عرض مى‏شود تا خواننده با توجّه بيشتر به تفاصيل بالاتر برسد.

1- دو جمله‏ «فَحَوَّلَ وَجْهَهُ ..» و «أَلْبائِتَةِ فِي الثَّرى‏ بِبُقْعَتِكَ» نشان دهنده آن است كه حضرت فاطمه (علیها السلام) در كنار مزار پيغمبر (صلى الله عليه و آله)و سلم دفن شده است، كه حضرت على (علیه السلام) روى خود را برگرداند و با پيغمبر (صلى الله عليه و آله)و سلم سخن گفت اين بيان، قول به اينكه قبر آن حضرت بين قبر و منبر پيغمبر (صلى الله عليه و آله)و سلم قرار دارد را تقويت مى‏كند.

2- شايد منظور از «أَلسَّلامُ … عَنّي» وَ «أَلسَّلامُ … عَنِ ابْنَتِكَ» همان تجديد عهد ازلى نسبت به رسول اللّه (صلى الله عليه و آله)و سلم باشد، والّا براى تحيّت، همان سلام اوّل از جانب خود كفايت مى‏كرد. و معنا ندارد از طرف حضرت زهرا (علیها السلام) سلام بنمايد؛ زيرا وى خود بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله)و سلم وارد شده و از طرف خود بر پدر سلام مى‏كند و نيازى به سلام حضرت على (علیه السلام) از طرف وى نيست.

به طور كلّى، سلام و صلوات در هر جا بر اين بزرگواران واقع شود، در حقيقت همان تجديد عهد ازلى است كه خداوند در ازل «أخذ ميثاق» نسبت به ولايت و رسالت آنان اخذ نموده است. در اينجا نيز گويا حضرت با اظهار سلام از ناحيه خود و حضرت زهرا (علیها السلام) به رسول اللّه (صلى الله عليه و آله)و سلم به آن معنا اشاره مى‏نمايد.

در حديثى از حضرت موسى بن جعفر (عليهما السلام) آمده است كه امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«مَنْ صَلّى‏ عَلَى النَّبِيِّ وَ آلِهِ، فَمَعْناهُ أَنّى عَلَى الْميثاقِ وَالْوَفاءِ الَّذي قُلْتُ حينَ قَوْلِهِ‏ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟ قالُوا: بَلى‏[2].»[3]

– هركس بر پيامبر اكرم و اهل بيتش صلوات فرستد، معنايش اين است: من بر عهد و وفايى كه هنگام فرمايش الهى (كه فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى.) داشتم، استوار هستم.

3- جمله‏ «وَالْمُخْتارِ اللّهُ ..» مى‏فهماند كه الحاق حضرت زهرا (علیها السلام) به رسول اللّه (صلى الله عليه و آله)و سلم به انتخاب پروردگار بوده، كه انتخاب زيبايى است؛ زيرا اوّلًا به اختيار الهى است، و ثانياً به رسول اللّه (صلى الله عليه و آله)و سلم ملحق شده است.

4- جمله‏ «قَلَّ يا رَسُولَ اللّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرى …» هم اشاره به صفيّه بودن و برگزيدگى و سيّده زنان عالم بودن حضرت زهرا (علیها السلام) دارد؛ و هم اشاره به شدّت مصيبتى كه بر حضرت على (علیه السلام) وارد شده است. در واقع مى‏خواهد بفرمايد: اى رسول خدا، با آنكه در مشكلات صابر بودم، اينجا تحمّلم كم شده است. نه بدين جهت كه همسرى را از دست داده‏ام، بلكه از آن جهت كه فاطمه، برگزيده خداست و سرور زنان عالم است. چگونه مى‏توانم دوريش را تحمّل كنم، امّا چه كنم؟ كه بايد به تو اى رسول خدا اقتدا كنم، همان گونه كه تو در فقدان عزيزانت چون حمزه و ابراهيم و خديجه و ديگران صبر وبردبارى نمودى.

