مشروعیت تلقین میت در قبر

مشروعیت تلقین میت در قبر

سوال

اگر ممکن است خواهشمندیم تفاوت دیدگاه ها و نظرات درباره تلقین میت مسلمان بعد از دفن را همراه با متن نظر علمای مذاهب چهارگانه در این رابطه را بیان کنید؟

پاسخ

حمد و ستایش مخصوص خداست، و درود و سلام بر رسول خدا و بر خاندان و صحابه اش باد، در این باره دیدگاه بسیاری از دانشمندان این است که تلقین میت بعد از دفن مستحب است و نمونه هایی از کسانی که این استحباب را به صراحت مطرح کرده اند در ادامه خواهد آمد:

حافظ فقیه نووی شافعی در کتاب خود به نام روضة الطالبین و عمدة المفتین، کتاب جنائز، باب دفن تصریح کرده است: این تلقین را عده ای از اصحاب ما از جمله قاضی حسین و صاحب تتمه و شیخ نصر مقدسی در کتاب خود التهذیب و نیز دیگران مستحب دانسته اند و قاضی حسین مستحب شمردن این مطلب از سوی اصحاب ما را مطلق دانسته است، اما حدیث وارد شده در این رابطه ضعیف است ولی محدثین و دیگر دانشمندان در احادیث با موضوع فضایل به دیده تسامح می نگرند، و نیز شواهدی از احادیث صحیح به [صحت یافتن] این روایت کمک می کند مانند این روایت: “اسألوا له التثبیت [از خدا] برای او ثبات قدم بخواهید” و نیز وصیت عمر بن عاص که گفت: نزد قبرم بمانید به قدری که شتری را نحر کنید و گوشت آن را تقسیم کنید تا به واسطه شما آرامش پیدا کنم و بدانم چگونه به فرستادگان پروردگارم [در قبر] پاسخ بدهم. این روایت را مسلم در صحیح خود آورده و مردم شام همواره از دوره اول و نیز در زمان کسانی که از وی پیروی می کردند، به این تلقین عمل می کردند.

حافظ نووی در فتاوای خود[1] می گوید: دیدگاه مورد نظر ما درباره تلقینی که در منطقه شام بعد از دفن رایج و معمول است، استحباب است، و عده ای از اصحاب ما از جمله قاضی حسین و ابوسعید متولی و شیخ ابوالفتح نصر مقدسی زاهد و ابوالقاسم رافعی و دیگران نیز بر این استحباب تصریح کرده اند.

فقیه علاء الدین مرداوی حنبلی در کتاب خود الانصاف فی معرفة الراجح من الخلاف، کتاب جنائز باب تلقین و خوشبو کردن میت بعد از دفن، چنین می گوید: نکته: تلقین میت بنا به نظر بیشتر اصحاب [ما] مستحب است.[2]

فقیه حنفی ابوبکر بن علی بن محمد حدادی عبادی یمنی زبیدی در الجوهرة النیرة که شرح مختصر القدوری درباره فروع حنفیه است در باب جنائز آن تصریح می کند: تلقین میت در قبر نزد اهل سنت عملی مشروع و مجاز است.

فقیه مالکی ابوعبدالله محمد بن یوسف عبدری مشهور به مواق در کتاب خود با عنوان التاج و الإکلیل لمختصر الخلیل، کتاب جنائز، باب زیارت قبور چنین می گوید: ابوحامد می گوید: تلقین میت بعد از دفن مستحب است و ابن عربی در مسالک خود می گوید: وقتی میت در قبر وارد می شود، مستحب است تلقین در همان ساعت گفته شود و این کاری است که نیکان و صالحان مدینه انجام می دهند.

طبرانی در معجم کبیر به نقل از سعید بن عبدالله اودی می گوید: اباامامه باهلی را در حالیکه در بستر مرگ بود دیدم که می گفت: وقتی مُردم با من همان کنید که رسول الله امر فرمود پس ایشان می فرمود: “وقتی یکی از برادران شما از دنیا رفت و بر وی خاک ریختید و قبر او را مهیا کردید پس یکی از شما در کنار سر قبر او بایستد و بگوید: ای فلانی فرزند فلان زن، پس او می شنود ولی جواب نمی دهد سپس بگوید: ای فلانی فرزند فلان زن، پس او می نشیند سپس بگوید: ای فلانی فرزند فلان زن، پس او می گوید: خداوند تو را رحمت کند مرا راهنمایی کن ولی شما این را حس نمی کنید، پس بگوید: به یاد بیاور حالتی را که با آن ازدنیا خارج شدی و آن گواهی به این است که خدایی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست و اینکه تو به خدایی الله و به دین اسلام و به نبوت محمد و به امام بودن قرآن راضی شده ای. پس منکر و نکیر هر یک دست دیگری را می گیرند و می گویند: برویم ما نزد کسی که حجت و دلیلش بر وی تلقین شده نمی نشینیم پس خود خداوند متعال به جای نکیر و منکر طرف احتجاج او قرار می گیرد” مردی گفت: ای رسول خدا اگر مادر آن میت را نشناختیم؟ فرمود: “پس [گوینده] او را به حوا نسبت بدهد [و بگوید] ای فلانی فرزند حوا.

