• یکشنبه، ۴ اسفند ۱۳۹۸
  • الأحد، 28 جماد ثاني 1441
  • Sunday, 23 February 2020

موقعيت سياسى فرقه بهائيت و جايگاه آن در دنيا چگونه است؟

موقعيت سياسى فرقه بهائيت و جايگاه آن در دنيا چگونه است؟

پاسخ: بهائيت از فرقه‏ هاى خرافى و گمراه كننده‏اى است كه براى انحراف و استحاله دين در جهان اسلام شكل گرفت؛ سياست‏بازان و جاسوسان روسى و انگليسى حدود يكصد و پنجاه سال پيش اين فرقه را بوجود آوردند كه بر اثر تبليغات گسترده از طريق رسانه ‏هاى جمعى؛ مانند: تلويزيون و راديو و نيز مجلّات و روزنامه ها، شعارهاى فريبنده و دورغ را در سراسر گيتى پخش كردند و هوادارانى يافتند؛ به گونه‏ اى كه اكنون افكار و حقايق بهائيت به 800 زبان و لهجه زنده دنيا منتشر و تبليغ مى‏شود و سايت‏ هاى اينترنتى مختلفى براى اين كار فعّالند.

اين فرقه در عرصه سياسى جهان، كاملاً با سياست‏ هاى صهيونيسم جهانى و رهبران اسرائيل هماهنگ است؛ و همكارى‏ ها و جلسات و جشن‏ها و مراسم مشترك رژيم اسرائيل با بهايى‏ ها بر بسيارى از مردم جهان پوشيده نيست كه مواردى از آن را يادآورى مى‏كنيم:

1. مركز فرقه بهائيت و اماكن به اصطلاح زيارتى آن، در فلسطين اشغالى به خصوص شهرهاى حيفا و عكا است. سال‏هاى پيش بابى‏ هاى بهايى (بهائيان) جسد على محمد باب شيرازى نخستين پيامبر و خداى خويش را به اسرائيل بردند و با همكارى رژيم صهيونيستى بارگاه بزرگى بر آن بنا كردند. به سند زير توجه كنيد:

«آرى! در سالروز رحلت رسول اكرم‏ صلى الله عليه وآله وسلم رژيم اشغالگر بار ديگر به جهان اسلام اهانت گستاخانه ‏اى كرد. سران رژيم صهيونيستى با راه اندازى جشن و پايكوبى براى تجمعى از فرقه ضاله بهائيت يك ساختمان دويست و پنجاه ميليون دلارى را به عنوان پايگاه جهانى بهائيت در ارتفاع كرمل شهر حيفا افتتاح كردند. ساخت اين مجموعه عظيم ساختمانى با حمايت مستقيم اسحاق رابين نخست وزير معدوم رژيم صهيونيستى از سال 1372 و زير نظر دو بهايى فرارى ايرانى به نام‏هاى «مهندس حسين امانت» و «دكتر فريبرز صهبا» تحت شديدترين تدابير امنيتى آغاز شد. اين تصميم پس از برگزارى اجتماع سراسرى سال 1992 سران فرقه بهائيت در نيويورك زير نظر «سيا»، «اينتلجنس سرويس» و «موساد» با هدف ايجاد قوس يا زيارتگاه متناسب با شأن پيامبر ديانت بابى در مدفنش، به مسؤولان رژيم اشغالگر فلسطين ابلاغ شده بود.

ارگستر سمفونيك اسرائيل در اين مراسم، حاضران را كه ميان آنها مسؤولان سياسى، اقتصادى و امنيتى صهيونيست‏ ها و برخى چهره ‏هاى شناخته شده بهائيت در آمريكا و اروپا نيز ديده مى‏شدند، جهت دعا و نيايش همراهى مى‏كرد.

نكته مهم و قابل توجه در اين تجمع، حضور خبرنگاران راديو و تلويزيون‏هاى مختلف جهان براى ايجاد پوشش علنى صوتى و تصويرى افتتاح اين كاخ است. از جمله محورهايى كه برگزاركنندگان مراسم از كانال اين خبرنگاران دنبال مى‏كردند عبارتند از:

1. دولت اسرائيل با نهايت افتخار مى‏تواند ميزبان همه بهائيان تحت ستم در جهان على‏ الخصوص بهائيان ساكن در جهان اسلام باشد.

