• پنجشنبه، ۲ آبان ۱۳۹۸
  • الخميس، 24 صفر 1441
  • Thursday, 24 October 2019

زلال جاری

زلال جاری

در آستانه 25 شوال و سالروز شهادت امام جعفر صادق -علیه السلام- قرار داریم و این ایام زمان مناسبی است تا با مطالعه در احوال و احادیث این امام همام توشه ایی معنوی برداشته وبواسطه آشنایی هر چه بیشتر با شخصیت و تعالیم ایشان موجبات رشد و تعالی خویش را فراهم آوریم.

نگارنده نیز با این هدف سعی نموده در حد توان به گوشه هایی از زندگانی امام صادق- علیه السلام- بپردازد, گر چه سخت بر این باورم که به اندازه قطره ای از دریا هم حق این امام ادا نمی شود ومرا نیز یارای پرواز در آسمان پر عظمت معارف نورانی ایشان نمی باشد ولی چه باید کرد که در این ره ناتوانی عذر نیست واز پای نشستن نشاید…

در هفدهم ربیع الاول سال 83 قمری در خانه امام محمد باقر- علیه السلام- و ام فروه, مولودی پا به عرصه گیتی نهاد که او را” جعفر” نامیدند بعدها مکنی به “ابو عبدالله ” و ملقب به “صادق” شد.

امام صادق بعد از شهادت پدر بزرگوارشان به سال 114 هجری به امامت رسید و راهنمای مسلمانان به سوی سعادت و حقیقت گشت. دوران امامت امام جعفر صادق- علیه السلام -مصادف با اتفاقات مهم سیاسی و اجتماعی بود به گو نه ای که در سال 132 هجری حکومت بنی امیه سقوط کرد و بعد از آنان بنی عباس به حکومت رسیدند. همین اتفاقات سیاسی و تضعیف بنی امیه و گسترش شورشها وظهور حکومت جدید, بستری را مهیا کرده بود که حاکمان وقت موقعیت سختگیری و تحت فشار گذاشتن امام را نداشتند وبه این جهت امام صادق-علیه السلام- از آزادی نسبی جهت حضور در عرصه های اجتماعی برخوردار بودند که ایشان از این فرصت ایجاد شده بیشترین استفاده را جهت بیان معارف دین و ترویج آموزه- های ناب محمدی و احیاء سنت نبوی و علوی و ارتقا معنوی جامعه نمودند.

شایسته است ابتدا با فضای سیاسی و فرهنگی زمان امام صادق آشنا شده تا بهتر به عظمت کار ایشان پی ببریم.

*شرایط فرهنگی و مذهبی دوران امام صادق علیه السلام

شرائط فرهنگی – مذهبی دوران امام صادق- علیه السلام- هم شرائط ویژه ای بوده است.

از لحاظ مذهبی شکافهایی میان مسلمین ایجاد شده بود و فرقه ها و گروههایی رشد و نمو یافت که بسیاری از آنها ریشه در حوادث گذشته و سیاستهای امویان داشته و برخی از آنها حاصل ورود مسائل تحریف شده و جعلیات و اسرائیلیات در حوزه معارف دین بوده است, از سوی دیگر برخی از عقائد و شبهاتی که در جامعه رواج می یافت حاصل پیشرفت اسلام در

سرزمین های دیگر و نفوذ اسلام در بین مردمان غیر مسلمانی بود که تا قبل از اسلام دارای تمدن و آئین بودند و پس از آنکه اسلام به آن سرزمین ها نفوذ کرده بود و آنان هم اسلام را پذیرفتند , بسیاری از سوالات و مسائل برای آنان مطرح بود که برای مسلمین شبه جزیره و عراق این مسائل تازه می نمود و گاهی هم سعی میکردند دین جدیدشان را مطابق با آن آیین سابق خویش در آورند که این خود موجب بروز بدعت و شبهه می شد. از مسائل خاص دیگر

این ایام آشنایی برخی از مسلمانان عرب با زبانهای دیگر ویا ترجمه برخی از آثار از اقوام دیگر بوده است که گاهی آموزه های آنان حتی در تقابل با دین و دین مداری قرار می گرفت و حتی منکر وجود خدا و … می شدند که در آن زمان به این افراد زندیق می گفتند.

