• جمعه، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
  • الجمعة، 18 شوال 1443
  • Friday, 20 May 2022

واکاوی گزارش تاریخی هتک حرمت به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها

واکاوی گزارش تاریخی هتک حرمت به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها

محدثین و مورخین اهل سنت در کتابهای خود با سند‌ معتبر نقل کرده اند، عده ای از اصحاب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به دستور ابوبکر به خانه دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هجوم آوردند و سبب هتک حرمت اهل بیت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شدند. اما در اینجا یک سوال پیش می‌آید؛ آیا ابوبکر دستور حمله به خانه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را صادر کرده است؟! این یک ادعایی است  که در ادامه به بررسی سند آن پرداخته می شود.

بعضی از محدثین مشهور اهل سنت مانند سعيد بن منصور خراسانی که در قرن سوم هجری زندگی می کرده ، در کتاب سنن خود به هجوم خانه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) اشاره کرده و آن را معتبر می‌داند. همچنين ضياء الدين مقدسى از دانشمندان مشهور قرن هفتم و از علمای نام دار اهل سنت، در كتاب الأحاديث المختارة تصريح می‌کند که روايت هجوم ابوبكر به خانه صدیقه طاهره (سلام‌الله‌عليها) معتبر است.

در ابتدا چند نمونه از اسناد این روايت بیان می شود. ابن زنجويه در کتاب الأموال، ابن قتيبه دينورى در کتاب  الإمامة والسياسة، طبرى در تاريخ خود، ابن عبد ربه در کتاب العقد الفريد، طبرانى در کتاب المعجم الكبير، مقدسى در کتاب الأحاديث المختاره، شمس الدين ذهبى در کتاب تاريخ الإسلام و بعضی دیگر از علمای مشهور اهل سنت، واقعه اعتراف ابوبكر به پشیمانی از دستور حمله به خانه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را با اختلافات جزئى نقل كرده‌اند.

 به عنوان نمونه، ابن زنجویه از دانشمندان قرن سوم در کتابش می‌نویسد: «أنا حميد أنا عثمان بن صالح، حدثني الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي، حدثني علوان، عن صالح بن كيسان، عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف، أن أباه عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبي بكر الصديق رحمة الله عليه …

«عبد الرحمن بن عوف به هنگام بيمارى ابوبكر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسي، با او گفت و گوى كوتاهى داشت. ابوبكر به او چنين گفت:

إني لا آسى من الدنيا إلا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي تَرَكْتُهُنَّ، وثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن، وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله (ص)، أما اللاتي وددت أني تركتهن، فوددت أني لم أَكُنْ كَشَفْتُ بيتَ فاطِمَةَ عن شيء، وإن كانوا قد أَغْلَقُوا على الحرب …»

من در زندگي‌ام تأسف نمى‌خورم مگر بر سه چيزى كه انجام دادم و دوست داشتم كه آنها را انجام نمى‌دادم، و سه کاری را كه انجام ندادم و دوست داشتم آنها را انجام مى‌دادم و سه امری كه اى كاش از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در باره آن‌ها پرسیده بودم.! … دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمى‌كردم؛ اگر چه درب خانه آن را براى جنگ بسته بودند … .»

منابع: الخرساني، أبو أحمد حميد بن مخلد بن قتيبة بن عبد الله المعروف بابن زنجويه (متوفاى251هـ) الأموال، ج 1، ص 387. _ الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 21، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت – 1418هـ – 1997م، با تحقيق شيري، ج1، ص36، و با تحقيق، زيني، ج1، ص24. _ الطبري، محمد بن جرير (متوفاي 310هـ)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 353، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت. _ الأندلسي، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفاي: 328هـ)، العقد الفريد، ج 4، ص 254، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420هـ – 1999م. _ المسعودي، أبو الحسن على بن الحسين بن على (متوفاى346هـ) مروج الذهب، ج 1، ص 290. _ الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم (متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج 1، ص 62، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء – الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م _ العاصمي المكي، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي (متوفاي1111هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج 2، ص 465، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت – 1419هـ- 1998م.

1_تحسین علمای اهل سنت بر این روایت:

 سعيد بن منصور خراسانی(متوفاي 227هـ)، در سنن خود این روايت را نقل کرده و اعتبارش را «حسن» می‌داند. جلال الدين سيوطى در جامع الأحاديث و مسند فاطمة این روايت را نقل می کند و اعتبار آن را «حسن» می‌داند. متقى هندى در كنز العمّال پس از نقل اين روايت مى‌گويند: «أَبو عبيد في كتاب الأَمْوَالِ وخيثمة بن سليمان الأَطرابلسي في فضائل الصحابة … إِنَّه حديث حسن إِلاَّ أَنَّهُ ليس فيه شيءٌ عن النبي…اين روايت را ابوعبيد در كتاب الأموال، عقيلي، طرابلسى در فضائل الصحابه، طبرانى در معجم الكبير، ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق و سعيد بن منصور در سنن خود نقل كرده‌اند و سعيد بن منصور در مورد اعتبار آن  گفته است: اين حديث «حسن» است؛ مگر در آن سخنى از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیامده است.»

