• یکشنبه، ۶ بهمن ۱۳۹۸
  • الأحد، 30 جماد أول 1441
  • Sunday, 26 January 2020

سؤال: آيا على بن ابراهيم قمى(از بزرگان شيعه در قرن سوم و چهارم) قائل به تحریف قرآن بوده است؟

سؤال: آيا على بن ابراهيم قمى(از بزرگان شيعه در قرن سوم و چهارم) قائل به تحریف قرآن بوده است؟

جواب:برخى از محدثان شيعى، مانند محدث نورى و (نيز ظاهر كلام) محدث فيض كاشانى، على بن ابراهيم قمى را با استناد به تفسير منسوب به وى، در زمره‏ى تحريف‏ گرايان قرار مى‏ دهند. محدث نورى مى ‏نویسد:

«متن تفسير على بن ابراهيم قمى كه از اخبار تحريف نما پر است، نشان دهنده‏ ى ديدگاه وى درباره ‏ى وجود تغيير و نقصان در قرآن است؛ همان گونه كه در مقدمه‏ ى تفسيرش نيز، با صراحت، گرايش خود به تحريف را بيان كرده است».[1]

مرحوم فيض كاشانى نيز همين ديدگاه را درباره ‏ى على بن ابراهيم دارد. [2] اين نوع داورى ‏ها نيز بهانه‏ اى به دست جمعى از سلفيان داده تا از ميان قدماى شيعه، على بن ابراهيم قمى را در زمره‏ ى تحريف‏گرايان به حساب آورند.[3] دكتر ناصر قفارى- از همين تيره- نيز با افزودن اين مطلب نكته‏ اى ديگر بر اين مطلب مى‏ گويد:

«با آن كه كتاب تفسير قمى پر از روايات تحريف است [آية اللّه‏] خويى روايات تفسير قمى را توثيق كرده است [و اين حكايت از صحت احاديث در اين زمينه در كتاب تفسير قمى دارد]». [4]

سپس در ادامه مى ‏گويد:

«تمام شيعه اين تفسير را ارج مى ‏نهند». [5]

بى ‏گمان كتابى كه هم اكنون در دسترس ماست، يعنى تفسير روايى پر ارج از قرآن، با يك مقدمه‏ ى طولانى كه به نام تفسير على بن ابراهيم قمى مشهور است، از على بن ابراهيم قمى نيست؛ چون در آخر مقدمه‏ ى اين تفسير چنين آمده است:

«أقول: تفسير بسم اللّه الرحمن الرحيم حدثنى ابو الفضل العباس بن محمد بن القاسم العلوي قال: حدّثنا أبو الحسن على بن ابراهيم القمى قال:حدّثنى ابى رحمه اللّه عن ….» [6]

از اين عبارت استفاده مى ‏شود كه مقدمه‏ ى تفسير، از خود على بن ابراهيم قمى نيست، بلكه از فردى مجهول است كه با عبارت «حدّثنى، به من خبر داد» از ابو الفضل العباس علوى روايت مى‏ كند؛ چه اين كه در كتاب‏هاى رجالى شرح حالى از ابو الفضل العباس علوى به چشم نمى ‏خورد. با دقت در متن تفسير، روشن مى‏ گردد كه بيش‏تر روايات اين تفسير، با سند على بن ابراهيم قمى نقل نشده است. مؤلف اين تفسير كه شاگرد- با واسطه ‏ى- على بن ابراهيم قمى است، حداقل از سه تفسيرى كه در اختيارش بوده است (تفسير على بن ابراهيم قمى- كه شايد همان است كه نديم در كتاب فهرست خود با عنوان كتاب اختيار القرآن نام برده است [7]- تفسير ابى الجارود [8] (زياد بن منذر) و تفسير فرات كوفى كه هم طبقه ‏ى ابو جعفر كلينى است) اين مجموعه را تدوين كرده و چون بيش‏تر مطالب وى، آراى على بن ابراهيم و يا با واسطه ‏ى سند اوست، به نام تفسير على بن ابراهيم مشهور شده است.

وى در موارد متعدد، با تعبير «قال على بن ابراهيم» رأى قمى را بدون واسطه (كه ظاهرا از تفسير على بن ابراهيم قمى برگرفته) مى‏آورد [9] و گاهى هم با واسطه‏ ى شاگرد ايشان، يعنى ابو الفضل العباس العلوى، روايتى را نقل‏ مى‏ كند [10] و در مواردى هم با صراحت مى ‏گويد: «اين مطلب در روايت على بن ابراهيم نيست».[11] در برخى از موارد ظاهر كلام مؤلف نيز نشان مى ‏دهد كه ديدگاه خودش را درباره‏ى تفسير آيات آورده است. [12]

