• یکشنبه، ۱۹ مرداد ۱۳۹۹
  • الأحد، 19 ذو الحجة 1441
  • Sunday, 9 August 2020

نقد و بررسی اجمالی ازدواج فرزندان آدم(علیه السلام)

نقد و بررسی اجمالی ازدواج فرزندان آدم(علیه السلام)

یکی از سؤالات رایج پیرامون حضرت آدم(علیه السلام) و فرزندانش بحث ازدواج فرزندان آن حضرت است.سخن بر سراین است که ازدواج آنها با چه افرادی صورت پذیرفته است. در این رابطه سه نظریه قابل توجه است که به بررسی آنها می پردازیم:

نظريّه ی اوّل: در عصر اوّل به خاطر ضرورت‏ها، ازدواج خواهر و برادر حلال بوده و بعداً این امر ممنوع شده. اين قول نظر جمهور مفسرین اهل سنت است.

نظريّه ی دوم: ازدواج میان خواهر و برادر از همان اول ممنوع بوده، به دليل روايات متعدّدى كه در اين زمينه موجود است و افزايش نسل انسان از طريق حوريان بهشتى يا جنّيان كه با فرزندان آدم ازدواج كردند، حاصل شده است.

نظريّه ی سوم: آدم، اوّلين انسان روى زمين نبود و همانگونه كه كتب تاريخى و آثار يافت شده نشان مى‏دهد، قبل از او انسانهاى ديگرى هم بودند و در موقع خلقت آدم، تمام نسل انسانهاى پيشين‏ منقرض نشده بودند، و بقاياى نسلهاى پيشين با فرزندان آدم ازدواج كردند و ازدواج فرزندان آدم با این گروه بوده است.

بررسى نظريّات:

الف) بررسی نظر اول:

طرفداران نظريّه اوّل براى اثبات مدّعاى خود به آيات قرآن و روايات استدلال مى‏كنند:

آيات:

آيه اوّل: (يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا)؛[1]منظور از «ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏» در آيه با توجه به قرائن، آدم و حوّا است و «شعوب» و قبائل ديگر از اين آدم و حوّا بوده است و ظاهر آيه نشان مى‏ دهد در گسترش نسل بشر حوريّه و جن دخالتی نداشته اند، وچنین دخالتی خلاف ظاهر آیه است.

آيه دوم: (يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً).[2]

«بَثَّ» به معنى «منتشر ساخت» مى ‏باشد، پس نسلها در طبقات مختلف از آدم و حوا بوجود آمده اند، يعنى تمام فرزندان آدم از يك پدر و مادر بوده‏اند و اگر پاى غیر آنها در میان بود، قرآن آن را مى‏فرمود، پس ظهور بدوى اين است كه نكاحى بين فرزندان آدم انجام شده است.

در کتاب «احتجاج» از امام سجاد (علیه السلام) آمده كه در گفتگويى كه با مردى قرشى داشته سخن بدينجا رسانده كه فرمود: «هابيل» با «لوزا» خواهر همزاى«قابيل» ازدواج كرد و«قابيل» با«اقليما»، همزاى هابيل، راوى مى‏ گويد: مرد قرشى پرسيد: آيا هابيل و قابيل خواهران خود را حامله كردند؟

فرمود: آرى، مرد عرضه داشت: اينكه عمل مجوسيان امروز است، راوى مى ‏گويد: حضرت فرمود: مجوسيان اگر اين كار را مى‏ كنند و ما آن را باطل مى ‏دانيم براى اين است كه بعد از تحريم خدا آن را انجام مى‏ دهند، آن گاه اضافه نمود: منكر اين مطلب نباش براى اينكه درستى اين عمل در آن روز و نادرستيش در امروز حكم خدا است كه چنين جارى شده، مگر خداى تعالى همسر آدم را از خود او خلق نكرد؟ در عين حال مى ‏بينيم كه او را بر وى حلال نمود، پس اين حكم شريعت آن روز فرزندان آدم و خاص آنان بوده و بعدها خداى تعالى حكم حرمتش را نازل فرمود … [3]

