• جمعه، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
  • الجمعة، 18 شوال 1443
  • Friday, 20 May 2022

گامهای دشمن ستيز

گامهای دشمن ستيز

بسم الله الرحمن الرحيم

يكي از سفارش هاي اساسي در ادبيات ديني تاكيد بر وحدت و يكپارچگي است چنان­چه خداوند در قرآن كريم می ­فرمايد: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل عمران/ 103). بر پايه روايات فريقين نيز حفظ وحدت جامعه ايماني و اسلامی مورد توجه است در حديثي رسول خدا (ص) فرمود: «ثَلَاثٌ لَا يُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَالنُّصْحُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَلُزُومُ جَمَاعَتِهِمْ» (صدوق، الامالي، ص 432؛ ابن ماجه، السنن، ج1، ص 84) قلب مسلمان نسبت به سه چيز كينه ندارد، نخست: عمل خالصانه براي خدا، دوم: نصيحت حكمران هاي مسلمانان، سوم: پايبندي به حفظ اجتماع اسلامی . پاي فشردن بر اتحاد و عدوم تفرقه جامعه ايماني بدين جهت است كه در سايه اين همبستگي، اتحاد قلب ها، همگرايي و همزيستي ميان توده بشري صورت می ­پذيرد و مادامی كه اين امر محقق نشود، پايه هاي آن نظام اجتماعي سست و دچار آسيب شده و در معرض زوال قرار می ­گيرد. بنابراين يكي از عناصر مهم براي حيات جامعه، انسجام مردم است. پژوهش در معارف اسلامی حكايت­گر اين است كه مسئله ياد شده به صورت هاي مختلفي نظير «ياري مؤمنان نسبت به مظلوم، ظلم ستيزي و مقابله با دشمن و …» در تراث اسلامی نمود يافته است و در يك نگاه كلي اين مطلب نه فقط نسبت به مردم با يكديگر بلكه در ارتباط حاكمان با مردم نيز مورد توجه است كه در ادامه به تفصيل ذكر می ­گردد.

ارتباط حاكمان با مردم

بر پايه گزارش منابع تاريخي، امير مؤمنان (ع) در سال 37 هجري مالك اشتر را به امارت مصر منصوب نمود (كندي، ولاة مصر، ص. 46). زماني كه انتصاب او صورت گرفت، امام علي (ع) عهد نامه ­اي به عنوان منشور حكومت وي تنظيم كرد، يكي از مواردي كه در نوشتار آن حضرت انعكاس يافت، توصيه به مالك در راستاي انسجام جامعه بود، چنان­چه فرمود:

وأَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ و الْمَحَبَّةَ لَهُمْ واللُّطْفَ بِهِمْ و لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ – وإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ. (نهج البلاغه، ص 427، نامه 53).

دلت را ماواي رحمت و محبت و لطف نسبت به مردم قرار ده، و براى آنان چونان درنده ­اي در پي شكار نباش كه خوردن آن­ها را غنيمت شماري، زيرا آنان دو دسته­ اند: يا برادر دينى تو هستند و يا در اصل خلقت همانند تو می ­باشند.

در عبارت بالا امير مؤمنان (ع) بدون در نظر گرفتن عنصر مذهب و دين، به فرماندار خويش توصيه نموده كه نسبت به تمامی مردم برخوردي يكسان داشته باشد. عبارت «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ» نشان­گر اين است كه در منظومه فكري امير مؤمنان (ع) حفظ جامعه و دفاع از حقوق افراد و استيفاي آن فارغ از توجه به دين و مذهب افراد، از اهميت بالايي برخوردار است و اگر حاكم به آن اهتمام نورزد، دستاورد آن انحلال جامعه خواهد بود.

بنابر گزارش هاي تاريخي در ماجراي دست اندازي و غارت هاي سربازان معاويه به سرزمين هاي اسلامي تحت تصرف امير مؤمنان (ع)، سفيان بن عوف بن مغفل با لشكر خويش به شهر «الانبار» وارد شده و در ضمن كشتار مردم و غارت اموال آنان، يكي از سربازان وي به بانويي مسلمان و زني غير مسلمان يورش برده و زيور آلات آنها را ربودند حضرت پس از اطلاع از اين امر فرمود:  

«وقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ والأُخْرَى الْمُعَاهَدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وقُلْبَهَا وقَلَائِدَهَا ورِعَاثَهَا مَا تُمْنَعُ مِنْه إِلَّا بِالاسْتِرْجَاعِ والِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلاً مِنْهُمْ كَلْمٌ ولَا أُرِيقَ لَه دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِه مَلُوماً بَلْ كَانَ عِنْدِي بِه جَدِيراً». (كليني، الكافي، ج5، ص 5؛ نهج البلاغه، خطبه 27، ص70؛ صدوق، معاني الأخبار، ص310؛ جاحظ، البيان والتبيين، ص 239 (با اندكي تفاوت).).

