بايدها

1ـ شناخت

الف) دانستن اهميت اصل ازدواج بسيار مهم است و اينكه ازدواج چه كمكى در كسب كمالات دينى و انسانى مى كند.

پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) وقتى از جوانى سوال فرمود كه آيا ازدواج كرده اى يا خير، و جواب منفى را شنيد فرمودند: «تو از گناهكارانى و از برادران شياطين».

چرا كه گاهى با ازدواج و تربيت يك فرزند صالح جهانى را مى توان اصلاح كرد.

ب) زن و مرد قبل يا بعد از ازدواج بايد اطلاعاتى در رابطه با جنس مخالف پيدا كنند تا هر كدام ويژگى هاى كلى يكديگر را بدانند و هر چه اين شناخت بيشتر باشد، آن دو كمتر به يكديگر لطمه مى زنند و بهره بيشترى از يكديگر مى برند.

2ـ رعايت اصل لباس

خداوند در قرآن ازدواج را به لباس تشبيه كرده، و مى فرمايد: (هن لباس لكم و انتم لباس لهن): زن و شوهر نسبت به يكديگر همانند لباس هستند.

از اين آيه درس هاى بسيارى مى توان گرفت ولى مهم ترين آن بحث عيب پوشى است; يعنى اگر زن و مرد خدايى نكرده با هم اختلاف داشتند، نبايد آن را به ديگران منتقل كنند و حتى بچه هايشان نيز نبايد مطلع شوند.

و ديگر آن كه همچنان كه لباس باعث حفظ حرارت بدن مى شود، زن و مرد هم بايد با همكارى يكديگر محيط زندگى را به محيطى گرم و با صفا تبديل كنند و با رفتار صحيح نسبت به يكديگر نگذارند گرماى روز اول زندگى از دست برود.

3ـ آرامش

همسران بايد در زندگى مايه آرامش يكديگر باشند به اين معنا كه اگر زن و مرد با ديگران مشكلاتى دارند به محض اينكه در كنار هم قرار گيرند آرام شوند، نه اينكه اين موضوع دقيقاً برعكس باشد. لذا اگر با ديگران مشكل دارند بايد قبل از ورود به خانه مشكل را فراموش كنند و بعد داخل خانه شوند و اگر بين خودشان احياناً مشكلى پيش آمد خيلى سريع در فضايى عاشقانه و دلسوزانه آن را حل كنند.

خداوند مى فرمايد: (و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليهاء); از نشانه هاى خداوند اين است كه براى انسان ها از جنس خودشان همسرانى خلق كرد تا در كنار يكديگر به آرامش برسند.

4ـ اخلاق نيك

يكى از مسايلى كه در دين اسلام به آن سفارش بسيار شده و رعايت آن در زندگى هزينه اى هم نداشته و بركات دنيايى و آخرتى نيز همراه دارد، بحث خنده رو بودن و شاد بودن است.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در چند حديث در رابطه با حسن خلق مى فرمايند:

l «خلق الحسن نصف الدين»;اخلاق خوش داشتن نصف دين است.

l «مامن شى اثقل فى الميزان من خلق حسن»; در ميزان عمل در قيامت چيزى از حيث ثواب، سنگين تر از خوش اخلاقى نيست.

l «اشبهكم بى، احسنكم خلقاً»; شبيه ترين شما به من خوش اخلاق ترين شماست.

l كسانى كه توسط مال نمى تواند به خانواده اشان وسعت دهند پس با خوش اخلاقى به زندگى اشان توسعه دهند.

l از همه عجيب تر قصه معاذبن جبل است كه پيامبر با تمام احترامى كه نسبت به او اعمال كرد فرمود: «الآن قبر او را فشار داد. سئوال كردند به چه علت؟ حضرت فرمودند: چون معاذ در خانه نسبت به خانواده اش بد اخلاق بود».

5ـ احترام

در بحث احترام شاخص هايى بايد توجه قرار گيرد، برخى از اين شاخص ها چنين است:

الف) نشكستن حريم هاى يكديگر، با برخوردهاى ناشايست; چرا كه اگر هر كدام از همسران رفتار بدى با يكديگر داشته باشد و احترام او را زير پا بگذارد ديگران به راحتى پا در حريم خانواده گذاشته و آن را نابود مى كنند.

ب) چه خوب است هنگام صدا زدن از واژه هايى كه مؤيد احترام و محبت است استفاده شود. مثل آقا، خانم، جان، عزيزم و...

ج) نشكستن اسم ها مانند محمد «محمد = ممد; بيژن =بى ژى; فاطمه = فاطى; اسماعيل = اسمال و...

د) اسم اشاره يا ضميرها به صورت جمع باشد مثلاً بهتر است به جاى تو گفته شود شما.

در هيچ جا بيان نشده كه زن و شوهر به خاطر تو گفتن محبتشان به هم بيشتر شده باشد.

هـ) عاشقانه صحبت كردن، زن و مرد بايد با نرمى و لطافت با يكديگر صحبت كنند و صداهايشان را نسبت به يكديگر بلند نكند چرا كه اثرات روانى مخربى روى خودشان و بچه هايشان دارد چرا كه آنقدر نرم صحبت كردن مهم است و تأثيرات مثبت دارد كه خداوند وقتى حضرت موسى و هارون را مأمور هدايت فرعون مى كند به ايشان مى فرمايد: «وقتى سراغ فرعون رفتيد با نرمى با او صحبت كنيد چرا كه شايد كمى تدبر كند و به سوى مابرگردد».

