کفر حاکمان بلاد اسلامی از منظر سلفیه جهادی

کفر حاکمان بلاد اسلامی از منظر سلفیه جهادی

بخش اول: اجرا نکردن احکام الهی

سلفیه جهادی با استناد به آیات سوره مائده، حکم به کفر حاکمان کشورهای اسلامی می‌دهند. از نظر آنان، حاکمان بلاد اسلامی کافر هستند، چون مرتکب «نواقض الاسلام» شده‌اند و جنایاتی بدتر از چنگیز مرتکب شده‌اند.[1] طرطوسی می‌گوید: آیه «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» (مائده/44) و آیه «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (مائده/45) و همچنین آیه «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (مائده/47) بر کفر حاکم دلالت دارد. زیرا چنانچه در این آیات به آن تصریح شده است، شخصی که به ما انزل الله حکم نکند، کافر، ظالم و فاسق است. [2] وی در ادامه می‌گوید: اگر چه، این آیات در خصوص کفار نازل شده است، ولی آیات اطلاق دارد و شامل همه کسانی که به غیر ما انزل الله، حکم کنند، می‌شود. لذا این آیات بر هر کس از اهل قبله که همان صفات مشرکین و کفار را داشته باشند، منطبق است.[3] حتی شامل مسلمانانی که از روی کراهت، بغض یا خفیف شمردن آیات الهی، بما انزل الله، عمل نمی‌کنند نیز می‌شود. همچنین این آیات شامل کسانی که قوانین بشری را در زمان فعلی، بهتر از قوانین الهی می‌دانند و بما انزل الله حکم نمی‌دهند، نیز منطبق است. بنابراین حاکمان اسلامی چون به غیر ما انزل الله حکم می‌کنند کافر هستند و از اسلام خارج می‌باشند. فرقی هم نمی‌کند که از روی کراهت و خفیف شمردن احکام الهی، به ما انزل الله حکم نکنند، یا از روی عناد و لجاجت! اطلاق آیه، همه را شامل می‌شود. بنابراین، حتی مسلمانانی نیز که به خاطر سهل انگاری به غیر ما انزل الله حکم کنند، کافر هستند.[4]

۱. پایبندی به قوانین وضعی و بشری

دومین دلیلی که سلفیه جهادی مبنی بر کفر حاکم ارائه می‌دهند، اجرای قوانین بشری به جای قوانین الهی است. سلفیه جهادی براین باورند که جعل قانون یا همان تشریع حکم، مختص خداوند است و هیچ کس غیر از خداوند، اجازه وضع قانون ندارد. در حالی که بسیاری از کشورهای اسلامی با تشکیل مجلس شورا و امثال آن، در امری که مختص خداوند است، دخالت کرده و قانون تصویب می‌کنند. طرطوسی از همین رو انتخابات را حرام می‌داند. چون معتقد است، انتخابات، باعث تصرف در دین خداوند می‌شود.[5] ابومصعب سوری نیز می‌گوید: حاکمیت، فقط منحصر در خداوند است و هیچ کس غیر از خداوند، اجازه امر و نهی کردن را ندارد. خداوند، حق تشریع را به بشر نداده است. بشر چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی، حق تشریع قانون را ندارد. [6] زیرا بشر در دنیا، رعایای خداوند هستند که فقط باید از اوامر و نواهی خداوند اطاعت کنند.[7] این‌درحالی است که حاکمان دیکتاتور، بر خلاف دستور الهی عمل می‌کنند. بنابراین آنان و همه اعوان و انصارشان کافر و مرتد هستند.[8]

نقد و بررسی

دیدگاه سلفیه جهادی در کفر حاکم با اشکالاتی روبروست. ابن عباس و بزرگان از صحابه و سلف، این آیه را بر خلاف دیدگاه سلفیه جهادی به «کفر دون کفر» تأویل برده‌اند. همچنین اکثریت علمای اهل سنت، حتی بزرگان سلفیت، مثل ابن‌تیمیه، تکفیر حاکم را جایز نمی‌دانند. بنابراین در دو بخش به پاسخ از دیدگاه سلفیه جهادی می‌پردازیم.