2. رويكرد به بهائيت رو به گسترش است و بهائيان كه متمايل به دولت اسرائيلند در جهان بيش از شش ميليون نفرند. [1]

3. سران بهائيت و رهبران صهيونيسم از ابتدا روابط علنى نزديكى با يكديگر داشته ‏اند كه برخى از آنها عبارتند از:

– شركت هربرت ساموئل، يهودى صهيونيست (نخستين كميسر عالى انگليس در فلسطين در دوران قيوميت انگليس) در مراسم تشيع جنازه عبد البهاء سومين خدا و پيامبر بهائيان [2]

– ملاقات رئيس جمهور اسرائيل با «شوقى افندى» (پيشواى بهائيان بعد از عبد البهاء) در (فروردين 1332 ه ش) كه در اين ديدار شوقى افندى نظر مساعد و تمايل بهائيان را نسبت به اسرائيل اعلام كرد و آرزوى بهائيان را براى ترقى و سعادت اسرائيل برشمرد و رئيس جمهور اسرائيل هم ضمن تقدير از اقدامات و مجاهدت هاى بهائيان در كشور اسرائيل، آرزوى قلبى خويش را براى موفقيت بهائيان در چندين سال قبل ياد كرد. [3]

– هنگامى كه در سال (1947.م) سازمان ملل، كميسيونى مركب از نمايندگان يازده كشور را به ارايه نظر درباره آينده فلسطين به منطقه اعزام كرده بود، رهبر بهائيان در نامه‏ اى به اين كميسيون، يهوديان را بيش از مسلمانان و مسيحيان نسبت به بيت ‏المقدس محق معرفى كرد و از اين نظر، تنها بهائيت را همسنگ با يهوديان برشمرد. [4]

– گوياترين شاهد در اين زمينه، سخن «روحيه ماكسول» همسر آمريكايى شوقى ‏افندى و از رهبران بهائيت است كه مى‏گويد: «سرنوشت و آينده اسرائيل و بهايى‏ گرى چون حلقه ‏هاى يك زنجير به هم پيوسته است». [5]

4. در غرب و در ايران نيز درصد قابل توجهى از بدنه بهائيت را يهوديانى تشكيل مى‏دهند كه به اين فرقه گرويده ‏اند. اگر اين موضوع را از كسانى كه پيش از پيروزى انقلاب اسلامى در جريان بهائيت بوده ‏اند يا از كسانى كه مدتى در يكى از كشورهاى غربى اقامت داشته ‏اند بپرسيد، تأييد خواهند كرد كه بيش از همه، يهوديان بوده‏ اند و هستند كه به اين فرقه مى‏پيوندند؛ مثلاً: يهوديان همدان دسته‏ جمعى به اين فرقه پيوستند. در اين‏ باره نيز مى‏توان، به نقش «ملا الياهو» و «ملا لاله‏زار» دو نفر از بزرگان يهود، در تقويت جنبش معروف «طاهره قرة العين» در تبليغ بابى‏ گرى اشاره كرد. [6]

اعضاى نخستين بيت العدل (عبادت‏گاه اعظم بهائيان) كه سياست‏گزارى بهائيت جهان را به عهده دارد، نه نفرند كه فقط يك نفرشان ايرانى است؛ او هم يك يهودى به نام لطف اللَّه حكيم. [7]

در مورد نقش فوق العاده يهوديان در تقويت بهائيت در ايران مى‏توان به مقاله تحقيقى و مستند «جستارهايى از تاريخ بهايى‏گرى در ايران» نوشته آقاى عبداللَّه شهبازى رجوع كرد كه در آدرس اينترنتى زير قابل مطالعه است. [8]

5. در گزارشى از مأموران ساواك از جلسات بهائيان ايران، قبل از پيروزى انقلاب اسلامى سه سند وجود دارد كه به خوبى پيوند اين فرقه را با زرسالارى يهود و صهيونيسم نشان مى‏دهد:

الف) گزارش ساواك از جلسه ناحيه 2 بهائيان شيراز مورخ 1350/5/19: «جلسه‏ اى با شركت 12 نفر از بهائيان ناحيه 2 شيراز در منزل آقاى هوشمند و زير نظر آقاى فرهنگى تشكيل گرديد. پس از قرائت مناجات شروع و خاتمه و قرائت صفحاتى از كتاب لوح احمد وايقان، آقاى فرهنگى و محمد على هوشمند پيرامون وضع اقتصادى بهائيان در ايران صحبت كردند… فرهنگى گفت: «بهائيان در كشورهاى اسلامى پيروز هستند و مى‏توانند اختيار هر چيزى را كه مى‏خواهند در دست بگيرند. تمام سرمايه ‏هاى بانكى و ادارات و رواج پول در اجتماع ايران مربوط به بهائيان و كليميان است. تمام آسمان خراش‏هاى تهران، شيراز، اصفهان مال بهائيان است. چرخ اقتصادى اين مملكت به دست كليميان مى ‏چرخد؛ شخص هويدا بهايى ‏زاده است. او يكى از برترين خادمان امر اللَّه است؛ و امسال مبلغ پانزده هزار تومان به محفل ما كمك كرده است. آقايان بهائيان! نگذاريد كمر مسلمانان راست شود…» [9]