پر واضح است كه اگر انسان بلند و خشن صحبت كند فرصت فكر كردن را از طرف مقابل سلب مى كنند و او را وادار به موضع گيرى مى كند و چه خوب است ما در زندگى حساب شده و آرام صحبت كنيم تا همسرمان احساس بى احترامى نكند.

6ـ تسامح يا سهل گيرى

زن و مرد قبل از ازدواج بايد نگاهشان ذره بينى باشد و بعد از ازدواج تسامح نگر باشند; به اين معنا كه قبل از ازدواج دنبال عيب هاى يكديگر باشند و آنها را درشت كنند تا به واقعيت ها نزديك تر شوند، ولى بعد از ازدواج بايد عيب هاى كوچك را اصلاً نبينند چرا كه عيب هاى كوچك كم كم بزرگ شده و باعث مشكلاتى در زندگى مى شود. همسران نبايد در مسايل كوچك حساسيت نشان دهند.

7ـ گذشت

يكى از زيباترين و مهم ترين كارهايى كه زن و مرد نسبت به يكديگر بايد انجام دهند گذشت از اشتباهات است. اين در مرحله اى است كه مسلم شود طرف مقابل مرتكب خطا شده است و الاّ در بسيارى از موارد خطا طرفينى است و تازه اگر اشكال از طرف مقابل هم باشد، گذشت يكى از سيره هاى بزرگان است.

امام على (عليه السلام)مى فرمايند: «العفو عند القدره»; گذشت زمانى معنا پيدا مى كند كه قدرت انتقام داشته باشيم.

بايد توجه نمود كه زندگى ميدان جنگ نيست كه بخواهيم در آن پيروزى و شكست را تجربه كنيم. يكى از بزرگان مى گويد: «زندگى ده جز دارد يك جزء آن محبت و نه جزء آن گذشت است».

8ـ تغافل

در زندگى علاوه بر اينكه نسبت به بعضى از اشكالات نبايد سخت گيرى كرد، بلكه در بعضى از خطاها بايد خود را به تغافل زد. يعنى تظاهر به نديدن اشتباه كرد. چرا كه بيشتر مشكلات زمانى شروع مى شود كه اشكالات مطرح شود و اين باعث معمولى شدن آن مشكل مى شود و اسرار بر اثبات اشتباه طرف مقابل باعث بى پروايى در تكرار آن مى شود.

امام على(عليه السلام)مى فرمايد: «اشرف اخلاق الكريم كثيره تغافله عما يعلم»; از بهترين ويژگى هاى انسان هاى كريم تغافل آنهاست از چيزهايى كه مى دانند.

9ـ انصاف يا جايگزينى

اگر زن و مرد هر چه براى خود مى پسندند براى ديگرى هم بپسندند به نوعى رعايت انصاف كرده اند.

امام على(عليه السلام) خطاب به امام حسن مى فرمايند: «يا بنى احبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكراه له ما تكره لها و لاتظلم كما لا تحب ان تظلم و احسن كما تحب ان يحسن اليك و استقبح من نفسك ما تستقبح من غيرك و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسك و لا تقل ما لا تعلم و ان قل ما تعلم و لا تقل ما لا تحب ان تقال لك»; پسرم! براى ديگران دوست داشته باش آنچه براى خودت دوست دارى و براى ديگران نخواه آنچه براى خود نمى خواهى و ستم مكن چنان كه نمى خواهى به تو ستم شود و خوبى كن آنچنان كه مى خواهى به تو نيكى شود و زشت بدان از كارهايت آنچه از كارهاى ديگران زشت مى دانى و از مردم راضى شو به آنچه انتظار دارى مردم از تو راضى شوند و آنچه اطلاع ندارى چيزى از آن نگو، هر چند اطلاعاتت كم باشد و آنچه را دوست ندارى به تو بگويند به ديگران مگو.

اگر همسران خط به خط اين وصيت نامه را اجرا كنند ديگر در زندگيشان مشكلى ايجاد نخواهد شد. يعنى اگر همسران از رفتار و گفتار يكديگر ناراحت شدند كافى است بنابر اصل جايگزينى براى دقايقى خودشان را به جاى طرف مقابل بگذارند و جريان مشكل را دوباره مرور كنند، چرا كه با كمى دقت متوجه مى شوند مشكل اصلى را خودشان درست كرده اند و مقصر اوليه خودشان هستند.

9ـ سلام

گاهى براى اين كه انسان بخوهد مطالبى را به شخصى تفهيم كند بايد براى رساندن مقاصدش جملاتى بگويد. حالا اگر بشود تمام آن جملات را در يك جمله يا يك كلمه جمع كرد مسلماً كار انسان راحت مى شود و به اهدافش هم مى رسد است. يكى از كلماتى كه بار معنايى زيادى با خواص بسيار دارد كلمه «سلام عليكم» است.

فوايد سلام

1ـ طبق فرمايش قرآن بركت آور است;

2ـ ايجاد محبت مى كند;

3ـ دعا براى سلامتى طرف است;

4ـ انسان را از تكبر دور مى كند;

5ـ تمرين تواضع است;

6ـ شروع خوبى براى صحبت است;

7ـ رفع كدورت مى كند;

8ـ ديگران را به سلام كردن تشويق مى كند;

9ـ اعلام امنيت است.