به من خبر رسيد يكى از سربازان معاويه به يك زن مسلمان و زنى غير مسلمان كه با مسلمانان هم پيمان بوده است يورش برده و خلخال و النگو و گردنبند و گوشواره هاي آنان را ربوده­ اند؛ هر چه آن زن دادرس خواسته و خواهش نموده دشمن توجه نكرده [و دوستي نيز ياريش ننموده] آنان با اموال فراوان از آنجا بيرون رفته بدون اينكه يكي از آنها زخمي بردارد يا خوني از او جاري گردد!. اگر مرد مسلمان از اين غصه بميرد نه تنها مورد سرزنش نيست بلكه از نظر من سزاوار است.

عبارات ياد شده حاوي چند نكته است:

اول: اندوه امام (ع) به عنوان حاكم جامعه به خاطر غارت اموال زني مسلمان و غير مسلمان؛

دوم: نگاه فرا مذهبي امام در ياري مظلومان؛

سوم: نكوهش مردم به خاطر ياري نكردن آن زنان؛

چهارم: سرزنش شهروندان به جهت مقابله ننمودن با دشمن؛

پنجم: سزاواري جان دادن به خاطر اين مسئله.

مسئله ظلم ستيزي و دفاع از مظلوم صرف نظر از نگاه مذهبي، در نظام فكري امير مؤمنان (ع) آن­چنان داراي اهميت است كه وصيت آخر خويش را به اين امر اختصاص داده و با مخاطب قرار دادن امام حسن و امام حسين ‘ دشمني با ظالم و ياري از مظلوم را خواستار شد «وكُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً ولِلْمَظْلُومِ عَوْناً». (نهج البلاغه، نامه 47، ص421).

در اين نقل نيز امير مؤمنان (ع) مسئله مذهب را در دفاع از مظلوم دخيل ندانسته و امام حسن و امام حسين ‘ را به اين امر سفارش نموده است.

نكات فوق حكايت­گر اين است كه در انديشه امام علي (ع) به عنوان حاكم اسلامي، سزاوار است دفاع از مظلوم به عنوان عنصري حيات بخش در شريان هاي جامعه اسلامي جريان داشته باشد و يكايك افراد مسلمان بايد به اين امر اهتمام داشته باشند. نكته شايان توجه اين است كه در نظام فكري حضرت علي (ع) دفاع از مظلوم مسئله­اي فرا مذهبي است و كيش و آيين افراد در اين امر نقشي ندارد.

حكومت جمهوري اسلامي ايران نيز با تاسي به امير مؤمنان (ع) و نگاه فرا مذهبي و بر اساس همين مبنا در اين چند دهه حمايت از مظلومان عالم از جمله برادران و خواهران فلسطيني، يمني و سوري را سرلوحه خويش قرار داده است و آنان را در مقابل دشمن مشترك مقاوم ساخته و موجبات خشم كفار را به وجود آورده است.

تعامل مردم با يكديگر

افزون بر ياري رساني و تلاش در حل مشكلات مسلمان در سطح حكومت، معصومان ( اهتمام به مسئله ياد شده را در ميان مردم نيز نسبت خويش، امري بايسته دانسته اند، تا جايي كه در روايتي نبوي، خون مسلمانان نسبت به يكديگر برابر و در مقابله با دشمن، به عنوان مشتي واحد معرفي شده ­اند. «الْمُسْلِمُونَ إخْوَة تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَيَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ وَهُمْ يَدٌ على من سِوَاهُمْ». (صدوق، الأمالي، ص 432؛ احمد بن حنبل، المسند، ج2، ص 192[با اندكي تفاوت]).

در تحليل حديث فوق سه نكته قابل گفتن است:

اول: تاكيد بر برادري مسلمانان كه در  نقل شيخ صدوق بر آن تاكيد شده است؛ پيوند برادري فراتر از ارتباط انسان ها با يكديگر است يعني چنان­كه برادران پشتيبان يكديگر بوده و نسبت به هم از دغدغه بيشتري برخوردارند، مسلمانان نيز سزاست اين­گونه باشند؛

دوم: برابري مسلمانان تنها از نظر ديني نيست بلكه خون آن­ها نيز برابر است؛ اين فراز بدين معناست كه مسلمانان بايد حافظ خون يكديگر باشند و نبايد اجازه دهند دشمن خارجي به جان برادر مسلمان آنها تعدي كند؛

سوم: صرف نظر از وابستگي هاي مذهبي، مسلمانان در برابر دشمن خويش به مثابه مشتي گره خورده­اند بنابراين شايسته است اتحاد و همبستگي آنها ناگسستني باشد.

در كلام پيشوايان معصوم مسئله پشتيباني از مظلوم صِرف توصيه ­اي اخلاقي نيست بلكه با اصل دينداري افراد پيوند دارد چنان­چه امام صادق (ع) به نقل از پيامبر (ص) فرمود: «ومَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْه فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ». (كليني، الكافي، ج2، ص 164). كسي كه صداي فرياد خواهي مردي را بشنود و پاسخ ندهد، مسلمان نيست.

در روايت فوق، واژه «رجلا» نشان­گر اين است كه از منظر رسول خدا (ص) لازم نيست فرد مظلوم هم كيش مسلمانان باشد، بلكه عنوان مظلوميت و دادخواهي سنجه­اي براي آزمودن دينداري فرد مسلمان و راستين بودن دعوي او شمرده شده است.