مرحوم علّامه طباطبائى ذيل آيه مورد بحث مى‏فرمايد:مطلبى كه در اين حديث آمده موافق با ظاهر قرآن كريم و هم موافق با اعتبار عقلى است؛ ولى در اين ميان روايات ديگرى است كه معارض با آن است و دلالت دارد بر اينكه اولاد آدم با افرادى از جن و حور كه برايشان نازل شدند ازدواج كردند، (و اين روايات با اعتبار عقلى درست در نمى‏آيد، زيرا خلقت جن و حوريان بهشتى مادى نيست و غير مادى نمى‏تواند فرزند مادى بزايد) .[4]

ب) بررسی نظر دوم

روايات متعددی مؤید نظریه دومند؛ هرچند که مضامین این روایات واحدنیست. دسته‏اى از روايات مى ‏گويد ازدواج میان خواهر و برادر امری قبیح است و خدا اوليائش را از اين امر قبيح به وجود نمى ‏آورد؛ ولى چگونگى ازدياد نسل را بيان نمى ‏كند.[5] دسته‏اى دیگر از روايات مى ‏گويد كه با حوريه ازدواج كردند.[6] ،دسته‏اى دیگر مى‏ گويد كه با جنيّه ازدواج كردند.[7]و دسته‏اى دیگر از روايات مى ‏گويد كه هم با حوريّه و هم با جنيّه ازدواج كرده ‏اند.[8]

اين روايات متضافر و متعدد هستند و در كتب روائى و تفسير نقل شده و برخی از مفسرین اهل سنت نیز آنرا از طریق راویان شیعه نقل نموده اند؛[9] ولى اين روايات، على رغم تكاثر و تضافر در نقل خالى از اشكال نيستند.

اشكال اوّل: آيا ممكن است فرزندان آدم با حوريه‏اى ازدواج كنند كه «جسمٌ نورى» و يا جنّيّه‏اى كه «جسمٌ نارى» در حالى كه از نظر جنس مخالف هم هستند.

لذا ممكن است انسان از غير همجنس براى لذت جسمانى استفاده كند؛ ولى فرزندى متولد نمى‏ شود، پس انسان كه جسمى ترابى است در بهشت از حوريّه براى لذات جسمانى استفاده مى‏كند ولى تولّد فرزند بعيد مى‏باشد و حال آنكه فرض ما دراينجا تولّد فرزندان است.

اشكال دوم: اين روايات با هم متعارض هستند بعضى مى‏گويند صرفاً با حوريّه، بعضى مى ‏گويند صرفاً با جنيّه و بعضى مى ‏گويند با هردو ازدواج كردند.

اشكال سوم: بعضى از اين روايات که بیانگر این است که در حیوانات نیز چنین امری وجود ندارد خلاف وجدان و آن چيزى است كه ما عيناً در خارج مى ‏بينيم.

ج) بررسی نظر سوم:

ازدواج فرزندان آدم با نسل ديگرى از انسان بوده است؛ منتهى انسانهائى كه قبل از آدم بوده و منقرض نشده بودند. براى اين مطلب سه قرينه ذكر شده است.

1. اقوال مورّخين از جمله ناسخ التواريخ كه مى‏نويسند، قبل از آدم انسانها و تمدّنها و سلاطين متعدّدى بوده‏اند، و شايد قرآن هم در آيه ی: (قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ) [10]به اين مسئله اشاره داشته باشد، زيرا اگر انسانى قبل از آدم نبود، ملائكه از كجا مى‏ دانستند كه او خون ريز است؟

2. علم امروز مى ‏گويد كه انسانها از ميليونها سال پيش وجود داشتند در حاليكه هبوط آدم را به چندهزار سال قبل برمى ‏گردانند.