پيامبر عزيزمان مى فرمايند: «من چندكار را تا آخر عمرم ترك نمى كنم يكى از آنها سلام كردن به بچه هاست».

وقتى يك كلمه كوچك اين قدر با بركت است و پيامبر اسلام هم به آن خيلى اهميت مى دهند، چقدر زشت است هر كدام از زن و مرد طبق باورهاى غلط، منتظر سلام ديگرى باشند، مثل اين كه كوچكتر بايد سلام كند يا اگر من هميشه سلام كنم رويش زياد مى شود، اينها همه فكرهاى غلطى هستند كه اگر ما دنبال كسب ثواب يا آرامش زندگى باشيم پيوسته در اين كار سبقت مى گيريم.

10ـ اهميت به مسايل جنسى

يكى از مهم ترين مسايلى كه هرچه در زندگى كم رنگتر شود مستقيماً بر وضعيت روحى و روانى تأثير مى گذارد روابط جنسى است. آنقدر اين مسأله مهم است كه اساتيد روان شناسى در مشكلات خانوادگى اول از روابط جنسى آنها سؤال مى كنند.

در اين بحث چند موضوع بايد مد نظر گرفته شود.

1ـ اين امر طبيعى و نياز همسران است كه اگر به صورت حلال ارضا نشود شايد از راه غير مشروع ارضا شود.

2ـ اتاق خواب موفق داشتن ـ بعضى از اتاق خوابها به آشپزخانه يا انبارى بيشتر شبيه  است ـ ;

3ـ پاكيزه بودن;

4ـ معطر بودن;

5ـ آراستن ويژه;

6ـ يادگرفتن مسايلى كه در اين امر كمك كننده است.

11ـ تشكر

يكى از چيزهايى كه بين انسان و حيوان باعث تفاوت مى شود شاكر بودن بشر در برابر نعمتهايى است كه به او داده مى شود; البته بسيارى از حيوانات هم در اين امر با وفا هستند.

امام رضا(عليه السلام)مى فرمايند:«المنعم من المخلوقين لم يشكر الله عزوجل»; اگر كسى نتواند از هم نوعانش تشكر كند از خداوندى كه تمام نعمتها از اوست هم نمى تواند تشكر كند.

فايده هاى تشكر

1ـ رضايت خداوند;

2ـ تداوم كارهاى خوب;

3ـ رضايت فاعل كار;

4ـ تقويت روحيه احترام به لطف ديگرى در خودمان;

5ـ دورى از تكبر ـ توقع وطلب از ديگران ـ ;

6ـ ايجاد محبت;

7ـ عدم توقع و طلب از ديگران.

12ـ توجه به اختلاف سليقه ها

اين يك امر طبيعى است كه دو نفر هرگز نمى توانند صد درصد در همه امور يك فكر و يك سليقه داشته باشند، بنابراين وقتى به اين نكته توجه شود يا سعى كنند در آن موارد حساسيت نشان ندهند، طرف مقابل برانگيخته نشده و اختلاف سليقه موجب بروز اختلاف  نمى گردد.

موارد كلى كه بايد رعايت شود

1ـ مردان خودشان را در مواردى كه زنان با آن بيشتر سروكار دارند كمتر دخالت بدهند و كمتر اعمال سليقه كنند، مثل دكور و ظاهر اتاق، چرا كه مرد چند ساعت بيشتر داخل خانه نيست ولى زن است كه ساعت ها بايد در خانه باشد و دكورى را يكسره ببيند كه آن را نمى پسندد. مثل اين است كه مرد سوهانى را در غياب خودش در خانه گذاشته و مدام روح زن را با آن بتراشد.

2ـ زنان خودشان را در كارهايى كه بيشتر مربوط به مردان است دخالت ندهند مثل دكور مغازه، يا محيط كار يا روش كار.

3ـ همسران در مسايل شخصى مثل پوشيدن نوع لباس، يا رنگ لباس يكديگر كمتر دخالت دهند.

13 صورت بردارى از علايق و تمايلات همسر

خوب است همسران چيزهايى را كه طرف مقابلشان از آن لذت مى برند يا به آن علاقه دارند در نظر بگيرند و طورى نشان دهند كه چيزى را كه همسرم دوست دارد من هم دوست دارم و خلاصه خود رامتعهد كند يا متعهد نشان دهند كه من دوست دارم تمايلات همسرم اجرا شود متأسفانه اين كار را همسران فقط روزهاى اول ازدواج انجام مى دهند يعنى رنگى رامى پسندند كه ديگرى مى پسندد كلا هر چه او بپسندد آنها هم سعى مى كنند بپسندند چه خوب است اين حالت هميشه حفظ شود.

14ـ هديه

از عواملى كه باعث ايجاد محبت مى شود هديه دادن به بهانه هاى مختلف است مثل سال روز تولد، سال روز ازدواج، بچه دار شدن، خانه دار شدن، انجام برخى كارها و...

آثار مثبت هديه

1ـ عمل به سفارش پيامبر: «تهادَّو تحابَّوا»; هديه دهيد تا ايجاد محبت شود.

