• دوشنبه، ۲۷ آبان ۱۳۹۸
  • الإثنين، 20 ربيع أول 1441
  • Monday, 18 November 2019

عراف کیست و حکم فقهی آن چگونه است؟

عراف کیست و حکم فقهی آن چگونه است؟

جواب:
یکی از کسب های حرام در فقه فریقین(شیعه-سنی) کهانت و خبر از آینده به صورت قطع است که به این افراد «عرّاف» گفته می شود.
در معناى «کاهن» و «عرّاف» اختلاف نظر است، هر چند که نقطه ی مشترک هر دو خبر از امور مخفی بر دیگران است.
طريحى مى‌ نویسد: «كاهن كسى است كه اخبار اتفاقات آينده را دريافت مى‌كند و مدّعى است اخبار سرّى را مى‌داند. گفته‌اند: در ميان عرب، كاهنانى همچون شق و سطيح و ديگران بوده‌اند. برخى از ايشان مى‌پنداشته‌اند كه يكى از جنيان، فرمان‌بردار اوست و به وى اخبار را گزارش مى‌كند و بعضى مى‌پنداشته‌اند از كلام سائل يا اعمال و رفتارش پى به مسائلى مى‌برند كه به اين افراد عرّاف گفته می شود، مانند كسى كه ادّعا مى‌كند مى‌تواند اشياى دزدى را پيدا كند يا دانا به جاى گم‌شده است و امثال آن‌ها».[1]
راغب اصفهانی نیز در معنای این دو واژه می نویسد: «كاهن كسى است كه از اخبار گذشته ی مخفى از روى ظنّ خبر مي دهد و عرّاف آنست كه از اخبار آينده همينطور خبر می دهد[2] و چون اين دو صناعت مبنى بر ظنّ است كه گاهى درست و گاهى نادرست در می آيد؛ لذا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: «هر كه پيش عرّافى يا كاهنى بيايد و قول او را‌ تصديق كند به آنچه بر ابو القاسم نازل گشته كافر شده است‌«.[3]
در فقه مذاهب اهل سنت کهانت و اخبار از آینده حرام دانسته شده است.[4] همچنانکه در فقه شیعه نیز تعلیم و تعلم و استفاده از این علم حرام دانسته شده است.[5]

