• دوشنبه، ۲۷ آبان ۱۳۹۸
  • الإثنين، 20 ربيع أول 1441
  • Monday, 18 November 2019

سؤال: حجر الاسود چه سنگی است و چه ویژگی هایی دارد؟

سؤال: حجر الاسود چه سنگی است و چه ویژگی هایی دارد؟

جواب: حجرالأسود به سنگ سياهى گويند كه در ركن «اسود» يا «شرقى» نصب شده است. اين سنگ تاريخى پرفراز و فرود داشته. رواياتى كه ابن عباس و ديگران از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده ‏اند، دليل بر اين است كه «حجرالأسود» و «مقام ابراهيم»، هر دو از بهشت و از گوهرهاى آن هستند، که در زمين غير از آن دو، چيزى از بهشت نيست؛ اگر مشركان، به آن دو، دست نكشيده و آن را آلوده نساخته بودند، هيچ دردمندى آن را مسح نمى ‏كرد جز آن‏كه خداوند شفايش مى‏داد.[1] همچنين از پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه حجرالأسود ياقوتى سفيد از ياقوت‏هاى بهشت بوده و خداوند آن را به سبب گناه گناهكاران دگرگون [سياه‏] كرده است.[2]

از ابن عباس نقل شده است كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله فرمود:«خداوند در روز قيامت حجرالأسود را با دو چشم، كه به وسيله آن مى‏ بيند و زبانى كه با آن سخن مى‏گويد، مبعوث مى‏كند و او به سود كسانى كه با حق و راستى، آن را مسح كرده ‏اند گواهى مى‏دهد».[3]

در روايات آمده است: اين سنگ همانند دست راست خدا در زمين است كه با بندگان خود به وسيله آن مصافحه مى‏كند، همان‏طور كه شما با برادران خود دست مى‏دهيد و هركس كه محضر پيامبر صلى الله عليه و آله را درك نكرده باشد و به اين سنگ دست بكشد، مثل آن است كه با خدا و پيامبرش بيعت كرده است.[4]

همچنين از ابن عباس نقل شده كه حجرالأسود و مقام ابراهيم عليه السلام همراه حضرت آدم عليه السلام فرود آمده‏ اند؛ شبى كه آدم عليه السلام هُبوط كرد، هنگام صبح، آن دو را شناخت و با آن‏ها انس گرفت.[5] ابراهيم عليه السلام نیز به هنگام ساخت كعبه، از كوه ابوقبيس ندايى شنيد كه اى ابراهيم، براى تو امانتى است نزد من. ابراهيم رفت و حجرالأسود را گرفت و در ركن كعبه نصب كرد.[6]

اين سنگ تاكنون چندين بار از جاى خود برداشته شده است. پيش از اسلام در دوران «جُرهميان، اياد، عمالقه و خُزاعه» چندين بار برداشته و دوباره نصب گرديده است.

هنگام تجديد بناى كعبه به دست قريش- در دوران جوانى پيامبر صلى الله عليه و آله- بر سر نصب آن مشاجره‏ اى جدّى ميان قبايل قريش پديد آمد؛ آن حضرت با تدبيرى حساب شده حجرالأسود را در جاى كنونى نصب كرد؛ به اين شكل، از يك سو همه قبايل را در اين افتخار شريك ساخت و از سوى ديگر مانع يك خونريزى حتمى شد.[7]

پس از ظهور اسلام، در بازسازى عبداللَّه بن زبير و حَجّاج نيز اين سنگ از جا برداشته ولى بار ديگر نصب شد. در قرن سوم هجرى، قرامطه نيز آن را ربوده و به شام بردند ولى يك‏سال طول نكشيد كه آن را بازگردانده و در جاى خود نصب كردند.[8] در سال 317 ق. باز قرامطه اين سنگ را ربودند و در سال 339 ق. آن‏را دوباره بازگرداندند.[9]

اين سنگ، كه نزديك به پنجاه تكه است، با بست‏هاى فلزى و نقره‏اى به يكديگر متصل و در يك قاب نقره‏اى قرار داده شده است.

براى بوسيدن و استلام حجرالأسود، روايات بى‏شمارى نقل ‏شده‏است؛ به‏ ويژه اين‏كه پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله بيشتر آن را بوسيده و يا استلام مى‏ كردند. [10] از ايشان نقل شده كه دست كشيدن به آن، گناهان را مى‏ ريزد؛ لذا بسيارى از صحابه براى بوسيدن و استلام آن، خود را به زحمت مى‏ انداختند؛ البته روایاتی از معصومین نقل شده است که فرموده اند: براى استلام حجر دیگران را مورد آزارقرار ندهید، اگر خلوت بود، آن را ببوسید يا بر آن دست بكشید، در غیر این صورت از دور به آن به آن سلام نمائید.[11]

