• دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۸
  • الإثنين، 1 جماد ثاني 1441
  • Monday, 27 January 2020

سؤال: نظر مفسرین اهل سنت راجع به آیه ی متعه چیست؟

سؤال: نظر مفسرین اهل سنت راجع به آیه ی متعه چیست؟

جواب: اکثر مفسران اهل سنت در تفسیر آیه ی شریفه ی: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً)؛[1] آیه را مربوط به نکاح دائم دانسته اند؛ اما با این حال تفسیر آیه به نکاح متعه را نیز به عنوان قول دیگری نقل نموده اند، منتهی بدین شکل که معتقدند جواز چنین امری مربوط به صدر اسلام بوده و چنین حکمی نسخ گردیده و نکاح متعه تا قیامت حرام دانسته شده است؟! که ما به ذکر کلام برخی از صاحبان تفسیر می پردازیم:

1)‌ سمرقندی(م373هـ) در تفسیر این آیه می نویسد: مقاتل بن سلیمان قائل بوده که آیه مربوط به نکاح متعه است…و حلال بودن آن در برخی از جنگها بوده که بد از آن مورد نهی واقع شده است:
« فما استمتعتم به منهن؛ قال مقاتل يعني به المتعة أي فما استمتعتم منهن إلى أجل مسمى ” فآتوهن أجورهن ” يعني أعطوهن ما شرطتم لهن من المال وإنما كانت إباحة المتعة في بعض المغازي ثم نهي عن ذلك وروي عن ابن عباس أنه كان يقرأ ” فما استمتعتم به منهن ) إلى أجل مسمى…».[2]

2) ثعلبی(م427هـ) مفسر بزرگ اهل سنت و جماعت می نویسد: گروه دیگری معتقدند که آیه مربوط به نکاح متعه می باشد. سپس در آیه اختلاف شده که آیا آیه محکم بوده یا خیر آیه نسخ شده است:
«وقال آخرون: هو نكاح المتعة، ثم اختُلف في الآية أمحكمة هي أم منسوخة؟».[3]

3) بغوی(م510هـ) نیز در این رابطه می نویسد: گروهی از مفسرین معتقدند آیه مربوط به نکاح متعه است:
«وَقَالَ آخَرُونَ: هُوَ نِكَاحُ الْمُتْعَةِ وَهُوَ أَنْ يَنْكِحَ امْرَأَةً إِلَى مُدَّةٍ فَإِذَا انْقَضَتْ تِلْكَ الْمُدَّةُ بَانَتْ مِنْهُ بِلَا طَلَاقٍ».[4]

4) فخر رازی(م606هـ) نیز در تفسیر خود در بیان احتمال دوم از آیه می نویسد: مراد از این آیه حکم متعه است. که اتفاق وجود دارد بر اینکه چنین عملی در ابتدای اسلام مباح بوده است:
«القول الثاني: أن المراد بهذه الآية حكم المتعة، …اتفقوا على أنها كانت مباحة في ابتداء الإسلام»؛[5]

5) قرطبی(م671هـ) مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر این آیه می نویسد: نظر جمهور مفسرین آن است که آیه مربوط به نکاح متعه که در صدر اسلام بوده می باشد:
«واختلف العلماء في معنى الآية ؛ …وقال الجمهور: المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام».[6]

6)‌ بیضاوی(685هـ) مفسر بزرگ اهل سنت می نویسد: گفته شده آیه در مورد نکاح متعه نازل شده است:
«وقيل : نزلت الآية في المتعة التي كانت ثلاثة أيام حين فتحت مكة ثم نسخت».[7]

7)‌ ابن کثیر دمشقی(م774هـ) نیز می نویسد: به عموم آیه بر نکاح متعه استدلال شده است که شکی نیست در ابتدای اسلام حلال بوده و سپس نسخ گردیده است:
«وقد استدل بعموم هذه الآية على نكاح المتعة، ولا شك أنه كان مشروعًا في ابتداء الإسلام، ثم نسخ بعد ذلك… وقال مجاهد: نزلت في نكاح المتعة، ولكن الجمهور على خلاف ذلك…».[8]

8) شوکانی(م1250هـ) عالم بزرگ سلفی اهل سنت در تفسیر این آیه می نویسد: جمهور معتقدند آیه در مورد نکاح متعه می باشد که در صدر اسلام رواج داشته است:
«وقد اختلف أهل العلم في معنى الآية … وقال الجمهور : إن المراد بهذه الآية نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام ».[9]

با توجه به مطالب فوق روشن می گردد، شکی نیست که تفسیر آیه شریفه به نکاح متعه در کلام بسیاری از مفسرین به عنوان احتمال دوم از تفسیر آیه بیان شده و در کلام قرطبی و شوکانی نیز گذشت که این دو عالم بزرگ اهل سنت، تفسیر آیه به نکاح متعه را قول جمهور مفسرین بیان داشته اند.

صرف نظر از آیه ی شریفه، مشروعیت نکاح متعه در سنت قطعیه وارد شده است و این امر جزو بدیهیات تاریخ اسلام است؛ آنچه محل خلاف است آن است که این حکم قطعی آیا نسخ شده است یا خیر؟ اهل سنت مدعی نسخ این حکم الهی می باشند و این در حالی که هیچ دلیل قابل قبولی بر نسخ این حکم اقامه نشده است؛ بلکه آنچه اتفاق اقتاده آن است که حکم قطعی و سنت مشروع در نزد عامه به واسطه ی ظن و گمان حرام دانسته شده است؟

[1] . النساء/24:« و زنانى را كه متعه مى‏ كنيد مهر آنها را، واجب است بپردازيد».

[2] . بحر العلوم، أبو الليث نصر بن محمد بن إبراهيم السمرقندي الفقيه الحنفي، ج1، ص319.دار النشر : دار الفكر – بيروت.

[3] . الكشف والبيان عن تفسير القرآن، الثعلبي،ج3،‌ص286، دار إحياء التراث العربي، بيروت – لبنان.

[4] . معالم التنزيل في تفسير القرآن،‌ البغوی، ج2، ص193،‌ دار طيبة للنشر والتوزيع.

[5] . مفاتيح الغيب من القرآن الكريم، الرازي، دار إحياء التراث العربى، ج1،ص1419.

[6] . الجامع لأحكام القرآن، أبو عبد الله القرطبي، ج5،ص129، دار عالم الكتب، الرياض، المملكة العربية السعودية.

[7] . أنوار التنزيل وأسرار التأويل، البیضاوی،‌ج2، ص69، دار إحياء التراث العربي – بيروت.

[8] . تفسير القرآن العظيم، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقي،ج2،ص259،دار طيبة للنشر والتوزيع.

[9]. فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير، محمد بن علی الشوکانی، ج1،ص518، دار ابن كثير، دار الكلم الطيب – دمشق، بيروت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code