مسئله ياري برادر مسلمان تنها در برابر دشمن نيست بلكه بر اساس تعاليم ديني حتي در صورت ظالم بودن مسلمان نيز ياري او در قالب منع از ظلم، امري بايسته است، چنان­چه بر پايه نقل يعقوبي تاريخ نگار مشهور، پيامبر (ص) پس از بيان حقوق شش­گانه مسلمانان نسبت به خود، بر اين امر تصريح نمود «وقال انصر أخاك ظالما أو مظلوما قالوا يا رسول الله كيف ننصره ظالما قال بكفه عن الظلم». يعقوبي، (تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 103).

بنابر روايت مذكور، مسلمانان حتي در مسائل ديني و اخلاقي نيز بايد ياري رسان همديگر باشند و نمی ­توان به صرف ظالم بودن برادر مسلمان او را رها نمود.

جلوه هاي ياري مسلمانان تنها در مسئله دفاع از آنان خلاصه نمی ­شود بلكه اهتمام به امر آنان با اصل دين گره خورده است. چنان­چه امام صادق (ع) به نقل از رسول خدا (ص) فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ». (كليني، الكافي، ج2، ص 163).

يكي از نمونه هاي اهتمام به امر مسلمانان حمايت هاي گوناگون از آنان در برابر دشمن است، زيرا به همان اندازه كه ياري مظلوم سزاوار است، مقابله با ظالم نيز داراي اهميت است. تقابل با ستمگر به گونه هاي مختلفي ميسر است كه يكي از آنها گام برداشتني است كه موجب خشم او گشته و وحدت مسلمانان را تداعي نمايد. بر اساس آيات قرآن خداوند در ازاي هر قدمي كه  از اين ويژگي برخوردار باشد، عملي صالح اختصاص داده است:

«وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ». (التوبة/ 120).

و [مؤمنان] هیچ قدمی در جایی که کفار را خشمگین کند ننهند و هیچ دستبردی به دشمنان نرسانند جز آنکه در مقابل هر یک از این رنج و آلام عمل صالحی در نامه اعمالشان نوشته شود که خدا هرگز اجر نیکوکاران را ضایع نخواهد گذاشت.

در تحليل آيه فوق چند نكته قابل گفتن است:

اول: گامهاي دشمن ستيز موجب خشم كفار است؛

دوم: هر گامي در اين مسير و ضربه زدن به دشمن، عملي صالح در پي دارد؛

سوم: عمل ياد شده به عنوان كار نيكوكاران شمرده شده است بدين معنا كه كساني كه از اين اقدام خودداري مي­كنند در منطق قرآن عنوان نيكوكار بر آن­ها صدق نمي ­كند.

مسئله گام برداشت در راستاي حمايت از برادر مسلمان در روايات شيعي نيز مورد توجه است چنان­چه امام باقر (ع) فرمود:

«مَنْ مَشَى فِي حَاجَةِ أَخِيه الْمُسْلِمِ أَظَلَّه اللَّه بِخَمْسَةٍ وسَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ ولَمْ يَرْفَعْ قَدَماً إِلَّا كَتَبَ اللَّه لَه حَسَنَةً وحَطَّ عَنْه بِهَا سَيِّئَةً ويَرْفَعُ لَه بِهَا دَرَجَةً فَإِذَا فَرَغَ مِنْ حَاجَتِه كَتَبَ اللَّه عَزَّ وجَلَّ لَه بِهَا أَجْرَ حَاجٍّ ومُعْتَمِرٍ». (كليني، الكافي، ج2، ص 197).

هر كسي در مسير برآوردن حاجت برادر مسلمان خويش گام بردارد خداوند او را در سايه هفتاد و پنج هزار فرشته قرار داده و به ازاي هر قدمي كه بردارد حسنه­ اي براي او نگاشته و گناهي از او محو نموده و درجه­ اي بر او می ­افزايد و زماني كه از اين امر فارغ می ­گردد، خداوند براي او اجر فردي كه حج و عمره [مقبول] به جا آورده در نظر می ­گيرد.

روايت فوق عام است و تمامی مصاديق قدم برداشتن در مسير حاجت برادر مسلمان را شامل می ­شود. يكي از آن گام ها، قدمی است كه در حمايت از مظلوميت وي در برابر دشمن ظالم برداشته می ­شود كه با توجه به آيه قرآن اين گام برداشتن موجب خشم دشمن و رضاي پروردگار است.

بنابر مطالب پيش گفته ياري از مظلوم و ستيز با دشمن امري است كه به اصل مسلمان بودن گره خورده و همه مسلمانان وظيفه دارند در اين راستا از هر تلاشي دريغ ننمايند. امروزه تجلي اين امر در راهپيمايي روز قدس و حمايت از برادران و خواهران مظلوم فلسطين تبلور يافته است بنابراين شايسته است به مثابه مشتي گره خورده در برابر دشمن دون ظاهر شده و با گام هاي استوار خشم او را برانگيخته و با او مقابله گردد كه رضاي خداوند در گرو اين امر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code