• جمعه، ۴ بهمن ۱۳۹۸
  • الجمعة، 28 جماد أول 1441
  • Friday, 24 January 2020

سؤال: معیا ر اسلامی بودن فرق یا مذاهب کلامی چیست؟

سؤال: معیا ر اسلامی بودن فرق یا مذاهب کلامی چیست؟

جواب: معيار اسلامى بودن يك فرقه يامذهب كلامى اين است كه اسلام را قبول داشته و مسلمان باشد؛ اما سؤال اين است كه اسلام چيست؟ ومسلمان كيست؟

اسلام در لغت مشتق از «سِلْم» و به معنى داخل شدن در سلامتى و آرامش و انقياد است.[1]و معنى اصطلاحى و شرعى آن عبارت است از تديّن به دين اسلام.[2] حال اگر كسى به وجود خداوند و يگانگى او و نبوت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و آنچه او از جانب خداوند آورده است اقرار كند، مسلمان خواهد بود و اين نخستين مرتبه از اسلام و ايمان است كه آثار شرعى اسلام كه در كتب فقه بيان شده، بر آن مترتّب مى گردد؛ يعنى جان و مال او حرمت پيدا مى كند، ارث مى برد، در قبرستان مسلمانان دفن مى شود و … .

اينك عبارت هاى را از عدّه اى از بزرگان علماى شيعه و اهل سنّت يادآور مى شويم:

1. صاحب عروة الوثقى گفته است:

«يكفى فى الحكم باسلام الكافر إظهاره الشهادتين و إن لم يعلم موافقة قلبه للسانه، لا مع العلم بالمخالفة»؛[3] در حكم به اسلام كسى كه كافر بوده همين مقدار كه شهادتين را اظهار كند، كافى است، هرچند موافقت قلب او با زبانش معلوم نباشد، ولى اگر علم به عدم موافقت قلب او با زبانش داشته باشيم، اظهار شهادتين، در حكم به اسلام او كافى نيست.

در مورد قيد اخير(علم به مخالفت) از سوى مجتهدان و فقهاى معاصر آراى مختلفى ابراز شده است: امام خمينى(قدس سره) آن را مطابق احتياط دانسته، ولى آيات عظام: خويى، گلپايگانى و خوانسارى، اظهار شهادتين را، هرگاه طبق موازين بوده و با شك و ترديد يا قرينه اى كه بر عدم اعتقاد قلبى او دلالت مى كند همراه نباشد، كافى دانسته اند.

2ـ علاّمه مجلسى در تعريف اسلام چنين گفته است:

«الإسلام هو الإذعان الظاهر باللّه و برسوله و عدم انكار ما علم ضرورة من دين الإسلام، فلا يشترط فيه ولاية الائمة عليهم السلام و لا الإقرار القلبى، فيدخل فيه المنافقون و جميع المسلمين ممن يظهر الشهادتين، عدا النواصب و الغلاة…»؛[4] اسلام عبارت است از اذعان ظاهرى به وجود خدا و رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و انكار نكردن آنچه از ضروريات دين اسلام است، بنابر اين ولايت ائمه ى طاهرين در حكم به مسلمانى افراد شرط نيست، چنان كه اقرار قلبى نيز شرط نيست. در اين صورت منافقان و همه ى فرقه هاى مسلمان كه شهادتين را اظهار كرده اند، جز نواصب و غلات، داخل در اسلام خواهند بود.

3ـ ملاّ على قارى در شرح فقه اكبر از ابو حنيفه نقل كرده كه گفته است:

«لا نكفّر أحداً من اهل القبلة».

آنگاه افزوده است: اين عقيده ى اكثر فقهاست.[5]

4. فخرالدين رازى گفته است:

«الكفر عبارة عن إنكار ما علم بالضرورة مجيء الرسول به، فعلى هذا لايكفّر أحد من أهل القبلة»؛[6] كفر عبارت است از انكار آنچه بالضرورة معلوم است كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند آورده است. بنابر اين هيچ يك از اهل قبله تكفير نمى شود.

5. مؤلف «المواقف في علم الكلام» گفته است:

«اكثريت متكلمان و فقهاء بر اين عقيده اند كه هيچ يك از اهل قبله تكفير نمى شود».[7]

در اين جا يادآورى اين نكته لازم است كه گاهى در احاديثى كه از ائمه ى طاهرين عليهم السلام در باب عقايد روايت شده، برخى از عقايد نادرست از پاره اى فرق به عنوان عقيده اى كفرآميز يا شرك آلود به شمار آمده است؛ مانند اعتقاد به زيادت صفات خداوند بر ذات او و نظاير آن. كفر و شرك در اين گونه روايات ناظر به مراتب دقيق و عميق اسلام و ايمان است، نه مرتبه ى ظاهرى آن، چنان كه از ريا به عنوان شرك ياد شده است، و مقصود شرك خفى است. بدين جهت امام على عليه السلام نفى صفات زايد بر ذات را كمال اخلاص در توحيد دانسته، مى فرمايد: و كمال توحيده الاخلاص له، و كمال الاخلاص له نفي الصفات عنه. [8][9]

[1] . مفردات راغب، کلمۀ «سلم»؛ مجمع البیان،ج1،ص420.

[2] . اسلم فلان :ای تدین بالاسلام، اقرب الموارد، ج1، کلمه«سلم».

[3] . عروةالوثقی، ج1،ص286.

[4] . بحار الانوار، ج68، ص244.

[5] .شرح فقه اکبر، ص189.

[6] . تلخیص المحصل، ص405.

[7] .شرح المواقف، ج8، ص339.

[8] .نهج البلاغة، خطبۀ اول.

[9] .فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی، ص21.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code