منابع: السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج 13، ص 101 و ج 17، ص 48_ السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) مسند فاطمه، ص34 و 35، ناشر: مؤسسة الكتب الثقافية ـ بيروت، الطبعة‌ الأولي.

الهندي، علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين (متوفاي975هـ)، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 5، ص 252، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1419هـ – 1998م.

طبق آن چه سيوطى و متّقى هندى در مقدّمه كتابشان گفته‌اند: «[ص]: لسعيد ابن منصور في سننه… مقصود از [ص] سعيد بن منصور در سنن او است. مسند فاطمه، ص 19»

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الشمائل الشريفة، ج 1، ص 16، تحقيق: حسن بن عبيد باحبيشي، ناشر: دار طائر العلم للنشر والتوزيع _ القاسمي، محمد جمال الدين (متوفاي1332هـ)، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث، ج 1، ص 244، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1399هـ – 1979م. كنز العمال، ج 1، ص 15.»

شرح حال سعيد بن منصور:

شمس الدين ذهبى در کتاب سير اعلام النبلاء در باره او مى‌نويسد:

«سعيد بن منصور. ابن شعبة الحافظ الإمام شيخ الحرم أبو عثمان الخراساني المروزي ويقال الطالقاني ثم البلخي ثم المكي المجاور مؤلف كتاب السنن. سمع بخراسان والحجاز والعراق ومصر والشام والجزيرة وغير ذلك من مالك بن أنس والليث بن سعد…. وكان ثقة صادقا من أوعية العلم… وقال أبو حاتم الرازي هو ثقة من المتقنين الأثبات ممن جمع وصنف و قال حرب الكرماني أملى علينا سعيد بن منصور نحوا من عشرة الآف حديث من حفظه.»

سعيد بن منصور، حافظ و امام و شيخ حرم بود، به او خراساني، مروزى و طالقانى نيز مى‌گفتند. نويسنده كتاب سنن است و در خراسان، حجاز، عراق، مصر، شام و جزيره، از مالك بن انس و ديگران و ليث بن سعد حديث شنيده و استفاده كرده است. او فردى دانشمند، مورد اعتماد و راستگو بوده است و ابوحاتم رازى او را مورد اعتماد می‌داند و از نويسندگان و مؤلّفان قوى معرفى كرده است.» ذهبی در ادامه می گوید: «حرب كرمانى در مورد سعید بن منصور می گوید: سعيد بن منصور نزديک به ده هزار حديث از حفظ براى ما خواند.»

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 10، ص 586، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

همچنین ذهبی در تاريخ الإسلام مى‌نويسد:

««سعيد بن منصور بن شعبة. الحافظ الحجّة، أبو عثمان الخراسانيّ المروزيّ، ويقال: الطّالقانيّ. قيل إنّه نشأ ببلخ، ورحل وطوّف، وصار من الحفاظ المشهورين والعلماء المتقنين. گفته شده كه سعيد بن منصور حافظ و امام بوده و کلامش حجت می باشد. او در بلخ متولّد شد و بسيار سفر كرده تا آنکه از حافظان مشهور و دانشمندان مورد اعتماد گشت.»

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 16، ص 586، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي – لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ – 1987م.

ذهبی در کتاب  تذكرة‌ الحفاظ مى‌گويد: «سعيد بن منصور بن شعبة الحافظ الإمام الحجة …. سعید بن منصور، حافظ و امام بوده است.»

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تذكرة الحفاظ، ج 2، ص 416، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى.

نتبجه گیری: اعتراف محدثی مشهور مانند سعيد بن منصور و تعبير او از اين روايت به «حسن»، نشان‌دهنده‌ی آن است که روايت اعتراف ابوبکر به ندامتش از حمله به خانه حضرت زهرا در قرون نخستين اسلامى مطرح بوده و مورد پذیرش دانشمندان اهل سنت قرار داشته است.»

 

2-تحسين ضياء المقدسي (متوفاي 643هـ)

ضياء‌ المقدسي، از مشاهير قرن هفتم هجرى و از بزرگان علم حديث اهل سنت می‌باشد. او كتاب الأحاديث المختاره را تالیف کرده و با ذکر این روایت، اعتبار آن را «حسن» می‌داند. او در این باره مى‌گويد: «قلت وهذا حديث حسن عن أبي بكر إلا أنه ليس فيه شيء من قول النبي (ص). اين روايت از ابوبكر «حسن» است؛ اگر چه در آن سخنى از رسول خدا (ص) نيست.»