۱. تفسیر ابن عباس از آیه «من لم یحکم بما انزل الله»

سلف در نزد سلفیه از جایگاه بالایی برخوردار هستند. همه جریان‌های سلفی به سلف، نگاه ویژه و خاصی دارند و دین را با توجه به فهم سلف تفسیر می‌کنند. از مهمترین شخصیت‌های صحابه، ابن عباس است که اقوال و گفتارش برای سلفیه حجت است. وی در تفسیر آیه «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» (مائده/44) می‌گوید: «من جحد ما انزل الله فقدکفر، و من اقر به لم یحکم به فهو ظالم فاسق»[9] اگر کسی آن چه را که خداوند نازل کرده است انکار کند، کافر است؛ اما اگر کسی به ما انزل الله اعتقاد دارد، ولی به آن عمل نمی‌کند، کافر نیست، بلکه ظالم و فاسق است. تفسیر ابن عباس از این آیه گویاست. وی به صراحت اعلام می‌کند که حاکمان بلاد اسلامی را نمی‌توان به صرف عمل نکردن به ما انزل الله تکفیر کرد، زیرا هیچ یک از حاکمان بلاد اسلامی نمی‌گویند که ما آیات و احکام الهی را قبول نداریم، بلکه به خاطر سستی یا از روی هوای نفس یا غربزدگی به آن عمل نمی کنند. بنابراین با توجه به تفسیر ابن عباس، هیچ یک از حکّام کشورهای اسلامی کافر نیستند. بلکه نهایت چیزی که می‌توان در رابطه با آنان گفت اینکه حاکمِ فاسق و ظالم هستند.

2.تفسیر بزرگان اهل سنت و سلفیه از آیه «من لم یحکم بما انزل الله»

عالمان اهل سنت و سلفیه نیز مانند ابن عباس، معتقدند که کفر در این آیه به معنای کفر اصغر است و مسلمانانی که به بما انزل الله، حکم نکنند، کافر نیستند، بلکه فاسق و فاجر محسوب می شوند. اسماعیل بن سعد می‌گوید از احمد بن حنبل پرسیدم مراد از کفر در آیه «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» چه کفری است؟ احمد بن حنبل پاسخ داد: این کفری است که شخص را از دایره اسلام خارج نمی‌کند.[10]

ابن تیمیه که مؤسس سلفیه به شمار می‌آید نیز می‌گوید: این آیه، در رابطه با کفار و کسانی که حکم الهی را انکار کنند نازل شده است.[11]

البانی، محدث وهابی می‌گوید: آیات «ومن لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الكافرون» «فأولئك هم الظالمون» «فأولئك هم الفاسقون» در رابطه با یهود نازل شده است. بنابراین حمل این آیات بر حکما و قضات مسلمان، جایز نیست. هر چند به جهت اجرای قوانین بشری به غیر ما انزل الله حکم کنند. با این آیات نمی‌توان حاکمان بلاد اسلامی را تکفیر کرد و آنان را اسلام خارج دانست، زیرا آنان به خدا و پیامبر ایمان دارند، هر چند به جهت اینکه به غیر ما انزل الله، حکم می‌کنند مجرم هستند. بنابراین، توسعۀ حکم این آیه به حاکمان بلاد اسلامی جایز نیست، زیرا اگر چه اینها از جهت حکم شبیه یهود هستند، اما از جهتی با یهود تفاوت دارند. تفاوت مسلمانان با یهود در این است که مسلمانان به خداوند ایمان دارند و احکام الهی را تصدیق می‌کنند بر خلاف یهود که کافر بودند و احکام الهی را انکار می‌کردند و اصلا مسلمان نبودند.[12]

بنابراین چنانچه مشاهده شد، سلف و بزرگان اهل سنت و سلفیه، مصداق آیه «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» را حاکمان بلاد اسلامی نمی‌دانند. اما سلفیه جهادی بر خلاف فهم سلف و عالمان سلفیه، مدعی کفر حاکمان کشورهای اسلامی هستند. اعتقاد به کفر حاکم، باعث شده است که سلفیه جهادی با تکفیر حاکمان، بلاد اسلامی را دارالکفر بدانند و به همین جهت، جهاد علیه حاکمان و مردم کشورهای اسلامی را واجب عینی بدانند. [13] چنین اعتقادی باعث شد، در سال‌های اخیر، کشورهای سوریه و عراق مورد تهاجم گروه‌های سلفیه جهادی قرار بگیرند و زنان و مردان بی‌گناه زیادی کشته شوند. آنان با این تفکر بیشترین خدمت را به آمریکا و اسرائیل کردند و با ایجاد آشوب، ناآرامی، کشتار مسلمانان و نابودی زیرساخت‌های کشورهای اسلامی، بیشترین ضربه را به جامعه اسلامی وارد کردند.

پی‌نوشت:

[1] . طرطوسی، الجزء الثاني من الردود والتعقيبات على أسئلة ومداخلات الإخوان في سجل الزوار، ص26

[2] . طرطوسی، الحوار المفتوح مع أعضاء منتدى الأنصار، ص36.