به هر حال آن ایام آبستن حوادث متعدد فرهنگی و ظهور و تقویت بعضی از فرقه هایی بوده است که یا تفسیر نادرستی از دین را ارائه می کردند و یا اینکه فقط به بخشی از تعالیم دین توجه ویژه ای داشتند و سایر ابعاد دین را به فراموشی می سپردند, از جمله این فرقه ها می توان به معتزله و جبریه و مرجعه و غلات و زنادقه و متشبهه و متصوفه و مجسمه و تناسخیه اشاره کرد.

از طرف دیگر علوم مختلف اسلامی به صورت گرایشهای مختلف و جدا از هم در آمده بود و هر علمی دانشمندان و صاحب نظران خودش را داشته که از آن جمله می توان به علومی مانند: قرائت قرآن , تفسیر, حدیث, فقه و علم عقائد اشاره کرد که گاهی میان صاحب نظران این علوم بحثها و نزاعهایی جدی در می گرفت و حتی به نفی و گاهی به تکفیر یکدیگر می پرداختند که این امر موجب سردرگمی مسلمین و گاهی ایجاد شک وشبهه در اصل حقانیت دین اسلام می شده است .

این موارد خلاصه ای از شرائط فرهنگی و مذهبی جامعه اسلامی عصر امام صادق -علیه السلام- بود, که نیازمند یک تدبیر و اقدام عملی در جهت حفظ و صیانت و ترویج آموزه های اصیل دین مبین اسلام بوده است تا اینکه در میان این هجمه ها و آشفته بازار عقائد و بدعتها و کژفهمیها , گوهر دین را حفظ کرده و سنت واقعی رسول الله را به تشنگان معارف و جویندگان حقیقت برساند وچه کسی از عهده این مهم به درستی بر می آید غیر از اهل بیت رسول الله که یگانه مرجع مصون از خطا و اشتباه بعد از رسول الله هستند و خود آن حضرت مسلمانان را بعد از خویش امر به تبعیت از قرآن و اهل بیت خویش نموده است و همه مسلمین بر این حدیث اتفاق دارند که این دو – قرآن و اهل بیت – دو میراث گرانبهای رسول الله برای بشریت تا به قیامت هستند.(1)

*امام صادق مرزبان معارف نبوی و مدافع معارف ناب دینی :

امام صادق- علیه السلام- با توجه به شرائط پیش آمده و شرائط بحرانی جامعه مسلمین به لحاظ فرهنگی و مذهبی وارد میدان شده و با جدیت و کوشش بسیار سعی در احیاء معارف اصیل و دفاع از حریم دین و سنت رسول الله(ص) نمود و در جهت نیل به اهداف خویش اقدام به تربیت و پرورش شاگردان زیادی نمود که به حق باید گفت: حضرت دانشگاهی تاسیس نمود که در آن معارف اصیل اسلامی بر اساس آموزه های ناب نبوی تدریس می شد و دانش آموخته های این دانشگاه بودند که در سطح جامعه اسلامی آن زمان به تبلیغ و نشرو دفاع از معارف نورانی اسلام می پرداختند.

اینگونه امام صادق-علیه السلام- ابتکار عمل را به دست گرفتند و علاوه بر اینکه شخصا به مناظره با افراد می پرداختند و سوالات و شبهات گوناگون را پاسخ می دادند, شاگردان زیادی نیز تربیت کردند که در مناطق مختلف اسلامی و در زمانهای بعد نیز منشاء خیرات و آثار و برکات مختلفی بودند.

اما برخی از ویژگیهای این دانشگاه اسلامی به اختصارعبارت است از:

1)حضور شخصیتهای مختلف از طوایف وبلاد مختلف

مانند:کوفه, بصره, واسط, حجاز, قم, خراسان, سیستان, بهبهان و… از طوایفی مانند: بنی اسد, مخارق, طی, سلیم, غطفان, ازد, خزاعه, خثعم ,مخزوم, بنی ضبه, قریش و…

2)حضور افراد از مذاهب مختلف اسلامی

از ویژگیهای محضر امام این بود که شاگردان و روات از آن حضرت ,منحصر به شیعیان نبود بلکه از فرق و مذاهب مختلف اسلامی به خدمت آن حضرت می رسیدند و از ایشان تحصیل معرفت و کسب حدیث می نمودند.