حافظ نووی در اذکار[3] می گوید: از شیخ امام ابوعمر بن صلاح درباره این تلقین سوال شد، ایشان نیز در فتاوای خود می گوید: تلقین عملی است که اختیار کرده ایم و آن را انجام می دهیم و عده ای از اصحاب خراسانی ما نیز این را ذکر کرده اند، وی می گوید: در این باره حدیثی از ابی امامه روایت کرده ایم که سند آن تمام نیست ولی شواهدی چند و نیز عمل اهل شام در زمان های قدیم، به سندیت پیدا کردن آن کمک می کند.

حافظ نووی در شرح مهذب[4] می گوید: این حدیث هرچند ضعیف است ولی آرامش بخش است و محدثین و دیگر دانشمندان درمسامحه درباره روایت های با موضوع فضایل و ترغیب کردن و ترساندن اتفاق نظر دارند و شواهدی از روایات نیز به سندیت یافتن آن کمک می کنند مانند روایت: برای او ثبات قدم بخواهید، و وصیت عمرو بن عاص، که این دو روایت صحیح هستند و پیش از این درباره آنها صحبت کردیم و اهل شام همواره در زمان کسانی که از او پیروی می کردند و تا همین امروز نیز به این وصیت عمل کرده اند.

حافظ ابن حجر در تلخیص حبیر [5]می گوید: اسناد این حدیث خوب است و ضیاء آن را در احکام خود تقویت کرده است و عبدالعزیز این روایت را در الشافی و الراوی از ابی امامه سعید آزدی آورده است، ابن ابی حاتم درباره آن اظهار نظری نکرده است [بیض له یعنی درباره آن سکوت کرده و نفیا و اثباتا توضیح نداده است به امید اینکه بعدها درباره آن به نتیجه ای برسد] ولی شواهدی برای آن موجود است از جمله روایتی که سعید بن منصور از راشد بن سعد و ضمرة بن حبیب و دیگران آورده که گفتند: وقتی قبر میت مهیا شد و مردم از او رویگردان شدند [که برگردند و بروند] آنها مستحب می دانند که در کنار قبر به میت، سه مرتبه چنین گفته شود ای فلانی بگو لا اله الا الله بگو گواهی میدهم که خدایی جز الله نیست، بگو پروردگارم الله و دینم اسلام و پیامبرم محمد است و سپس باز گردد و برود.

محدث اسماعیل عجلونی در کتاب خود کشف الخفاء[6] می گوید: [او] در کتاب لآلی می گوید، تلقین میت بعد از دفن در قالب حدیثی آمده است که طبرانی در معجم بیان کرده است حال آنکه اسناد آن ضعیف است ولی مردمان گذشته شام بدان عمل می کردند در حالیکه آن را برای او روایت نیز کرده اند به همین دلیل بیشتر اصحاب احمد آن را مستحب دانسته اند و به نظر من: بیشتر اصحاب ما نیز چنین کرده اند همچنانکه [توضیح آن در ادامه] می آید. سپس می گوید: ضیاء این روایت را در کتاب احکام خود تقویت کرده است و حافظ ابن حجر نیز به واسطه شواهدی که این روایت دارد چنین کرده است و امام احمد عمل به این روایت[7] را به اهل شام و ابن عربی به اهل مدینه و دیگران به قرطبه نسبت داده اند وی این مطالب را در المقاصد آورده است و بخشی از آن را به صحبت درباره آن اختصاص داده است.

 

 

[1]فتاوای امام نووی با عنوان المسائل المنثورة (1/42 چاپخانه رز یوسف)

[2]برای کسانی که تلقین را ممنوع می دانند و ابن تیمیه را مقدس می شمارند می گویم: ابن تیمیه می گوید: تلقین میت بعد از دفن، به نظر احمد و برخی از اصحاب ما مباح است و می گوید: مباح بودن عادلانه ترین قول و دیدگاه است و بد نیست. به کتاب الانصاف نوشته مرداوی حنبلی رجوع کنید (1/409 چاپ بیت الافکار الدولیة)

[3] الاذکار، کتاب اذکار المرض والموت و مایتعل بهما [اذکار بیماری و موت و آنچه بدان مرتبط است]، باب ما یقوله بعد الدفن [بخش آنچه که بعد از مرگ می گوید] (1/188 چاپخانه الباز)

 

[4] مجموع شرح المهذب، تعزیة اهل المیت سنة [عزاداری یک ساله خانواده میت] (5/304 چاپ منیریة)

[5]تلخيص الحبير في تلخيص أحاديث الرافعي الكبير، كتاب الجنائز، (2/270، مؤسسه قرطبة)

[6] كشف الخفاء ومزيل الإلباس عما اشتهر من الأحاديث على ألسنة الناس، حرف المثناة الفوقية، (1/316، مكتبة القدسي)

[7] به کتاب المغنی حنابله، کتاب جنائز، بخش فی تلقین المیت رجوع کنید (3/483 چاپ دار عالم الکتب) و نیز تلخیص الحبیر نوشته حافظ ابن حجر را نیز ببینید (2/271 موسسه قرطبة)

منبع: وهابیت پژوهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code