المقدسي الحنبلي، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفاي643هـ)، الأحاديث المختارة، ج 1، ص 90، تحقيق عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ناشر: مكتبة النهضة الحديثة – مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، 1410هـ.

شرح حال مقدسي:

شمس الدين ذهبى در باره او مى‌نويسد:

«الضياء الإمام العالم الحافظ الحجة محدث الشام شيخ السنة ضياء الدين أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد بن عبد الرحمن السعدي المقدسي ثم الدمشقي الصالحي الحنبلي صاحب التصانيف النافعة…. ورحل مرتين إلى أصبهان وسمع بها ما لا يوصف كثرة وحصل أصولا كثيرة ونسخ وصنف وصحح ولين وجرح وعدل وكان المرجوع إليه في هذا الشأن. قال تلميذه عمر بن الحاجب شيخنا أبو عبد الله شيخ وقته ونسيج وحده علما وحفظا وثقة ودينا من العلماء الربانيين وهو أكبر من أن يدل عليه مثلي كان شديد التحري في الرواية مجتهدا في العبادة كثير الذكر منقطعا متواضعا سهل العارية. رأيت جماعة من المحدثين ذكروه فأطنبوا في حقه ومدحوه بالحفظ والزهد سألت الزكى البرزالى عنه فقال: ثقة جبل حافظ دين قال بن النجار: حافظ متقن حجة عالم بالرجال ورع تقي ما رأيت مثله في نزاهته وعفته وحسن طريقته وقال الشرف بن النابلسي: ما رأيت مثل شيخنا الضياء.»

«ضياء مقدسي، امام در علوم حدیث و حافظ، دانشمند و محدّث مشهور اهل شام بود… او دو بار به اصفهان سفر کرد و از حضور درآن شهر، بهره‌هاى فراوانى برد كه قابل وصف نيست. از جمله می‌توان به نسخه‌بردارى و تأليف و تصحيح و همچنین روش جرح و تعديل راويان و مصنّفان اشاره کرد و او به سبب این علوم، مرجع ديگران نيز شده بود. عمر بن حاجب شاگرد مقدسى، در باره استاد خود گفته است: شیخ ما ابوعبد الله يگانه روزگار و تنها دانشمند زمانش بود. از نظر عمل و دين، مورد اعتماد همگان و از دانشمندان به نام بود.من كوچک‌تر از آن هستم كه در باره استاد خودسخن بگويم. او روايت شناس بود و در راز و نياز با خداوند پرتلاش و از دنيا بريده بود و همچنین اهل تواضع و فروتنى نیز بود. گروهى از محدّثان و راويان را ديدم كه در حقّ او زياد سخن مى‌گفتند و با الفاظى مانند، حافظ و زاهد او را وصف مى‌كردند. از زكى برزانى درباره استاد خود پرسيدم، او گفت: مقدسى مورد اعتماد، حافظ و دين‌دار بود. ابن نجار نیزاو را با وصف حافظ، حجّت و آگاه به علم رجال معرفی کرده است. همچنین ابن نجار می‎گوید: او حافظ و عالم به علم رجال بوده و او را اهل ورع دانسته و به خاطر تقوایی كه مانندش را نديده است، مى‌ستايد. شرف نابلسى در باره او گفته است: مانند استادم ضياء مقدسى كسى را نديدم.»

منبع: الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1405، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى.

مانند این مطالب را ابن رجب حنبلى در ذيل کتاب طبقات الحنابله، جلال الدين سيوطى در کتاب طبقات الحفاظ و العكرى الحنبلى در کتاب شذرات الذهب نقل کرده اند.

منابع: إبن رجب الحنبلي، عبد الرحمن بن أحمد (متوفاي795هـ)، ذيل طبقات الحنابلة، ج 1، ص 279. _ السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، طبقات الحفاظ، ج 1، ص 497، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ. العكري الحنبلي، عبد الحي بن أحمد بن محمد (متوفاي1089هـ)، شذرات الذهب في أخبار من ذهب، ج 5، ص 225، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ناشر: دار بن كثير – دمشق، الطبعة: الأولي، 1406هـ.

با تعريف و تمجيد فراوانی كه بزرگان اهل سنت از مقدسى دارند، اگر هيچ دليل ديگرى بر صحت اين روايت وجود نداشته باشد، همين اعتراف براى افرادى كه دنبال حقيقت هستند، كفايت مى‌كند.

نکته بسیار مهم؛ روايت «حسن» همانند روايت «صحيح» حجت است.