پی نوشت:
[1] . الطریحی، مجمع البحرین، ج6، ص305: «الكاهن هو الذي يتعاطى الخبر عن الكائنات في مستقبل الزمان، و يدعي معرفة الأسرار قيل: و كان في العرب كهنة كشق و سطيح و غيرهما فمنهم من كان يزعم أن له تابعا من الجن يلقي إليه الأخبار، و منهم من كان يزعم أنه يعرف الأمور بمقدمات أسباب يستدل بها على مواقعها من كلام من يسأله أو فعله أو حاله، و هذا يخصونه باسم العراف كالذي يدعي معرفة الشي‏ء المسروق، و مكان الضالة و نحوهما…».
[2] . در موسوعه ی کویتیه بر خلاف این آمده است و عراف به کسی که از اخبار گذشته خبر می دهد اطلاق شده است.(الموسوعة الکویتیة،‌ج30، ص33). «وَالْفَرْقُ بَيْنَ الْكَاهِنِ وَالْعَرَّافِ : أَنَّ الْكَاهِنَ مَنْ يُخْبِرُ بِوَاسِطَةِ النَّجْمِ عَنِ الْمَغِيبَاتِ فِي الْمُسْتَقْبَل ، بِخِلاَفِ الْعَرَّافِ فَإِنَّهُ الَّذِي يُخْبِرُ عَنِ الْمَغِيبَاتِ الْوَاقِعَةِ أَيْ : فِي الْمَاضِي».
[3]. الراغب الاصبهانی، المفردات الفاظ القرآن، ص728: «كهنالْكَاهِنُ: هو الذين يخبر بالأخبار الماضية الخفيّة بضرب من الظّنّ، و العرّاف الذي يخبر بالأخبار المستقبلة على نحو ذلك، و لكون هاتين الصّناعتين مبنيّتين على الظّنّ الذي يخطئ و يصيب قال عليه الصلاة و السلام: «من أتى عرّافا أو كَاهِناً فصدّقه بما قال فقد كفر بما أنزل على أبي القاسم».
[4] . الموسوعة الکویتیة،‌ ج30، ص34: «الْعِرَافَةُ حَرَامٌ بِنَصِّ الْحَدِيثِ النَّبَوِيِّ ، فَعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَال : قَال رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : مَنْ أَتَى كَاهِنًا أَوْ عَرَّافًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُول فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِل عَلَى مُحَمَّدٍ. قَال ابْنُ حَجَرٍ : الأْصْل فِيهِ اسْتِرَاقُ الْجِنِّ السَّمْعَ مِنْ كَلاَمِ الْمَلاَئِكَةِ ، فَيُلْقِيهِ فِي أُذُنِ الْكَاهِنِ ، وَالْكَاهِنُ اسْمٌ يُطْلَقُ عَلَى الْعَرَّافِ. وَقَال النَّوَوِيُّ أَيْضًا : الْعَرَّافُ مِنْ جُمْلَةِ الْكُهَّانِ وَالْعَرَبُ تُسَمِّي كُل مَنْ يَتَعَاطَى عِلْمًا دَقِيقًا كَاهِنًا وَفِي حَدِيثِ مُسْلِمٍ عَنْ صَفِيَّةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَال: مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ ، لَمْ تُقْبَل لَهُ صَلاَةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً. قَال النَّوَوِيُّ : عَدَمُ قَبُول صَلاَتِهِ مَعْنَاهُ: أَنَّهُ لاَ ثَوَابَ لَهُ فِيهَا ، وَإِنْ كَانَتْ مُجْزِئَةً فِي سُقُوطِ الْفَرْضِ عَنْهُ».
[5] . الحلی، تحرير الاحكام، ج 2، ص 161: «يادگيرى سحر، شعبده، كهانت و قيافه و ياد دادن آن‌ها و گرفتن پول در مقابل آن‌ها حرام است … و كاهن كسى است كه دوست جنى دارد و اخبار را برايش مى‌آورد. كاهن اگر توبه نكند كشته مى‌شود»؛
السبزواری، كفاية الاحكام، ص87:‌«خلافى در مورد حرام بودن كهانت نمى‌شناسم»؛
الطباطبایی، رياض المسائل، ج 8، ص: 168: «اصل در تحريم آن پس از اجماع- كه در عبارات عده‌اى از اصحاب بدان تصريح شده است- روايات صريح مستفيض است»؛
الانصاری، مكاسب المحرمه (چاپ جديد)، ج 4، ص 227: «در هر حال هيچ خلافى در حرام بودن كهانت نيست»؛
الخویی،‌ مصباح الفقاهه، ج 1، ص 417 : «در هر حال كهانت دو قسم است: الف) كاهن از حوادث آينده خبر دهد به جهت ارتباط با شياطينى كه در محل استراق سمع از آسمان مى‌نشستند و بر اسرار، آگاهى مى‌يافتند سپس مى‌آمدند و براى اولياى خود بازگو مى‌كردند. ب) كاهن از اتفاقات و حوادث زمينى به جهت ارتباط با دسته‌اى از جنيان و شياطينى كه فقط اخبار و حوادث زمينى را به كاهن القا مى‌كردند خبر دهد؛ زيرا پس از بعثت پيامبر اكرم شياطين از رفتن به آسمان و خبرگيرى ممنوع شدند … و بخشى از روايات خاصّه و عامّه به علاوۀ خبر احتجاج، دلالت بر حرمت هر دو قسم كهانت مى‌كند».

http://www.askquran.ir/showthread.php?p=904755#post904755

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code