3. روايات متعدّدى داريم كه مى‏ گويد قبل از آدم، انسانهائى بوده‏ اند از جمله رواياتى است كه مرحوم صدوق در كتاب توحيد و كتاب خصال دارد.

بنابراين مطابق اين نظريّه قبل از آدم انسانهائى بوده ‏اند و ما اوّلين‏ انسان روى زمين نيستيم و دليلى نداريم كه تمام انسانهائى كه قبل از آدم بوده ‏اند منقرض شده باشند؛ بنابراين ممكن است ازدواج فرزندان آدم با بقاياى انسانهاى پيشين صورت گرفته باشد، البتّه دليلى بر اين مطلب نداريم ولى قول سوم مشكل ازدواج حوريه با انسان را كه تولّد فرزند از آن ممكن نبود، حل مى‏ كند؛ ولى مشكل مخالفت ظاهر كتاب اللَّه كه در قول دوم بود در قول سوم هم به قوّت خويش باقى است.

نتیجه گیری:

قول اوّل موافق ظاهر قرآن است و اشکال مهمی متوجه آن نیست و شاهد این قول دو روایت است كه دلالتش صريح بر ازدواج میان خواهران و برادران است، امّا با این حال سند این روایات معتبر نیست.

قول دوم دارای روايات متضافر که بعضی از طرق آن صحيح السند می باشند، همچنین موافق با شهرت و مخالف عامّه اند؛اما اشکال اساسی این قول مخالفت با ظاهر كتاب اللَّه است؛ لذا می توان گفت: قول اول به خاطر موافقت با ظاهر قرآن مقدم بر قول دوم است.[11]

[1].الحجرات(49)،13: «اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است».

[2].النساء(4)،1: «اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت. و از خدايى بپرهيزيد كه (همگى به عظمت او معترفيد و) هنگامى كه چيزى از يكديگر مى‏خواهيد، نام او را مى‏بريد! (و نيز) (از قطع رابطه با) خويشاوندان خود، پرهيز كنيد! زيرا خداوند، مراقب شماست».