و يا آنكه: من دورى و فراق چون تويى را تحمّل كردم و تو را با دستهاى خود به خاك سپردم، و جان مقدّست در ميان سينه و گلويم خارج شد. و گويا كه جان من گرفته مى‏شد، و با اين حال صبر كردم، چگونه در فراق فاطمه (علیها السلام) صابر نباشم؟

ب) «بَلى‏، وَ فِي كِتابِ اللّهِ لي أَنْعَمُ الْقَبُولِ: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.[4] قَدِ اسْتُرجِعَتِ الْوَديعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهينَةُ، وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْراءُ، فَما أَقْبَحَ الْخَضْراءَ وَالْغَبْراء! يا رَسُولَ اللّهِ.»[5]

بيان:

در اين قسمت، در عين اينكه خود را به بهترين وجهِ مورد قبول، تسليت مى‏دهد، و مى‏فرمايد: ما از خداييم و به سوى او بازمى‏گرديم؛ و سپس مى‏فرمايد: فاطمه (علیها السلام)‏ امانتى بود كه موقّتاً به من سپرده شده بود و به صاحبش بازگرداندم؛ ولى در عين حال شدّت سختى و مصيبت را اينچنين بيان مى‏نمايد: چه اندازه آسمان نيلگون و زمين، كه در نظر ديگران زيباست، نزد من زشت است. يعنى: تا فاطمه بود، همه چيز به محبّت او نيكو و زيبا مى‏نمود، ولى بعد از وى هيچ چيز در نظرم زيبا نمى‏آيد.

لذا به دنبال آن مى‏فرمايد:

ج) «أَمّا حُزْني فَسَرْمَدٌ، وَ أَمّا لَيْلي فَمُسَهَّدٌ، وَ هَمٌّ لايَبْرَحُ مِنْ قَلْبي أَوْ يَخْتارَ اللّهُ لي دارَكَ الَّتي أَنْتَ فيها مُقيمٍ، كَمَدٌ مُقيَّحٌ، وَ هَمٌّ مُهيَّجٌ، سَرْعانَ ما فُرِّق بَيْنَنا، و إِلَى اللّهِ أَشْكُو.»[6]

بيان:

آرى، اينچنين است حال محبّ و عاشق دلباخته‏اى كه عشق و محبّتش، عين شوق و محبّت به خداست، كه مى‏فرمايد: حزن و اندوه من، ديگر هميشگى است، و شبهايم بدون فاطمه به بيدارى بسر مى‏رود، و اندوه فراق او، نه اندوهى است كه از دلم بيرون رود، بلكه همواره در اين غصّه بسر مى‏برم تا خداوند مرا در خانه‏اى كه تو اى رسول خدا، در آن جاى دارى، اقامت دهد.

زخم دل من، زخمى عميق؛ و اندوهِ من، اندوهى است شدّت يافته. چقدر زود بين من و فاطمه فاصله افتاد! و به خدا شكوه مى‏برم.

«إِنَّما أَشْكُوا بَثّي وَحُزْني إِلَى اللّهِ.»[7]

– شكوه غم و اندوه خود را تنها به خدا مى‏برم.

آيا بيان چنين كلماتى از اسوه تقوا و صبر و مقاومت در برابر آن همه مشكلات بعد از رحلت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله)و سلم، بيانگر جايگاه والاى فاطمه زهرا (علیها السلام) نيست؟ كه همچون علىّ (علیه السلام) كه ممسوس در ذات الهى است،[8] شكوه كند و بفرمايد: صبر وتحمّلم تمام شده؟ و آيا بيانات مبالغه آميز از معصوم ممكن است؟ هرگز، بلكه اين كلمات نشانگرمقام و منزلت معنوى آن بانو است كه در رحلتش شخصيّتى چون اميرالمؤمنين (علیه السلام) به فغان آمده و به خدا پناه مى‏آورد.

د) «وَسَتُنَبّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظافُرِ أُمَّتِكَ عَلى‏ هَضْمِها، فَأَحْفَهَا السُّؤالَ، وَاسْتَخْبِرْهَا الْحالَ. فَكَمْ مِنْ غليلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِها لَمْ تَجِدْ إِلى بَثَّهِ سَبيلًا، وَ سَتَقُولُ، وَ يَحْكُمُ اللّهُ، وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمينَ.»[9]

– [اى رسول خدا،] بزودى دخترت به تو خبر خواهد داد كه امّتت چگونه دست يارى به يكديگر دادند بر شكستن و ظلم و ستم بر وى. از او بپرس و با پافشارى سؤال نما تا درد خود را به تو بگويد [به من كه حاضر نشد مصائب خود را بگويد]. چه دردها و ناراحتيها كه در سينه داشت و راه براى باز كردن و گفتن آنها نمى‏يافت! زود است كه بگويد و خداوند حكم خواهد كرد و او بهترين حكم كنندگان است.