2ـ توجه و احترام;

3ـ رفع كدورت;

4ـ تحكيم دوستى;

5ـ به ياد بودن;

6ـ تقويت روحيه سخاوت;

7ـ تمرين بخشش;

8ـ تشكر

بهترين هديه چيست؟

1ـ پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «بهترين هديه سخن حكيمانه اى است كه در آن هدايت باشد چرا كه گاه يك جمله مسير زندگى بعضى ها را عوض مى كند;

2ـ مورد نياز باشد;

3ـ آموزنده باشد;

4ـ سبب غفلت نشود;

5ـ باعث تجمل گرايى نباشد;

6ـ اشاعه سنت غلط نشود.

15ـ تعديل خواسته ها وانتظارات

معمولاً يكى از مسايلى كه باعث ايجاد مشكل در زندگى مى شود برخى انتظارات و خواسته هاست. اگر همسران سعى داشته باشند هر كدام به خواسته خودشان عمل كنند و نظر خود را به كرسى بنشانند شايد چندين بار موفق شوند ولى اين امر نهايتاً محكوم به شكست است.

ولى اگر هر كدام از زن و مرد سعى كنند در برآورده شدن انتظارات خود تسامح داشته باشند، مشكلات حل مى شود واتفاقاً اين كوتاه آمدن فايدهايى دارد مثل: 1ـ تقويت اراده، 2ـ پاداش الهى، 3ـ گذشت، 4ـ خجالت كشيدن طرف مقابل و...

در بعضى از زندگى ها ديده شده مرد يا زن به هر نحوه ممكن حرف خود را عملى كرده ولى بعد از چندين سال طرف مقابل شروع به جبهه گيرى كرده و اين امر باعث اصطكاك و بروز ناراحتى شده است.

16ـ دادو ستدهاى عاطفى

همسران بايد به شيوه هاى مختلف نسبت به يكديگر ابراز احساسات كنند.

1ـ قلبى، 2ـ كلامى، 3ـ عملى.

1ـ قلبى: دو طرف طورى نشان دهند كه قلباً عاشق يكديگر هستند. مثلاً گاهى يكى مريض مى شود ديگرى آرامش نداشته باشد نه اينكه يكى مشكل دارد و ديگرى راحت و آسوده مشغول به كار يا استراحت باشد.

2ـ كلامى: به زبان آوردن علاقه خود بسيار مهم است. پيامبر صلى الله عليه وآله مى فرمايند: «اگر كسى به همسرش بگويد تو را دوست دارم اين جمله هرگز از دل او خارج نخواهد شد».

3ـ عملى: همسران در عمل بايد ابراز احساسات كنند، مثل كار خانه توسط مرد يا كمك كردن زن در محاسبات يا منظم كردن وسايل كارى مرد يا اقدام سريع براى رفع مشكلاتى كه براى يك طرف پيش مى آيد.

17ـ درك

اگر چه اين مورد از مواردى است كه زنان بيشتر به آن نياز دارند، ولى مردها هم نياز دارند كه همسرانشان آنها را بفهمند.

زن دوست دارد مرد بفهمد كه زن درون خانه چه مى كند ولى گاهى اوقات متأسفانه مرد وارد خانه مى شود و بدون توجه به هيچ چيز به دنبال آسايش خود است و اين زن را بيشتر خسته مى كند. ولى اگر مرد به محض ورود متوجه زحمات همسر خود بشود و از او هر چند زبانى تشكر كند مشكلى بروز نخواهد كرد.

در مقابل مردها هم دوست دارند زنها بفهمند آنها چقدر زحمت مى كشند. خلاصه اگر دو طرف متوجه اين موارد باشند و سعى كنند هر كدام ديگرى را درك كند بين آنها رابطه اى عاطفى مستحكم تر خواهد شد.

18ـ مشورت

يكى از دلايلى كه باعث مى شود در داخل خانواده مشكلاتى پيش آيد عدم هماهنگى زن و مرد با هم است. لذا اگر اين دو ركن اصلى زندگى همواره براى كارهايشان با يكديگر مشورت كنند، از مشكلات كاسته خواهد شد. در اين رابطه در قرآن و كلام معصومين سفارشات زيادى وجود دارد بنگريد.

خداوند مى فرمايد: «وأمرهم شورى بينهم»; اى پيامبر به مردم بگو با يكديگر مشورت كنند. حضرت على(عليه السلام)مى فرمايند: «انسان دو عمر ندارد كه يكى را تجربه كند و ديگرى را به بهترين نحوه بگذراند ولى اگر در زندگى خود با ديگران مشورت كند مثل اين است كه دو برابر زندگى كرده است».

امام باقر(عليه السلام)مى فرمايند: «در تورات چهار خط وجود دارد يكى از آن عبارت ها اين است: من لايَسْتَشِرْ  يندم; كسى كه در زندگى مشورت نكند پشيمان مى شود».

البته نكته اى كه قابل توجه است اين كه زن و مرد نبايد آنقدر در اين امر به يكديگر سخت بگيرند كه اگر هر كدام بدون هماهنگى كارى انجام داد ديگرى او را بازخواست كند كه چرا با من مشورت نكردى كه در اين صورت اثرات منفى زيادى پديدار خواهد شد.