پيامبر صلى الله عليه و آله نیز در فتح مكّه و حَجّة الوداع با چوب‏دستىِ خود، آن را از دور استلام كردند و دوست نداشتند مردم را از آن كنار بزنند. بسيارى از صحابه نيز پس از استلام حجر دست‏هاى خود را مى‏ بوسيدند.[12]

 

[1] .حر عاملی، وسائل الشیعة(الاسلامیة)،ج9،ص404:« محمد بن علي بن الحسين قال : روي عن النبي صلى الله عليه وآله والأئمة عليهم السلام أنه إنما يقبل الحجر الأسود ويستلم ليؤدي إلى الله العهد الذي اخذ عليهم في الميثاق وإنما يستلم الحجر لان مواثيق الخلائق فيه ، وكان أشد بياضا من اللبن فاسود من خطايا بني آدم ولولا ما مسه من أرجاس الجاهلية ما مسه ذو عاهة إلا برأ».

[2] . المبارکفوری، تحفةالاحوزی، ج1،ص25:«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم الحجر الأسود ياقوتة بيضاء من الجنة وكان أشد بياضا من الثلج»؛ صحیح ابن خزیمة، ج4،ص220:« عن بن عباس عن النبي صلى الله عليه وسلم قال الحجر الأسود ياقوتة بيضاء من ياقوت الجنة وإنما سودته خطايا المشركين يبعث يوم القيامة مثل أحد يشهد لمن استلمه وقبله من أهل الدنيا».

[3] . ازرقى ، اخبار مكّه و ماجاء فيها من الآثار، ترجمه محمود مهدوى دامغانى،ص 242؛ حر عاملی، وسائل الشیعة(الاسلامیة)،ج9،ص406:« وان الركن يمين الله في أرضه بعد الحج ، وليبعثنه الله يوم القيامة وله لسان وشفتان وعينان ولينطقه الله يوم القيامة بلسان طلق ذلق ليشهد لمن استلمه بحق ، واستلامه اليوم بيعة لمن لم يدرك بيعة رسول الله صلى الله عليه وآله».

[4] . فاسى المكى، شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، ج 1، ص 277؛ شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج 5، ص 102.

[5] . همان، ص 243.

[6] . كلينى، همان، ج 4، ص 205؛ حر عاملى، وسائل الشیعة(الاسلامیة)، ج 9، ص 328.« عن عقبة بن بشير ، عن أحدهما عليهما السلام قال : إن الله عز وجل أمر إبراهيم ببناء الكعبة ، وأن يرفع قواعدها ، ويرى الناس مناسكهم ، فبنى إبراهيم وإسماعيل البيت كل يوم ساقا حتى انتهى إلى موضع الحجر الأسود ، قال أبو جعفر عليه السلام : فنادى أبو قبيس إبراهيم عليه السلام إن لك عندي وديعة ، فأعطاه الحجر فوضعه موضعه».

[7] . ابن هشام، همان، ج 1، ص 197؛ مسعودى، همان، ج 2، ص 280؛ ابن حجر عسقلانى، فتح البارى بشرح صحيح البخارى، ج 7، ص 115 و ج 3، ص 362؛ حرّ عاملى، همان، ص 329.

[8] . فاسى المكى، همان، ج 1، صص 313 و 314.

[9] . ابن‏وردى، تاريخ‏ابن‏وردى، ج 1، ص 394؛ ابن‏حجرعسقلانى، فتح‏البارى بشرح‏صحيح‏البخارى، ج 3، ص 363.

[10] . حر عاملى، همان، ج 9، ص 402، شيخ طوسى، همان، ج 5، ص 103.

[11] .علامۀ حلی، تذکرة الفقهاء، ج8،ص103:« فإن لم يتمكن من ذلك ، أشار إليه بيده – وبه قال الشافعي لقول الصادق عليه السلام : ” فإن وجدته خاليا وإلا فسلم من بعيد “. وسئل الرضا عليه السلام : عن الحجر الأسود أيقاتل عليه الناس إذا كثروا ؟ قال : ” إذا كان كذلك فأوم بيدك»؛ البیهقی، سنن الکبری، ج5،ص81:« …فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم يا عمر لا تزاحم عند الركن فإنك تؤذى الضعيف فان رأيت خلوة فاستلمه والا فاستقبله وكبر».

[12] . ازرقى، همان، صص 260- 251؛ فاكهى، همان، ج 1، ص 97؛ زيعلى الحنفى، نصب الرايه لاحاديث الهدايه، ج 3، ص 38؛ مسلم، صحيح، ج 9، ص 16.« طاف رسول الله صلى الله عليه و سلم بالبيت في حجة الوداع على راحلته يستلم الحجر بمحجنه لأن يراه الناس وليشرف وليسألوه فإن الناس غشوة».

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code