[3]. الإحتجاج، الطبرسی، ج‏2، ص 315؛ بحارالانوار، المجلسی، ج11، ص226: «عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يُحَدِّثُ رَجُلًا مِنْ قُرَيْشٍ قَالَ لَمَّا تَابَ اللَّهُ عَلَى آدَمَ وَاقَعَ حَوَّاءَ وَ لَمْ يَكُنْ غَشِيَهَا مُنْذُ خُلِقَ وَ خُلِقَتْ إِلَّا فِي الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ قَالَ وَ كَانَ آدَمُ يُعَظِّمُ الْبَيْتَ وَ مَا حَوْلَهُ مِنْ حُرْمَةِ الْبَيْتِ وَ كَانَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَغْشَى حَوَّاءَ خَرَجَ مِنَ الْحَرَمِ وَ أَخْرَجَهَا مَعَهُ فَإِذَا جَازَ الْحَرَمَ غَشِيَهَا فِي الْحِلِّ ثُمَّ يَغْتَسِلَانِ إِعْظَاماً مِنْهُ لِلْحَرَمِ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى فِنَاءِ الْبَيْتِ قَالَ فَوُلِدَ لآِدَمَ مِنْ حَوَّاءَ عِشْرُونَ وَلَداً ذَكَراً وَ عِشْرُونَ أُنْثَى فَوُلِدَ لَهُ فِي كُلِّ بَطْنٍ ذَكَرٌ وَ أُنْثَى فَأَوَّلَ بَطْنٍ وَلَدَتْ حَوَّاءُ هَابِيلَ وَ مَعَهُ جَارِيَةً يُقَالُ لَهَا إِقْلِيمَا قَالَ وَ وَلَدَتْ فِي الْبَطْنِ الثَّانِي قَابِيلَ وَ مَعَهُ جَارِيَةً يُقَالُ لَهَا لَوْزَا وَ كَانَتْ لَوْزَا أَجْمَلَ بَنَاتِ آدَمَ قَالَ فَلَمَّا أَدْرَكُوا خَافَ عَلَيْهِمْ آدَمُ الْفِتْنَةَ فَدَعَاهُمْ إِلَيْهِ وَ قَالَ أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ يَا هَابِيلُ لَوْزَا وَ أُنْكِحَكَ يَا قَابِيلُ إِقْلِيمَا قَالَ قَابِيلُ مَا أَرْضَى بِهَذَا أَ تُنْكِحُنِي أُخْتَ هَابِيلَ الْقَبِيحَةَ وَ تُنْكِحُ هَابِيلَ أُخْتِيَ الْجَمِيلَةَ قَالَ آدَمُ فَأَنَا أُقْرِعُ بَيْنَكُمَا فَإِنْ خَرَجَ سَهْمُكَ يَا قَابِيلُ عَلَى لَوْزَا وَ خَرَجَ سَهْمُكَ يَا هَابِيلُ عَلَى إِقْلِيمَا زَوَّجْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْكُمَا الَّتِي خَرَجَ‏ سَهْمُهُ عَلَيْهَا قَالَ فَرَضِيَا بِذَلِكَ فَاقْتَرَعَا قَالَ فَخَرَجَ سَهْمُ هَابِيلَ عَلَى لَوْزَا أُخْتِ قَابِيلَ وَ خَرَجَ سَهْمُ قَابِيلَ عَلَى إِقْلِيمَا أُخْتِ هَابِيلَ قَالَ فَزَوَّجَهُمَا عَلَى مَا خَرَجَ لَهُمَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ قَالَ ثُمَّ حَرَّمَ اللَّهُ نِكَاحَ الْأَخَوَاتِ بَعْدَ ذَلِكَ قَالَ فَقَالَ لَهُ الْقُرَشِيُّ فَأَوْلَدَاهُمَا قَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَالَ الْقُرَشِيُّ فَهَذَا فِعْلُ الْمَجُوسِ الْيَوْمَ قَالَ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِنَّ الْمَجُوسَ إِنَّمَا فَعَلُوا ذَلِكَ بَعْدَ التَّحْرِيمِ مِنَ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع لَا تُنْكِرْ هَذَا أَ لَيْسَ اللَّهُ قَدْ خَلَقَ زَوْجَةَ آدَمَ مِنْهُ ثُمَّ أَحَلَّهَا لَهُ فَكَانَ ذَلِكَ شَرِيعَةً مِنْ شَرَائِعِهِمْ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ التَّحْرِيمَ بَعْدَ ذَلِكَ‏».

[4]. المیزان، ج4، ص148: «أقول: و هذا الذي ورد في الحديث هو الموافق لظاهر الكتاب و الاعتبار، و هناك روايات أخر تعارضها و هي تدل على أنهم تزوجوا بمن نزل إليهم من الحور و الجان و قد عرفت الحق في ذلك».

[5]. وسائل الشیعة، الحر العاملی، ج20، ص366، ح4: «عن زرارة قال: سئل ابوعبد اللَّه (عليه السلام) كيف بدو النسل فانّ عندنا اناساً يقولون ان اللَّه اوحى الى آدم ان يزوّج بناته من بنيه و انّ اصل هذا الخلق من الاخوة و الاخوات قال ابوعبد اللَّه (عليه السلام): سبحان اللَّه و تعالى عن ذلك علوّاً كبيراً يقولون من يقول هذا انّ اللَّه جعل اصل صفوة خلقه و احبائه و انبيائه و رسله و المؤمنين و المؤمنات من حرام و لم يكن له من القدرة ما يخلقهم من الحلال و قد أخذ ميثاقهم على الحلال و الطهر الطاهر الطّيّب و اللَّه لقد نبّئت ان بعض البهائم …».