بيان:

نمى‏دانم اميرالمؤمنين (علیه السلام) با اين بيان چه مى‏خواهد بفرمايد، آيا شكوه مى‏كند كه: اى رسول خدا، امّت نه تنها سفارشهاى شما را درباره فاطمه (علیها السلام) مراعات ننمودند، بلكه بر خلاف آن عمل كردند.

و يا بخواهد بفرمايد: امّت، يگانه يادگار شما را مورد ظلم قرار دادند و پهلويش را شكستند و يا به او ظلم كردند و ارثش- يعنى فدك- را غصب كردند.

و يا در مقام بيان اين باشد كه: فاطمه (علیها السلام) دردها و مصائبش را حتّى به من هم نگفت. يا به جهت مراعات حال من؛ و يا براى حفظ وحدت مسلمين و ترس از برگشتن آنها از دين‏[10]، همان گونه كه علىّ (علیه السلام) براى اين مهمّ از حقّ خود گذشت. و اكنون فاطمه (علیها السلام) همه را به تو خواهد گفت.

در هر صورت، اين گونه شكوه دردمندانه علىّ (علیه السلام) با رسول خدا (صلى الله عليه و آله)و سلم خود، به روشنى بر عظمت مقام و منزلت آن بانوى بزرگ دلالت دارد، كه علىّ (علیه السلام) اين گونه با دل پُر درد از گرفتارى وى با رسول خدا سخن مى‏گويد:

ه) «وَالسَّلامُ عَلَيْكُما سَلامَ مُوَدَّعٍ، لاقالٍ ولا سَئِمٍ، فَإِنْ أَنْصَرِفْ، فَلا عَنْ مَلامَةٍ؛ وَ إِنْ أُقِمْ، فَلا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِما وَعَدَ اللّهُ الصّابرينَ.

واهاً واهاً، والصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ، و لَوْ لا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلينَ، لَجَعَلْتُ الْمُقامَ وَاللَّبْثَ لِزاماً مَعْكُوفاً، وَ لَأَعْولْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلى‏ عَلى‏ جَليلِ الرَّزِيَّةِ.»[11]

بيان:

اين كلمات نيز حكايت از درد دل علىّ (علیه السلام) و شدّت فراق وى از دورى رسول اللّه (صلى الله عليه و آله)و سلم و فاطمه (علیها السلام) دارد، كه مى‏فرمايد: من با سلام بر شما دو بزرگوار، از شما جدا مى‏شوم و مى‏روم؛ ولى اين خداحافظى، همچون وداع كسى كه ناراحت شده و ديگر بر نگردد، و يا از ماندن در كنار شما خسته و ملول شده باشد نيست. هرگز، پس اگر بر مى‏گردم از ملالت نيست، و اگر كنار قبر مى‏مانم نه براى آن است كه نسبت به وعده الهى كه به صابرين داده، بد گمان باشم.

آه، آه، كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر نبود تسلّط دشمنان اقامت و درنگ در اين مكان را بر خود لازم مى‏دانستم و همواره در اينجا مى‏ماندم، و چون زنِ فرزند از دست داده بر اين مصيبت بزرگ فرياد مى‏كردم.

خداوند درباره صابران مى‏فرمايد:

وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ، الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ، قالُوا: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ، وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.[12]

– بشارت ده به صابران، آنان كه وقتى به مصيبتى گرفتار مى‏شوند، مى‏گويند: ما براى خداييم و به سوى او بر مى‏گرديم، صلوات و الطاف و رحمت پروردگارشان بر آنان است، و آنان هدايت يافتگانند.

و) «فَبِعَيْنِ اللّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً، وَ تُهْضَمُ حَقُّها، وَ يُمْنَعُ إِرْثُها، وَ لَمْ يَتَباعَدِ الْعَهْدُ، وَلَمْ يَخْلُقْ مِنْكَ الذِّكْرُ، وَ إِلَى اللّهِ يا رَسُولَ اللّهِ الْمَشْتَكى‏، وَ فيكَ يا رَسُولَ اللّهِ أَحْسَنُ‏ الْعَزآءِ. صَلَّى اللّهُ عَلَيْكَ، وَ (علیها السلام) وَ الرِّضْوانُ.»[13]

بيان:

در اين قسمت رو به پيغمبر (صلى الله عليه و آله)و سلم نموده و مى‏فرمايد: اى رسول خدا، در پيشگاه و منظر حقّ تعالى، دخترت در پنهانى به خاك سپرده مى‏شود، و حقّ او غصب مى‏گردد، و از ارثش محروم مى‏شود، و حال آنكه هنوز زمان زيادى از سفارشات شما درباره وى [و يا زمان زيادى از رحلت شما] نگذشته، و هنوز ياد شما در ميان امّت فراموش نشده. اى رسول گرامى، شكايت به خدا مى‏برم و بهترين تسليت را به شما مى‏گويم. و يا: عزاى تو نيكوترين تسلّى در اين مصيبت براى من است. رحمت الهى بر تو باد و سلام و تحيّت بر فاطمه.