.اسامی این افراد در کتب رجالی فریقین ثبت است . به عنوان نمونه, مزی از دانشمندان اهل سنت درکتاب تهذیب الکمال بیش از سی نفر از کسانی که از امام صادق-علیه السلام- نقل روایت کرده اند را بر می شمارد از آن جمله هستند:

اسماعیل بن جعفر بن ابی کثیر/حاتم ابن اسماعیل المدنی/حسن بن العیاش/زهیر بن محمد التمیمی/سفیان ثوری/سفیان بن عیینه/سلیمان بن بلال/شعبه بن الحجاج/مالک بن انس/معاویه بن عمار/ابو حنیفه نعمان بن ثابت/وهیب بن خالد/ابو جعفر الرازی….(2)

مزی در این فصل جریان ملاقات میان ابوحنیفه پیشوای حنفیان و امام صادق-علیه السلام- را از زبان ابو حنیفه نقل می کند که از این قرار است:

زمانی منصور دوانیقی]خلیفه عباسی[ ,جعفر بن محمد را احضار کرده بود مرا خواست و گفت:مردم شیفته جعفر بن محمد شده اند برای محکوم ساختن او یکسری مسایل مشکل در نظر بگیر. من چهل مساله مشکل آماده کردم, روزی منصور در حیره بود مرا احضار کرد وقتی وارد مسجد شدم دیدم جعفربن محمد در سمت راست منصور نشسته وقتی چشمم به او افتاد آنچنان تحت تاثیر عظمت او قرار گرفتم که از دیدن منصور چنین حالی نداشتم….هر مساله ای که از او می پرسیدم پاسخ می داد:شما چنین می گویید, نظر اهل مدینه اینست, ما چنین می گوییم, که گاهی نظرش با ما یکی بود و گاهی با اهل مدینه و گاهی نظرش با هر دو مخالف بود.ابو حنیفه که به اینجا رسید با اشاره به امام صادق گفت:دانشمند ترین مردم آگاه ترین آنها به اختلاف مردم و مسایل فقهی است.(3)

ذهبی در سیر اعلام النبلاء این جریان را نقل میکند و از قول ابو حنیفه می گوید:

ما رایت احدا افقه من جعفر بن محمد-شخصی فقیه تر از جعفر بن محمد سراغ ندارم-(4)

ابن حجر از دیگر اندیشمندان بزرگ اهل سنت است که در کتاب تهذیب التهذیب به نقل از ابن حبان می گوید:

جعفر بن محمد از بزرگان اهل بیت است از حیث فقه وعلم و فضیلت-کان من سادات اهل البیت فقها و علما و فضلا-(5)

این موارد تنها گوشه ای از توصیفات بزرگان و دانشمندان اهل سنت راجع به امام جعفر صادق -علیه السلام- می باشد که گویای قدر و منزلت علمی امام می باشد.

3)دانشگاه امام صادق- علیه السلام- نه تنها در بین تمام اقشار بلکه در میان بانوان نیز نفوذ بسیاریافته بود و بانوان نیز از این دانشگاه کسب فیض می نمودند و این امر نشان از ایجاد یک نهضت فرهنگی-معنوی همه جانبه دارد که در محیط با نشاط علمی آن دوران بانوان نیز حضور فعال یافتند.

اسامی برخی از این بانوان فاضله عبارتست از:

قنوائ بنت رشید/غنیمه بنت عبدالرحمن بن نعیم/سعیده مولاه امام صادق/ام عیسی /حماده بنت رجا/حبی اخت میسر….(6)

4)توجه به تربیت افراد متخصص در گرایشهای مختلف علوم اسلامی

یکی از شیوه های تربیتی و تحصیلی امام صادق- علیه السلام -این بوده که برخی از افراد را به حسب استعداد و علاقه و نیاز جامعه آن روز به صورت متمرکز در یکی از علوم و گرایشهای اسلامی و به صورت تخصصی تربیت می کرد و آن گاه از تخصص این افراد در جامعه نیز استفاده می کردند که این مساله خود گویای جامعیت علمی امام و توجه به علوم مختلف اسلامی می باشد, به گونه ای در محضر آن حضرت شاگردانی متخصص در کلام و مناظره و فقه و حدیث و ادبیات و … پرورش یافتندو حتی شخصیتی به مانند جابربن حیان که پدر علم شیمی شناخته شد ه است از شاگردان آن حضرت بوده است .

