• دوشنبه، ۲۷ آبان ۱۳۹۸
  • الإثنين، 20 ربيع أول 1441
  • Monday, 18 November 2019

جبری بودن خلقت

جبری بودن خلقت

سلام

من در خصوص خلقت انسان یک عقیده دارم و آن اینکه اساس خلقت بر اساس جبر بوده است.وما اختياري در خلقت خود نداشته ايم سوال اين است كه چرا در آغازخلقت از ما سوالي به عمل نيامد.؟

با سلام به دوست محترم

در مورد خلقت انسان آنچه که قبل از هر چیز باید مورد توجه قرار بگیرد این است که:

1- خلق انسان و خارج نمودن او از مرحلۀ عدم بزگترین موهبت و لطف الهی است ودر مورد لطف و موهبت جز سپاس و شکر گذاری به در گاه ربوبی چیزی متصور نیست و شکر منعم نیزامری عقلایی است .

در زندگی دنیا اگر شخصی لطفی به دیگری کند یعنی بدون اینکه استحقاق آن لطف را داشته باشد او را بر خوردار از نعمتی کند ،هیچگاه شخص نعمت داده شده به خود حق اعتراض به معطی نعمت را نمی دهد بلکه همواره خود را مرهون لطف آن شخص می داند .

این امر در زندگی دنیوی است که محدود به حدود و نواقص متعدد است حال اگر این نعمت، نعمتی جاوید و بدون حد و حدود باشد همچون نعمت حیات، آیا انسان حق اعتراض را به خود می دهد ؟

گاهی اوقات گفته می شود : ما این حیات را نمی خواهیم چرا خدا از ما سؤال نکرد که ما مایل به موجود شدن هستیم یا خیر؟! اما اساس این اشکال از قلّت تدبر ناشی می شود .چون معدوم یعنی نیستی و نیستی چگونه قابلیّت پاسخگویی را دارد، و بعد از تحقق وجود نیزاین سؤال بی معنی است چون هیچ وجودی طالب عدم نیسیت.

آیا کسی پیدا می شود که فطرتا طالب عدم باشد؟ .اگر اینگونه است چگونه از حوادثی که ممکن است به او آسیب برساند فرار می کند و در بیماری ها به دنبال بهبودی می گردد و همواره به دنبال کمال مقصود خود می رود وهیچگاه دوست ندارد از بین برود وهمواره از مرگ و نیستی می هراسد.

کسی را در میان مردم عادی سراغ دارید که طالب کمال دنیوی آسایش وراحتی دنیا نباشد.آیا اگر در این دنیا که لذات آنرا احساس می کنید برفرض کسی بهترین محل زندگی در خوش آب وهواترین نقطۀ زمین و بهترین وسایل نقلیه وثروت بی پایان در قبال خدمتی کوچک به خودش به شما پیشنهاد دهد شما پاسخ منفی به او می دهید که من قابلیّت این لطف را ندارم ویا به او اعتراض می کنید که چرا در مقابل این نعمت از من توقع خدمتی کوچک را دارید؟

یا مثال دیگر آیا شما از غذاهای لذیذ وخوش مزه بدتان می آید؟ واگرشما را بین انتخاب دوسفره؛ یکی نان خشک کپک زده ودیگری انواع واقسام غذاهای لذیذ، مخیّر کنند کدام را انتخاب می کنید ؟نعمتهای اخروی نیز اینگونه اند کسی را نمی یابید که بهشت ونعمتهای آنرا تصور کند و طالب نعمتهای بهشتی نباشد. بهشت و نعمتهای بی نهایت آن پاداشی است از طرف خداوند متعال به بندگان مطیعش ،که البته اطاعت آنها نیز به درد خداوند غنی بالذات نمی خورد همچنان که عصیان آنها نیز ضرری به سلطنت او نمی رساند« إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ »[1]«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ»[2].

2- فیاضیت و کمال مطلق بودن خدا اقتضا می کند که هر چه امکان وجودی دارد به احسن وجه بیافریند ودر این میان انسان را با قابلیت بالایی خلق نمود که دیگر مخلوقات از آن بی بهره اند .او را مجبور نیافرید که نتواند با خداوند مخالفت کند، بلکه او را با اختیار خلق نمود تا سعادت وکمال خود را از مجرای اختیارش کسب کند.

در کنار این اختیار او را هدایت فرمود هم به رسول باطنی که عقل و فطرت پاک اوست وهم به رسول ظاهری که پیامبران و اولیای الهی اند . وراه سعادت را برای او بیان فرمود وچون انسان را با اختیار خلق نمود اکراه امری همچون دین بر او معنا ندارد ،چه اینکه قبول امری مربوط به نفس انسان است و اکراه برنفس معنا ندارد.آیا کسی می تواند عقیدۀ خودش را بر شما تحمیل نماید؟حتی بر فرض اجبار هم در ظاهر قبول می کنید اما در باطن منکر آن هستید .پذیرش دین نیز اینگونه است که اکراه پذیر نیست.

نکته ای که نباید آنرا مورد غفلت قرار داد این است که : فرجام بهشت یا دوزخ برای انسان، از مقوله «شدنی»هااست؛ یعنی ما باید به این دنیا بیاییم تا بهشتی یا جهنمی بشویم و ظرف وجود ما با حضور در این دنیا و طی مراحل علمی و عملی و گذر از فراز و نشیب ها شکل بگیرد. بنابراین تا به دنیا نیاییم، پاداش و کیفر معنا پیدا نمی کند.

ودر مورد انسانهای عاصی می گوییم:ً انسان های گنه کار نیز کارهای نیکی انجام می دهند و کمتر انسانی است که کفر، عناد و مخالفت با خدا، همه وجود او را فرا گرفته باشد. همان کارهای نیک و خوب گنه کاران، کمال اختیاری آنان است و ارزش آفرینش را داشت . آنان با همان کمال اختیاری، می توانند مشمول رحمت الهی شوند؛ هر چند که حتی اگر کفر تمام وجود انسانی را فرا گیرد، باز حکمت اقتضا می کرد که آفریده شود؛ زیرا او نیز موجودی است که می تواند با اختیار خود به کمال برسد.

موفق باشید.

[1] .ابراهیم/8.

[2] .فصلت/46.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code