19ـ نظم در فعاليت هاى زندگى

همسران بايد كارهاى زندگيشان را طورى تنظيم كنند كه هم به امور مادى و هم به امور معنوى برسند; چرا كه هم جسمشان نياز به تغذيه دارد و هم روحشان. در اين مورد به فرمايش امام موسى بن جعفر(عليه السلام)اكتفا مى كنيم، حضرت مى فرمايند: «ساعات روزتان را چهار قسمت كنيد:

1ـ قسمتى را براى مناجات با خداوند قرار دهيد. بخاطر اينكه جزء اصلى وجود انسان روح است و اگر روح دچار مشكل شود، جسم هم مريض مى شود و از آنجا كه بيمارى روح ديرتر درمان مى شود لذا حضرت اول به برآوردن نيازهاى روحى از قبيل دعا، قرآن و نماز سفارش  مى فرمايند.

2ـ قسمتى را براى امر معاش، اين قسمت وظيفه مردان است. كاركردن زن در بيرون خانه مى تواند آسيب هايى داشته باشد كه به برخى از آنها اشاره مى شود:

1/2ـ همسران كمتر كنار يكديگرند;

2/2ـ وقتى با هم هستند هركدام هواسشان به كار خودشان است;

3/2ـ زن براى شوهر دارى و بچه دارى خسته است;

4/2ـ انگيزه كار مرد كم مى شود;

5/2ـ يك مرد بيكار اضافه مى شود;

6/2ـ بچه كمتر مادر را احساس مى كند و...

3ـ قسمتى را براى معاشرت با دوستان مطمئن بگذارد تا عيوب يكديگر را به هم بگويد چرا كه انسان نياز به تذكر دارد و گاهى يك تذكر مسير زندگى را عوض مى كند.

4ـ قسمتى براى تفريح و شاد بودن.

آنقدر اين قسمت مهم است كه حضرت فرمودند اين مورد را بايد انجام دهد تا نيرو داشته باشد براى آن سه قسمت ديگر».

گاهى براى ايجاد تنوع در زندگى مسافرتى زيارتى و سياحتى نياز است والا بعضى وقتها مشكلاتى به خاطر يكنواختى زندگى اتفاق مى افتد.

20ـ از طبيعت سبز درس بگيرند

1ـ بعضى از درختان هميشه زنده اند، در روايات آمده اگر كسى فرزند صالح يا چيزى كه ديگران از آن نفع ببرند يا مكانى را وقف كار خير كند، پرونده اش هميشه باز است و ياد اينها در تاريخ زنده مى ماند.

2ـ طبيعت در حال رشد است; همسران بايد با كمك يكديگر تلاش كنند، تمام اعضاى خانواده به رشد و كمال برسند.

3ـ نباتات دنبال نور هستند; اعضاى خانواده علاوه بر مسايل مادى مثل خوردن و غيره بايد دنبايل مسايل معنوى هم باشند.

4ـ درختان هر چه پربارتر مى شوند سرشان پايين تر مى آيد. خانواده ها هر چه موقعيتشان بالاتر مى رود بايد در مقابل ديگران متواضع تر شوند.

5ـ هر چه زوايد درخت و شاخ و برگ اضافى آن كاسته شود رشدش بيشتر مى شود; اين موضع در انسان از دو بعد مادى و معنوى ميسر است.

در بعد مادى، هر چه انسانها بيشتر اتفاق كنند رشد مادى آنها بيشتر مى شود.

و در بعد معنوى، اگر انسان صفات رذيله را از خودش دور كند به يقين در مسايل روحى و جسمى رشد خواهد كرد.

6ـ ثمره داشتن; يك خانواده متعالى بايد ثمره داشته باشد.

ثمرات يك خانواده عبارت است از فرزندان صالح، صدقات، تعليم به ديگران، كمك به ديگران ـ زبانى، پولى و موقعيتى ـ.

7ـ نگاه به طبيعت انسان را به خدا نزديك مى كند; يك خانواده سالم طورى زندگى مى كنند كه اگر به آنها بنگرى رفتار و گفتار آنها، تو را به ياد خداوند مى اندازد.

8ـ طراوت و شادابى; يك خانواده سالم نه تنها خودشان شاد هستند بلكه باعث شادى ديگران هم مى شوند.

9ـ استقامت; يك خانواده خوب بايد در برابر ناملايمات همچون درختى كه محكم مى ايستد، استقامت داشته باشد، نه اينكه بر اثر كوچك ترين مشكلى از هم بپاشند.

10ـ بيدار شدن طبيعت; خانواده ها بايد به مناسبت هاى مختلف از غفلتى كه عارضشان شده بيدار شوند، مثلا اگر از خداوند دور شده اند يا نسبت به خودشان كارى نكرده اند به خود آمده و حركت مثبتى انجام دهند.

نبايدها

1ـ جدل

وقتى دو انسان با هم ازدواج مى كنند به سرمايه اى به نام محبت دست مى يابند، اين سرمايه با بعضى از مسايل زياد مى شود و با بعضى كم، در اين قسمت مسايلى كه باعث كم رنگ شدن اين سرمايه مى شود را نام مى بريم.

يك قاعده كلى كه همسران بايد به آن توجه كنند اين است كه آنچه با گفتگو و ملايمت حاصل نشود هرگز با جدل به دست نمى آيد چرا كه در جدل هيچ كدام شنوده خوبى نيستند و هر كدام مى خواهند حرف خودشان را ثابت  كنند.

حضرت على(عليه السلام)مى فرمايند: «المراء بذر الشر»، بحث و جدل كردن شر آفرين است.