ب) گزارش ساواك از محفل شماره 4 بهائيان به تاريخ 1347/3/7: «عباس اقدس» گفت: دولت اسرائيل در جنگ 46 و 47 قهرمان جهان شناخته شد و ما جامعه بهائيت فعاليت اين قوم عزيز يهود را ستايش مى‏كنيم. [10]

ج) گزارش مورخ 1346/9/9: شنيده شده است چندى قبل، بهائيان ايران مبلغ هنگفتى كه چندين ميليون تومان بود به اسرائيل كمك كرده ‏اند. البته تصور مى‏ شود، كمك بهائيان از طريق آقاى غفورى نماينده سياسى اسرائيل در ايران و توسّط «حبيب القانيان» كه تماس مستقيم با «حبيب ثابت» (كلان سرمايه‏دار معروف) كه قبلاً يهودى و اهل كاشان بوده است، انجام گرديده؛ زيرا از قرار معلوم سرمايه محفل و وجوه جمع ‏آورى شده بهائيان ماهيانه به نام خير اللَّه در صندوقى نزد «حبيب ثابت» مى‏باشد و مشاراليه اين پول‏ها را به ربح مى‏ دهد لكن مبلغ كل جمع‏آورى شده فعلاً نامعلوم است. [11]

6. يكى از زمينه‏ هاى پيوند بهائيت با زرسالارى يهود، سازمان صهيونيستى و نيمه مخفى فراماسونرى است. تعليمات بهائيت، با تعليمات فراماسونرى، انطباق فراوان دارد كه از جمله آنها مى‏توان به جدايى دين از سياست، تسامح و تساهل، تشكيل حكومت واحد جهانى، تطابق دين با عقل و علوم تجربى و… اشاره كرد.

اصولاً ميان خبرگان فراماسونرى ايران، بسيارى از بهائيان وجود دارند كه افرادى همچون «عليقلى نبيل الدولة»، «ميرزا آقاخان كرمانى»، «ابراهيم حكيمى»، «سيد جمال واعظ»، «ذبيح اللَّه قربانى»، «احسان يارشاطر»، «امير عباس هويدا»، «پرى اباصلتى» و… از اين دسته‏ اند.

سفر سال‏هاى (1911 تا 1913 م) عباس افندى (عبد البهاء) به اروپا و آمريكا از جمله همكارى‏هاى فراماسونرها با بهائيت است كه از آن به نام نقطه عطف در تاريخ اين فرقه ياد مى‏شود. در طول اين سفر كوشش مى‏ شد تا «اين پيغمبر نوظهور شرقى» را به عنوان نماد پيدايش مذهب جديد انسانى و آرمان فراماسونرى معرفى كنند.

بررسى جريان اين سفر و مجامعى كه عباس افندى (عبدالبهاء) در آن حضور مى‏يافت، ثابت مى‏ كند كه كارگردان اصلى اين نمايش «انجمن جهانى تئوسوفيستى» يكى از محافل عالى فراماسونرى غرب بود. او به ويژه در آمريكا در مجامع متعدد فراماسونرى حضور يافت و سخنرانى كرد. [12]

پاورقي

[1] به نقل از روزنامه كيهان، سه‏ شنبه اول خرداد، 1380.

[2] بهرام افراسيابى، تاريخ جامع بهائيت، ص 556، انتشارات سخن.

[3] همان، ص 572-573.

[4] همان، ص 569-571.

[5] مجله اخبار امرى، ارگان بهائيت، دى ماه 1340، صفحه 60.

[6] سيد سعيد زاهد زاهدانى، بهائيت در ايران، ص 134، مركز اسناد انقلاب اسلامى.

[7] بهرام افراسيابى، تاريخ جامع بهائيت، فصل «شوقى افندى جانشين عبد البهاء».

[8] www.shahbazi.org

[9] عبداللَّه شهبازى، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج 2، ص 385، مؤسسه مطالعات و پژوهش‏هاى سياسى.

[10] بهرام افراسيابى، تاريخ جامع بهائيت، ص 752.

[11] سازمان يهودى و صهيونيستى در ايران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‏هاى سياسى، ص 536.

[12] عبداللَّه شهبازى، نظريه توطئه صعود سلطنت پهلوى و تاريخ‏نگارى جديد در ايران، ص 61-74.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code