شیخ طوسی در کتاب اختیار معرفته الرجال حکایتی را از هشام بن سالم نقل می کند که مردی از شام خدمت امام صادق رسید و خواست با ایشان مناظره نماید امام سوال کردند: در چه موردی؟ گفت: در مورد کیفیت قرائت قرآن. امام رو به” حمران” نمود و فرمود: با او مناظره کن. فرد شامی اصرار به مناظره با امام داشت که امام به او فرمودند: اگر بر او غلبه کردی بر من پیروز شدی. فرد شامی با حمران راجع به کیفیت قرائت قرآن مناظره کرد و شکست خورد. خواست درباره لغت و ادبیات عرب بحث نماید که امام ” ابان بن تغلب ” را به بحث فرستاد. همینطور در فقه, “زراره” را برای مناظره به او معرفی کرد و در مناظره کلام هم امام,” مومن طاق” را مسؤول مناظره با مرد شامی نمود که همه این شاگردان برمرد شامی غلبه کرده و سوالات و اشکالات او را به بهترین نحوی پاسخ گفتند.(7)

5)از دیگر ویژگیهای محضر درس امام صادق علیه السلام توجه به مسائل روز جامعه و شبهات عقیدتی روز بوده است و نحوه برخورد امام با این افراد منحرف نیز از جمله درسهای عملی امام صادق-علیه السلام- به پیروان خود می باشد. برخوردی که توام با احترام و ادب و همراه با جوابهای معقول و منطقی و بر اساس آموزه های اصیل نبوی و تمسک به برهان روشن بوده است .

چه بسیاری از معارفی که تا کنون به دست ما رسیده است در جواب شهبات و انحرافات و یا سوالها یی بوده که در آن زمان مطرح شده و گاها در سطح ساده و ابتدایی ولی امام با دقت و ظرافت و احاطه علمی خویش به پاسخگویی پرداخته و چنان مطالب عمیق و مهمی را بیان فرمودند که علیرغم گذشت زمان, هنوز هم تازه و با طراوت بوده و مورد استفاده حق جویان و اهل تحقیق قرار می گیرد. جهت نمونه مطالبی از مقدمه کتاب توحید مفضل را بیان می داریم :

مفضل در مقدمه رساله خود می گوید :

روزی هنگام غروب در مسجد پیامبر نشسته بودم … ..ناگاه ” ابن ابی العوجاء ” که یکی از زندیقان آن زمان بود وارد شد و در جایی که من سخن او را می شنیدم, نشست. پس از آن یکی از دوستانش نیز رسید و نزدیک او نشست. این دو مطالبی درباره پیامبر اسلام بیان داشتند … سخن از آفریدگار جهان به میان آوردند و حرف را به جایی رساندند که جهان را خالق و مدبری نیست بلکه همه چیز خود به خود از طبیعت پدید آمده است و پیوسته چنین بوده و چنین خواهد بود .

مفضل می گوید : چون این سخنان واهی را از آن دور مانده از رحمت خدا شنیدم از شدت خشم نتوانستم خود داری کنم و گفتم : ای دشمن خدا ملحد شدی و …

ابن ابی العوجاء گفت : ای مرد اگر تو از متکلمانی با تو به روش آنان سخن بگویم و اگر از آنان نیستی, سخن گفتن با تو سودی ندارد. اگر از یاران جعفر بن محمد صادق هستی او خود با ما چنین سخن نمی گوید و اینگونه با ما مناظره نمی کند. او از سخنان ما بیش از آنچه که تو شنیده ای بارها شنیده ولی دشنام نداده است و در بحث بین ما و او از حد ادب بیرون نرفته است .او آرام و بردبار و متین و خردمند است و هرگز خشم وسفاهت براو چیره نمی شود. سخنان و دلایل ما را می شنود تا آنکه هر چه در دل داریم بر زبان می آوریم و گمان می کنیم بر او پیروز شده ایم ,آن گاه با کمترین سخن دلائل ما را باطل می سازد و با کوتاهترین کلام حجت را بر ما تمام می کند چنانکه نمی توانیم پاسخ دهیم …

پس مفضل بن عمر به خدمت امام صادق شرفیاب می شود و این گفتگو و سخنان آنان پیرامون الحادشان را به امام منتقل میکند امام به او فرمود :