امام هادى(عليه السلام)نيز مى فرمايند: «جدل دوستى هاى دينرينه را از هم مى پاشد»

وقتى به بعضى گفته مى شود بحث و جدل نكنند مى گويند چون حق با ما است بايد پاى آن بايستم و حق را بگيرم! در حالى كه مشكلات همين جا بيشتر مى شود و اتفاقاً گاهى با جدل انسان اصلاً به حقوق خود نمى رسد و بلكه از آن دور مى شود.

امام رضا(عليه السلام)مى فرمايند: «اورع الناس من ترك المراء وان كان محقاً»; با تقواترين مردم كسى است كه بحث جدل راكنار بگذارد هر چند حق با او باشد.

آثار سوء جدل

1ـ سبب كينه مى شود;

2ـ دوستى را كم مى كند;

3ـ تأثير كلام را كم مى كند;

4ـ اختلاف را گسترش مى دهد;

5ـ باعث بى احترامى مى شود;

6ـ موجب لجبازى مى شود;

7ـ باعث خشم و عصبانيت مى شود;

8ـ آرامش را به هم مى زند;

9ـ آثار سوء بر فرزندان دارد;

10ـ به عادت تبديل مى شود;

11ـ اگر شكست بخورد اعتماد به نفس او كم مى شود;

12ـ باعث اتلاف وقت است;

13ـ تكبر و خود رأيى را گسترش مى دهد;

14ـ موجب عدم رضايت خداوند مى شود;

15ـ رأى ديگران را بى ارزش جلوه مى دهد;

16ـ باعث تحليل رفتن انرژى مى شود;

17ـ موجب فرسايش اعصاب و روان مى گردد.

پرسش: چگونه مطلب حقى را به طرف مقابل خودمان تفهيم كنيم؟

براى قبولاندن يك موضوع راههاى زيادى وجود دارد مانند صبر، محبت، غير مستقيم گفتن، طرح پرسش و پاسخ، برخورد عملى و...

2ـ سوء ظن

اين عمل در قرآن و در روايات خيلى زيادى مذمت شده است. قرآن كريم مى فرمايد: «اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعضى الظن اثم» اى مسلمانان بپرهيزيد از اينكه پيوسته نسبت به ديگران گمان بد ببريد چرا كه بسيارى از گمان ها تهمت است و گناه به شمار مى رود.

در اين رابطه همسران، دو كار بايد انجام دهند يكى اينكه كارى نكنند كه ذهن ديگرى به بيراهه رود و هم نبايد حساسيت بى جا داشته باشند و بى مورد به طرف مقابل سوء ظن كنند.

در روايات آمده كه قبل از اينكه به كسى سوءظن كنيد براى سؤالتان هفتاد جواب پيدا كنيد تا آن سوءظن برطرف شود. انصافاً براى هر كسى چند بار اتفاق افتاده كه به مطلبى يقين كرده ولى بعد متوجه شده كه اشتباه كرده است.

نسبت به ديگران گمان بد نبريد چرا كه بسيارى از گمان ها تهمت زدن است.

ضررهاى سوءظن

1ـ بى اعتمادى;

2ـ فشارهاى روحى;

3ـ دلسردى;

4ـ متلاشى شدن زندگى;

5ـ تأثير مخرب روى بچه ها;

6ـ بى احترامى;

7ـ از بين رفتن آرامش;

8ـ ايجاد زمينه گناهان بعدى;

9ـ احساس نا امنى;

10ـ از دست دادن دوستان;

11ـ جدل و دعوا;

12ـ مردم گريز شدن;

3ـ انتقاد مخرب

در زندگى همواره بايد همسران به يكديگر تذكراتى بدهند چرا كه به قول قديمى ها اگر دوست جلوى رو نگويد، دشمن پشت سر مى گويد.

ولى آنچه مهم است كيفيت گفتن آن تذكرات است. انتقاد را مثل قرص يا كپسول بايد به طرف مقابل داد يعنى طورى بيان كند كه ناراحت نشود. يكى از مواردى كه باعث مى شود انتقاد اثر مخربى داشته باشد تعميم دادن آن است. مثل استفاده كردن از الفاظى همچون تو هميشه اين كار را مى كنى، تو همه جا اين كار را مى كنى، تو هيچ وقت، تو اصلاً، تو خيلى، و...

ويژگى هاى يك انتقاد صحيح

1ـ لحن انتقاد نرم باشد;

2ـ انتقاد در خلوت باشد;

3ـ توجه به ظرفيت روانى همسر;

4ـ انتقاد با عبارات پيشنهادى باشد;

5ـ بدون توهين و تحريك عصبى باشد;

6ـ انتقاد گر فرصتى براى جبران بدهد;

7ـ از يك جنبه مثبت طرف شروع كند;

8 ـ در حين انتقاد برخود مسلط باشد.

4ـ توقعات بى جا و مقايسه

هر انسانى ظرفيتى دارد كه بيشتر از آن نمى شود از او توقع داشت يا هر كسى در يك زمينه استعداد دارد. مثلاً كسى نمى تواند به يك فوتباليست عيب بگيرد تو چرا نقاشى بلد  نيستى.