[6]. همان، ج‏20 ، ص364، ح1: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّ آدَمَ وُلِدَ لَهُ شَيْثٌ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ وُلِدَ لَهُ يَافِثُ- فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ (يَبْدَأَ) بِالنَّسْلِ مَا تَرَوْنَ وَ أَنْ يَكُونَ مَا جَرَى بِهِ الْقَلَمُ مِنْ تَحْرِيمِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْأَخَوَاتِ عَلَى الْإِخْوَةِ أَنْزَلَ بَعْدَ الْعَصْرِ فِي يَوْمِ خَمِيسٍ حَوْرَاءَ مِنَ الْجَنَّةِ- اسْمُهَا نَزْلَةُ فَأَمَرَ اللَّهُ آدَمَ أَنْ يُزَوِّجَهَا مِنْ شَيْثٍ- فَزَوَّجَهَا مِنْهُ ثُمَّ أَنْزَلَ بَعْدَ الْعَصْرِ مِنَ الْغَدِ حَوْرَاءَ مِنَ الْجَنَّةِ اسْمُهَا مَنْزِلَةُ- فَأَمَرَ اللَّهُ‏ أَنْ يُزَوِّجَهَا يَافِثَ فَزَوَّجَهَا مِنْهُ فَوُلِدَ لِشَيْثٍ غُلَامٌ وَ لِيَافِثَ جَارِيَةٌ فَأَمَرَ اللَّهُ آدَمَ حِينَ أَدْرَكَا أَنْ يُزَوِّجَ ابْنَةَ يَافِثَ مِنِ ابْنِ شَيْثٍ فَفَعَلَ فَوُلِدَ الصَّفْوَةُ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ مِنْ نَسْلِهِمَا وَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ عَلَى مَا قَالُوا مِنْ أَمْرِ الْإِخْوَةِ وَ الْأَخَوَاتِ».

[7]. همان، ح6: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ خَالِدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: ذَكَرْتُ لَهُ الْمَجُوسَ وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ نِكَاحٌ كَنِكَاحِ وُلْدِ آدَمَ- وَ أَنَّهُمْ يُحَاجُّونَّا بِذَلِكَ فَقَالَ أَمَّا أَنْتُمْ فَلَا يُحَاجُّونَكُمْ بِهِ لَمَّا أَدْرَكَ هِبَةُ اللَّهِ قَالَ آدَمُ يَا رَبِّ زَوِّجْ هِبَةَ اللَّهِ فَأَهْبَطَ اللَّهُ لَهُ حَوْرَاءَ فَوَلَدَتْ لَهُ أَرْبَعَةَ أَغْلِمَةٍ ثُمَّ رَفَعَهَا اللَّهُ فَلَمَّا أَدْرَكَ وُلْدُ هِبَةِ اللَّهِ قَالَ يَا رَبِّ زَوِّجْ وُلْدَ هِبَةِ اللَّهِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنْ يَخْطُبَ إِلَى رَجُلٍ مِنَ الْجِنِّ وَ كَانَ مُسْلِماً أَرْبَعَ بَنَاتٍ لَهُ عَلَى وُلْدِ هِبَةِ اللَّهِ فَزَوَّجَهُنَّ الْحَدِيثَ».

[8]. البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، ج2، ص10: «عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «إن آدم ولد له أربعة ذكور، فأهبط الله تعالى إليهم أربعة من الحور العين، فزوج كل واحد منهم واحدة فتوالدوا، ثم إن الله رفعهن، و زوج هؤلاء الاربعة أربعة من الجن، فصار النسل فيهم، فما كان من حلم فمن آدم (عليه السلام)، و ما كان من جمال فمن قبل الحور العين، و ما كان من قبح أو سوء خلق فمن الجن».

[9]. تفسیر الثعلبی، ج4، ص49، دار إحياء التراث العربي، بيروت – لبنان.

[10]. البقرة(2)، 30.

[11]. ر.ک: کتاب النکاح، آیت الله مکارم شیرازی،ج1،ص130.

نوشته ی: واحد پژوهش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code