برای تو از حکمت آفریدگار در آفرینش جهان و حیوانات و درندگان حشرات و مرغان وهر جانداری از انسان و چهارپایان و گیاهان و درختان میوه دار و بی میوه و گیاهان خوردنی و غیر خوردنی بیان خواهم کرد چنانکه عبرت گیرندگان از آن عبرت گیرند وبر معرفت مومنان افزوده شود و ملحدان و کافرن در آن حیران بمانند بامداد فردا نزد ما بیا …

به دنبال این بود که مفضل چهار روزی پیاپی به محضر امام شرفیاب شده و امام به بیان سخنان پیرامون آفرینش و هستی و … پرداختند که نتیجه آن رساله توحید مفضل شده است که بارها تا کنون چاپ شده و به فارسی هم ترجمه است .(8)

6) امام صادق -علیه السلام- که خود اسوه معنویت و عبودیت و زهد و بندگی است با سیره عملی و منش کریمانه خویش میان تعلیم و تزکیه جمع نموده به گونه ایی که شاگردان راستین مکتب جعفری انسانهای فرزانه ایی بودندند که حضورشان در جامعه یاد آور حضور صحابه کرام پیامبر بود و تجسم عینی اوصاف شاگردان مکتب نبوی می نمودند.

این مساله امر غریبی نبوده چرا که آنان دل و جان به تعالیم اهل بیت پیامبر داده بودند ودر سایه معارف قرآنی رشد کرده بودند و شاگرد واقعی مکتب قرآن و اهل بیت هرگز گمراه نخواهد شد و این حقیقتی است که پیامبر آن را بیان نموده اند .

در باب عبادت امام صادق سخن بسیار گفته شده و حکایات فراوانی وجود دارد که ما فقط به نقل سخن مالک بن انس پیشوای مالکیان جهان بسنده مینماییم:

مدتی نزد جعفر بن محمد رفت و آمد داشتم در این مدت او را در یکی از این سه حالت دیدم:یا نماز می خواند یا روزه داشت ویا در حال قرائت قرآن بود و هیچگاه بی وضو حدیث روایت نمی کرد.(9)

آنچه گذشت تنها گوشه ایی از ویژگیهای محضر امام صادق و شیوه ایشان در تعلیم و تربیت شاگردان بود.دانشگاهی که عظمت و برکات بسیار آن به عنوان میراث گرانبهایی برای همه مسلمین همچنان باقی است و هنوز هم جانهای شیفتگان درک حقائق و معارف والای دین را بسوی خود می خواند, این زلال حقیت همچنان جاری است و عطش حق جویان آزاده را سیراب از زمزم معنویت و فرزانگی می نماید .

پس چه زیباست که از حجابهای جهالت و تعصب وهوای نفس به در آییم و با عمل به قرآن و تعالیم نورانی اهل بیت, درک سنت ناب نبوی نماییم و خلف شایسته ایی برای سلف صالح خویش باشیم که این تنها راه سعادت و یگانه طریق نجات و رستگاری است

بعون الله العزیز القدیر.

پی نوشتها:

1)حدیث ثقلین از احادیث متواتر نزد شیعه و اهل سنت می باشد.طبق تحقیقات انجام گرفته حدیث ثقلین توسط سی و هفت نفر از صحابه نقل شده و این حدیث در صحیح مسلم,جامع الصحیح ترمذی,مستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری, تفسیر ابن کثیر, جامع الصغیر سیوطی و …نیز نقل شده است.

جهت تحقیق بیشتر ر.ک: المراجعات/ سید شرف الدین و اهل البیت فی الکتاب و السنه/ محمدی ری شهری

2)تهذیب الکمال/المزی تحقیق:دکتور بشار عواد معروف/ج 5 ص 76-77

3)همان/ج5ص79

4)سیر اعلام النبلاء/ذهبی تخریج:شعیب الارنووط/ج 6ص 257

5)تهذیب التهذیب/ابن حجر عسقلانی/ج 2ص 89

6)الفائق فی رواة و اصحاب الامام الصادق/عبدالحسین الشبستری/ج3ص478

7)اختیار معرفة الرجال/طوسی تحقیق:میر داماد استر ابادی/ج2ص554

8)توحید مفضل/ترجمه:علامه مجلسی/ص7-11به نقل از:سیره پیشوایان/مهدی پیشوایی

9)تهذیب التهذیب/ابن حجر عسقلانی/ج 2ص89

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code