بنابراين نمى‏ توان با استناد به اين تفسير، على بن ابراهيم قمى را در زمره ‏ى تحريف‏ گرايان قرار داد؛ اما درباره‏ ى توثيق اسانيد روايات اين تفسير توسط آية اللّه خوئى بايد گفت: با اين فرض كه شاگرد بدون واسطه‏ ى على بن ابراهيم قمى، يعنى ابو الفضل العباس العلوى و نيز شاگرد با واسطه‏ ى او (يعنى كسى كه اين تفسير را گرد آورده و مشخص نيست چه كسى است) هر دو موثق باشند و بتوان به آنچه هم اكنون از تفسير قمى به دست ما رسيده اعتماد كرد، در اين صورت ديدگاه آية اللّه خوئى كه مى ‏گويد: «جملگى مشايخ على بن ابراهيم كه در تفسيرش از آنان روايتى با سند از يكى از معصومان نقل مى‏ كند، موثق‏ اند؛ چون خود على بن ابراهيم در مقدمه‏ى تفسيرش از وثاقت مشايخ خود خبر داده است»،[13] تنها درباره ‏ى راويان احاديثى خواهد بود كه على بن ابراهيم با سند خود از معصومان نقل كرده است.

تعداد اين احاديث نسبت به ساير احاديث و اقوال در اين تفسير اندك‏ اند و از ميان آنان احاديثى كه ظهور در تحريف قرآن دارند، به مراتب كم‏تر خواهند بود؛ افزون بر آن، هرگز در شيوه‏ى آية اللّه خويى و محققان ديگر، وثاقت راوى و صحت سند به معناى پذيرش متن حديث نيست؛ [14] زيرا اين وثاقت، تنها دروغ‏گويى راوى را برطرف مى ‏سازد؛ اما احتمال لغزش، خطا و نسيان راوى هم‏چنان پابرجاست و بايد با فحص از قراين و شواهد درونى و بيرونى، و نيز بررسى معارض‏ه اى حديث، به فهم واقعى حديث پى ‏برد.

نظریه مختار:

به نظر ما پس از بررسى و ژرف نگرى در متن اين احاديث روشن مى ‏گردد كه اكثر روايات تحريف قرآن در اين‏ تفسير از موضع نزاع بيرون ‏اند و درباره‏ ى اختلاف قرائت‏ها و تحريف در معناى آيات، اختلاف در تأليف و … مى ‏باشد.

محدث فيض كاشانى نيز كه تفسير منسوب به على بن ابراهيم را مملوّ از اين روايات مى‏داند، ديدگاه خود را تصحيح كرده مى ‏نويسد:

برخى از اين محذوفات، از قبيل تفسير و بيان و تبديل از حيث معناست و از متن قرآن محسوب نمى‏ شوند … چه اين كه مراد از اصطلاح «كذا انزلت؛ آيه چنين نازل شده است» كه در برخى از اين احاديث آمده، تفسير و بيان قرآن است، نه آن كه در الفاظ قرآن چيزى بوده كه با تحريف ساقط شده باشد ….[15] وی سپس با بيان قراين و شواهد، به تحكيم اين ديدگاه پرداخته است.[16]

با توجه به مطالب فوق نمی توان قول به تحریف قرآن را به «علی بن ابراهیم قمی» نسبت داد.[17]

[1] . ميرزا حسين نورى، الفيض القدسى فى ترجمة العلامه المجلسى، ص 25.

[2] . ملا محسن فيض كاشانى، الصافى فى تفسير القرآن، ج 1، ص 47.

[3] . ر. ك: احسان الهى ظهير، الشيعة و القرآن، ص 36؛ محمد مال اللّه، الشيعة و تحريف القرآن، ص 59، و السيف محمد عبد الرحمن، شيعة الاثنى عشرية و تحريف القرآن، ص 6، 13 و 47.

[4] . ناصر قفارى، ص 226.

[5] . همان، ص 269.

[6] . على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، ج 1، ص 27. براى توضيح بيش‏تر در اين‏باره، ر. ك: آغاز بزرگ تهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، ج 4 ص 303.

[7] . محمد بن اسحاق نديم، الفهرست، ص 277.

[8] . ر. ك: على بن ابراهيم قمى، همان، ج 2، ص 21، 27 و …

[9] . ر. ك: همان، ج 1، ص 299، ج 2، ص 21، 101، 111 و …

[10] . ر. ك: همان، ج 1، ص 27.

[11] . ر. ك: على بن ابراهيم قمى، همان، ج 2، ص 360.

[12] . همان، ج 1، ص 367؛ ج 2، ص 303.

[13] . سيد ابو القاسم خويى، معجم رجال الحديث، ج 1، ص 49.

[14] . سيد ابو القاسم خويى، البيان فى تفسير القرآن، بحث «صيانة القرآن عن التحريف» ص 197- 259.

[15] . ملا محسن فيض كاشانى، الصافى فى تفسير القرآن، ج 1، ص 67، و ر. ك: همو، الوافى، ج 7، ص 1778.

[16] . همان.

[17] . ر.ک: تحريف ناپذيرى قرآن، فتح الله نجار زادگان، ص215.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code