در زندگى مشترك بايد زن و مرد به اندازه توان همسرشان از او انتظار داشته باشند و هيچ وقت او را با ديگران مقايسه نكنند، چرا كه توقعات بى جا انسان را در دام مقايسه مى اندازد. بجاى مقايسه، بايد از توانايى هاى بالفعل همسرشان صحبت كنند و با اين كار كم كم آن را رشد دهند شايد اگر همسر شما شادى هاى افراطى ندارد ولى در عوض محبتش به شما خيلى زياد است، شايد اگر همسرتان مثل فلانى زيبا نيست ولى صداقتش از او بيشتر است. خلاصه توقعات بى جا باعث دو صفت بد ديگر مى شود يكى مقايسه كردن و ديگرى گفتن نقاط ضعف و سرزنش كردن همسر كه خود اين ضررهاى زيادى دارد.

شايد اگر همسر شما با برادرتان خيلى گرم نيست ولى در عوض عاشق شما و بچه هايتان  است.

ضررهاى مقايسه

1ـ حسادت به ديگران;

2ـ احساس ضعف و ناتوانى;

3ـ از دست دادن اراده;

4ـ دشمنى با ديگران;

نمونه هايى از توقعات نادرست كمى رويايى فكر كردن و از حقيقت دور شدن است مثل

1ـ عشق ما جاويد است ـ عشق بايد هر لحظه توليد شود ـ;

2ـ همسرم بايد نيازها و احساسات من را پيش بينى كند ـ مگر همسر شما جادوگر است ـ;

3ـ هرگز مرا نرنجاند ـ ما هم بايد سعى كنيم هرگز نرنجيم ـ;

4ـ عشق يعنى هرگز خشمگين نشدن;

5ـ عشق يعنى هميشه باهم بودن ـ پس اگر اداره سه روز ماموريت داد عشق تمام است!؟ـ;

6ـ بايد هميشه مرا درك كند.

و كسانى كه اين انتظارات را دارند اگر كمى كم رنگ شود دچار يأس و نا اميدى در زندگى مى شوند و اين برايشان خيلى خطرناك است.

بايدهاى زنان نسبت به مردان

تذكر: اين موارد الزاماً مخصوص مردان نيست بلكه زنها بهتر است بيشتر اين موارد را نسبت به مردان رعايت كنند.

1ـ قدرت و سرپرستى

هر مجموعه اى ناگزير از آن است كه مسؤول براى خودش انتخاب كند حتى معروف است اگر سه نفر با هم سفر رفتند يكى را به عنوان سرپرست انتخاب كنند اين حرف ها بدان معنى نيست كه بخواهيم مرد سالارى را ترويج كنيم بلكه به علت اينكه خداى متعال در وجود هر يك از زن و مرد ويژگى هاى خاص خودشان را قرار داده بايد مسؤليت ها طبق آن تقسيم شود. مديريت خانه به علت اينكه با جاهاى مختلف و با اشخاص مختلفى سروكار دارد بايد كمى قوى تر باشد تا در مقابل ناملايمات جامعه زود نشكند. لذا كارهاى خشنى مثل جهاد در راه خدا از دوش زنان برداشته شده است و در مقابل كارهايى كه بيشتر به عواطف نياز دارد و از عهده مرد برنمى آيد، مثل شير دادن بچه به زنان اختصاص داده شده واين زن است كه بيدارى هاى شب را به خاطر بچه مى تواند تحمل كند.

لذا خانم خانه هر چه مى تواند بايد جايگاه و قدرت مرد را در خانه محكم تر كند، نه اينكه خداى نكرده با مجادله، مسخره كردن، زير سؤال بردن و بد صحبت كردن اين جايگاه در نظر بچه ها خراب شود، كه اگر چنين شود خود زن هم ضرر خواهد كرد چرا كه ديگر پشت و پناه محكمى به نام مرد ندارد.

2ـ تحسين كردن

مردان بيشتر از زنان دوست دارند به آنها آفرين گفته شود اگر مرد ما خودش مى خواهد هر چه خراب است آن را درست كند بايد اين كار را تحسين كرد. هر چند اگر آن وسيله خراب  شود

3ـ تأييد و اعتماد

مرد دوست دارد زنش در بسيارى از كارها او را تأييد و به او اعتماد كند و اگر با زنش در كارى مشورت كند و زن مخالفت كند مرد، سعى مى كند ديگر با زن مشورت نكند، يا آن كار را پنهانى انجام دهد.

كلاً رشد و كمال فرمولى دارد: رشد = مسئوليت + اعتماد.

اگر ما مى خواهيم همسرمان در زندگى رشد كند بايد او را در كارهايش تأييد كرده و به او اعتماد كنيم. البته زن بايد زيركانه عمل كند يعنى اگر مردش واقعاً در اشتباه است او را لحظه اى تأييد كند ولى بعداً با زيركى خاصى اشكالات آن كار را بگويد.

4ـ استقبال و بدرقه

يكى از مسايلى كه محبت را در زندگى زياد مى كند اين است كه خانم ها موقعى كه شوهرشان از خانه بيرون مى رود او را بدرقه كنند وقتى ظهر يا شب با خستگى تمام بر مى گردد به استقبال او بروند و اگر اين كار را همراه با يك ليوان شربت يا چاى انجام دهند اثرى دو برابر دارد. بعضى از خانم ها در اين رابطه سليقه هاى خوبى دارند. مثلاً: موقع استقبال بچه هايشان را رديف مى كنند تا به محض اينكه پدر آمد همه با هم بگويند سلام، خسته نباشى، خوش آمدى، بعد هم صورت پدر را ببوسند. واقعاً اين كار تمام خستگى مرد را يكجا از تنش بيرون مى كند.