[3] . طرطوسی، الطاغوت، ص63. «عند حمل الآيات على المسلمين، ينظر لحالهم: إن كانوا ممن يرفضون حكم الله…»

[4] . طرطوسی، الحوار المفتوح مع أعضاء منتدى الأنصار، ص36. «وهي تحمل على كل من لم يحكم بما أنزل الله من أهل القبلة .. ممن شابهوا وطابقوا صفة مشركي أهل الكتاب في عدم الحكم بما أنزل الله .. وكذلك من لم يحكم بما أنزل الله تعالى إعراضاً، أ وكرهاً وبغضاً، أو استخفافاً، أو جحوداً وتكذيباً، أو كان يرى شرع المخلوق أحسن وأفضل .. وكذلك من لم يحكم بما أنزل الله كلياً .. أو لم يحكم بما أنزل الله في التوحيد .. فكل من لم يحكم بما أنزل الله على طريقة هؤلاء فالآيات الثلاث الآنفة الذكر تُحمل عليه على ظاهرها؛ أي الكفر، والظلم، والفسق الأكبر المخرج عن الملة.»

[5] . طرطوسی، الحوار المفتوح في منتدى الحزم للحوار، ص24 «حكم الانتخابات النيابية الديمقراطية .. قد بينا مراراً أنها حرام لا تجوز في دين الله»

[6] . ابومصعب سوری، الثورة الإسلامية الجهادية في سوريا2 الفكر والمنهج، ص44 «وهذا الأساس الذي ارتكزت عليه دعامة النظرية السياسية في الإسلام، أن تنزع جميع سلطات الأمر والتشريع من أيدي البشر، منفردين ومجتمعين، ولا يؤذن لأحد منهم أن ينفذ أمره في بشر مثله فيطيعوه، أو يسن قانوناً لهم فينقادوا له ويتبعوه، فإن ذلك الأمر مختص بالله وحده ولا يشاركه فيه أحد غيره كما قال عز وجل: “إن الحكم إلا لله أمر ألا تعبدوا إلا إياه ذلك الدين القيم” يوسف.»

[7] . همان، ص45. «والذين من دونه في هذه الدنيا إنما هم رعايا في سلطانه العظيم، فما عليهم إلا اتباع أوامره.»

[8] . همان، ص45. «والذين من دونه في هذه الدنيا إنما هم رعايا في سلطانه العظيم، فما عليهم إلا اتباع أوامره.»

[9] . طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج6، ص166.

[10] . ابن هانی، سوالات، ج2، ص192.

[11] . ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج3، ص267.

[12] . الباني، محمد ناصر الدين، سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، ج6، ص112 « فلا يجوز حمل هذه الآيات على بعض الحكام المسلمين وقضاتهم الذين يحكمون بغير ما أنزل الله من القوانين الأرضية، أقول: لا يجوز تكفيرهم بذلك، وإخراجهم من الملة إذا كانوا مؤمنين بالله ورسوله، وإن كانوا مجرمين بحكمهم بغير ما أنزل الله، لا يجوز ذلك، لأنهم وإن كانوا كاليهود من جهة حكمهم…»

[13] . عبدالله عزام، التجارة المنجية زاد المجاهدين (ص: 160) وذلك العدو هم هؤلاء الحكام الذين انتزعوا قيادة المسلمين ومن هنا فجهادهم فرض عين

کتابنامه:

۱. عبد المنعم مصطفى حليمه (أبو بصير الطرطوسی)، الحوار المفتوح مع أعضاء منتدى الأنصار، به آدرس سایت ابوبصیر طرطوسی: abubaseer.com
۲. عبد المنعم مصطفى حليمه (أبو بصير الطرطوسی)، الجزء الثاني من الردود والتعقيبات على أسئلة ومداخلات الإخوان في سجل الزوار، 1429ق، به آدرس سایت ابوبصیر طرطوسی: abubaseer.bizland.com
۳. عبد المنعم مصطفى حليمه (أبو بصير الطرطوسی)، الطاغوت، 1416ق، به آدرس سایت ابوبصیر: abubaseer.com
۴. عمر عبدالحکیم، (ابومصعب سوری)، الثورة الإسلامية الجهادية في سوريا، به آدرس منبرالتوحید و الجهاد: tawhed.ws
۵. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، دار المعرفه‏، بيروت‏، 1412ق‏.
۶. ابن تيميه، احمد بن عبد الحليم، منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية، تحقيق: محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، چاپ اوّل، 1406ق.
۷. الباني، محمد ناصر الدين، سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، رياض، چاپ اوّل.
۸. عزام، عبدالله، التجارة المنجية زاد المجاهدين، تحقیق: أبو أنس الطائفي، بی جا، 1423ق.

نويسنده : نویسنده: مجتبی محیطی – دانش آموخته موسسه مذاهب اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code