در واقع حضرتش با اين جملات مى‏خواهد بفرمايد: با وجود تمامى اين مصائب، چون خداوند مى‏داند و مى‏بيند، شكوه اين مصيبت را تنها به او مى‏برم، كه‏

إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ.[14]

– شكوه غم و اندوه خود را تنها به خدا مى‏برم.

حديث دوم:

علىّ بن احمد عاصِمىّ، از موسى بن جعفر، از پدران بزرگوارش: نقل مى‏كند: …

هنگامى كه فاطمه (علیها السلام) وفات نمود، علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) در رثاى او چنين سرود:

لِكُلِّ اجْتِماعٍ مِنْ خَليلَيْنِ فُرْقَةٌ

وَ كُلُّ الَّذي دُونَ الْمَماتِ قَليلٌ‏

وَ إِنَّ افْتِقادي واحِداً بَعْدَ واحِدٍ

دَليلٌ عَلى‏ أَنْ لايَدُومَ خَليلٌ‏

سَتَعْرِضُ عَنْ ذِكْري وَ تَنْسى‏ مَوَدَّتي‏

وَ يَحْدُثُ بَعْدي لِلْخَليلِ خَليلٌ‏[15]

– سرانجامِ هر دوستى بين دوستان جدايى است؛ ولى اين جداييها در مقابل مرگ، ناچيز است.

– از اينكه من هر روز يارى را از دست مى‏دهم، مى‏توان فهيمد كه هيچ دوستى پايدار نخواهد بود.

– بزودى از ياد من روى گردان مى‏شوى و دوستى‏ام را فراموش مى‏كنى، و دوست ديگرى جايگزين من مى‏شود.

بيان:

اين بود قسمتى از بيانات منقول از علىّ (علیه السلام) در سوگ فاطمه (علیها السلام). كلمات ديگرى نيز از ايشان به نظم و نثر نقل شده كه اكثراً شبيه حديث اوّل است. با توجّه به منزلت والاى اين دو بزرگوار آيا مى‏توانيم بگوييم اين اظهارات، اظهارات عادى و به اقتضاى بشرى است؟

هرگز، بلكه هر يك، به نحوى بيانگر مقامات بلند فاطمه (علیها السلام) مى‏باشد.

[1]. بحار الانوار، ج 43، ص 193، روايت 21.

[2]. اعراف: 172.

[3]. فلاح السائل، ذيل بيان صلوات تشهّد، ص 129.

[4]. بقره: 156.

[5]. بحار الانوار، ج 43، ص 193، روايت 21- ترجمه اين قسمت و نيز قسمتهاى آينده از سخنان على عليه السلام در سوگ حضرت فاطمه زهرا عليها السلام با توضيحات اضافى در« بيان» هاى ذيل آن ذكر شده است.

[6]. بحار الانوار، ج 43، ص 193، روايت 21.

[7]. بحار الانوار، ج 43، ص 193، روايت 21.

[8]. در روايتى منقول است كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:« لا تَسُبُّوا عَلِيّاً، فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ في ذاتِ اللّهِ.»:( هرگزبه على عليه السلام ناسزا مگوييد كه وى ممسوس در ذات الهى است.) احقاق الحقّ، ج 4، ص 216.

[9]( 1). بحار الانوار، ج 43، ص 193، روايت 21.

[10]. بحار الانوار، ج 43، ص 171، سطر 22.

[11]. بحار الانوار، ج 43، ص 194، از روايت 21.

[12]. بقره: 155 و 156.

[13]. بحار الانوار، ج 43 ص 194، از روايت 21.

[14]. يوسف: 86.

[15]. بحار الانوار، ج 43 ص 213، و 207، روايت 35.

برگرفته از کتاب جلوه نور، تالیف: آیت الله علی سعادت پرور(رحمه الله)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code