5 ـ قناعت

مرد اگر احساس كند زن در خرج كردن پول هايش رعايت مصالح او مى كند به او اعتماد بيشترى مى كند، اصلاً قناعت و جلوتر بر بخل در حالى كه براى مردان يكى از صفات بد است ولى براى زنان يكى از صفات خوب است.

6ـ عشوه گرى

همان طور كه عرض شد خداوند به هر كدام از مرد و زن صفاتى را عنايت فرموده است. زن به خاطر لطافتى كه در روح و جسم دارد بايد عشق را بيشتر به رخ بكشد چرا كه اگر زن بخواهد مردانه صحبت يا رفتار كند، ديگر لطافت زندگى از بين مى رود. زن مى تواند با عشوه گرى، روابط جنسى همسرش را زياد كند و اگر مرد ناراحت است او را آرام كند.

بايدهاى مردان نسبت به زنان

1ـ توجه

زن ها به خاطر لطافت روح و جسم و دارابودن حساسيت بالا بيشتر نياز به توجه دارند و به همين دليل است كه آمار دختران فرارى و خودكشى دختران و دخترانى كه اغفال مى شوند بيشتر است، و جالب است كه اين نياز در زن ها با بالارفتن سن كم نمى شود، لذا روان شناس ها مى گويند درست است كه زنان از مردان بيشتر عمر مى كنند ولى بيشتر هم مريض مى شوند و اين مريضى گاهى به خاطر جلب توجه اطرافيان به خود است. پس مردان بايد با درك و صميميت بيشتر به زن ها توجه كنند

2ـ گوش كردن

اگر مرد به زن بگويد چقدر حرف مى زنى معلوم مى شود اين آقا اصلاً جنس زن را نمى شناسد لذا مردان بايد ساعاتى از روز را اختصاص به گوش دادن حرف هاى همسرانشان بدهند. والا اين حرف ها در ذهن خانم ها متراكم شده وگاهى موجب مريضى يا مشكلات ديگرى مى شود.

مسايلى كه بايد در گوش كردن رعايت شود

1ـ همسرمان احساس كند داريم گوش مى كنيم;

2ـ گاهى با كلماتى او را تأييد كنيم;

3ـ به او نشان دهيم كه حرف هايش را درك مى كنيم;

4ـ احساس نكند ما مصنوعى گوش مى دهيم;

3ـ امانت دارى

زن و بچه در اختيار مرد همچون امانتى هستند; واقعاً انسان ها با امانت چگونه برخورد  مى كنند؟

1ـ مراقبت در حفظ;

2ـ رشد امانت;

3ـ احساس مسؤوليت;

4ـ مراقب از لطمه ديدن;

5ـ توجه بيشتر;

6ـ عدم وابستگى;

7ـ استفاده بجا;

8ـ آنطور كه صاحب امانت راضى است استفاده كردن.

وظايف والدين نسبت به فرزندان

اين بخش داراى چند بحث است

1ـ شناخت

2ـ اهميت تربيت

3ـ بايدها و نبايدهاى والدين نسبت به فرزندان

شناخت

همانطور كه در بحث حقوق زن و شوهر، يكى از اركان شناخت آنها بودند در اين بحث هم شناخت جايگاه بزرگى دارد چرا كه اصولاً اگر ما اهميت داشتن فرزند صالح را ندانيم در جهت به دست آوردن آن، قدمى بر نمى داريم، اصولاً والدين مثل تاجرى هستند كه با سرمايه اشان براى كار به كشورى رفته اند و بعد از برگشت مقدارى از سرمايه سود را همراه آورده و مقدار ديگرى را از سرمايه آنجا براى كاركردن گذارده مى شود تا كم كم سودش به دست آيد. بچه ها همچون آن سرمايه ها هستند هر چه در اين دنيا كارهاى خوب انجام مى دهد فايده اش براى والدين بيشتر است و بعد از مرگ هم پرونده پدر و مادر بسته نمى شود و هر چه آنها عمل صالح انجام دهد در پرونده والدينشان هم ثبت مى شود.

پيامبر صلى الله عليه وآله مى فرمايد: «اذا امات المؤمن انقطع عمله الا من ثلاث، صدقه جاريه او علم ينفع به او ولد صالح يدعوله»; هرگاه مؤمن بميرد عمل او قطع مى شود مگر در سه مورد; صدقه جاريه ـ وقف ـ دانشى كه از آن ديگران سود ببرند و فرزند صالحى كه برايش دعا كنند.

اهميت تربيت

تربيت از ماده رب گرفته شده وبه معنى پرورش دادن است لذا به خداوند پروردگار يا رب گفته مى شود. وقتى به موجودات نظر مى كنيم تمام موجوداتى كه قرار است براى انسان مفيد باشند مثل گياهان و حيوانات، آنها بايد پرورش داده شوند والاّ ميزان فايده آنها براى انسان كم و يا به طور كلى مضر مى شوند.

براى پرورش گياه يا حيوان عوامل بسيارى دست اندركاراند بنابراين انسانى كه داراى دو بعد جسم و روح است و پيچيده ترين و حساسترين مخلوق به شمار مى آيد براى تربيت صدها برابر بيشتر به توجه نياز دارد.

در عظمت انسان همين بس كه خداوند در خلقش مى فرمايد