ممكن است کسی اشکال بگیرد؛ علما و محدثین اهل سنت اين روايت  را «صحيح» نمی‌دانند و در مورد اعتبار آن، قائل به «حسن» بودن روایت هستند. در نتیجه روایت مذکور اعتبارى ندارد و نمي‌توان به آن احتجاج كرد. در پاسخ به این اشکال، مي‌گوييم:

حتى اگر فرض بگيريم كه اين روايت از نظر سندى به درجه «صحيح» نرسد و «حسن» باشد، در حجيت آن خللى وارد نمى‌شود. زیرا از ديدگاه رجالیون اهل سنت، روايت «حسن» همانند روايت «صحيح» حجت است و از نظر حجيت، هيچگونه تفاوتى بين اين دو دسته از روايات وجود ندارد. به عنوان نمونه، نووى دراین باره مى‌نويسد: «ثم الحسن كالصحيح في الاحتجاج به وإن كان دونه في القوة؛ ولهذا أدرجته طائفة في نوع الصحيح. روايت «حسن» در احتجاج همانند روايت «صحيح» است؛ اگرچه از نظر قوت از روایت صحیح در رتبه پايين‌تری قرار دارد. به همين خاطر طايفه‌اى اين روايت را در زمره روايات صحیح آورده‌اند.»

النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، التقريب، ج1، ص2، طبق برنامه الجامع الكبير

ابن تيميه، تئورسین وهابیت مى‌نويسد: «النوع الثاني. الحسن وهو في الاحتجاج به كالصحيح عند الجمهور. نوع دوم از روايات، روايت «حسن» است. از ديدگاه جمهور علما، اين روايت در احتجاج همانند روايت صحيح است.»

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، الباعث الحثيث شرح إختصار علوم الحديث، ج1، ص129، طبق برنامه الجامع الكبير.

همچنین محمد بن جماعة مى‌گويد: «فروع: الأول الحسن حجة كالصحيح وإن كان دونه ولذلك أدرجه بعض أهل الحديث فيه ولم يفردوه عنه.

فروع: اولین نوع روایت، روايت «حسن» است که همانند روايت «صحيح» حجت می باشد هر چند از روایت صحیح پايين‌تر است؛ به همين دلیل بعضی از اهل حديث آن را در زمره حديث صحيح آورده‌اند و جدا نكرده‌اند.»

محمد بن إبراهيم بن جماعة (متوفاى733هـ)، المنهل الروي في مختصر علوم الحديث النبوي، ج1، ص36، تحقيق: د. محيي الدين عبد الرحمن رمضان، ناشر: دار الفكر – دمشق، الطبعة: الثانية، 1406هـ.

جلال الدين سيوطى مى‌گويد:

«ثم الحسن كالصحيح في الاحتجاج به وإن كان دونه في القوة ولهذا أدرجته طائفة في نوع الصحيح العدل. در احتجاج، روايت حسن همانند روايت صحيح است. اگر چه از نظر قوت از روایت صحیح پايين‌تر است. به همين علت، طايفه‌اى آن را نوعى از انواع روايت صحيح شمرده‌اند.»

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي، ج1، ص88، تحقيق: عبد الوهاب عبد اللطيف، ناشر: مكتبة الرياض الحديثة – الرياض.

عبد الرؤوف مناوى، از مشاهیر علمای اهل سنت معتقد است: اگر كسى به دو روايتى كه هر كدام به تنهائى حجت نيستند احتجاج كند، اشكالى ندارد. او می نویسد: «الحسن كالصحيح في الاحتجاج به إن كان دونه في القوة. ولا بدع في الاحتجاج بحديث له طريقان، ولو انفرد كل منهما لم يكن حجة كما في مرسل ورد من وجه آخر مسنداً، أو وافقه مرسل آخر بشرطه كما ذكره ابن الصلاح. روايت «حسن» در احتجاج، همانند روايت «صحيح» است.اگر چه از نظر قوت پايين‌تر از آن است. اگر كسى به حديثى كه تنها دو طريق دارد احتجاج كند، بدعت نكرده است و اگر چه هر كدام ازآنها به تنهائى حجت نباشند.  همان گونه كه اگر روايت مرسل، از طريق ديگرى همانند روایت مسند نقل شده باشد و يا با مرسل ديگرىاز نظر معنا و شرايطى كه او دارد (یعنی با طریق متفاوت ولی به یکی از صحابه ختم شود) موافق باشد، قابل احتجاج است. چنانچه ابن صلاح نیز همين مطلب را گفته است.»

المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاى 1031هـ)، اليواقيت والدرر في شرح نخبة ابن حجر، ج1، ص392، تحقيق: المرتضي الزين أحمد، ناشر: مكتبة الرشد – الرياض، الطبعة: الأولى، 1999م.

از آن چه بیان شد فهمیده می شود: روایت ندامت ابوبکر از دستور حمله به بیت صدیقه شهیده (سلام‌الله‌علیها) روایت حسن است و بر اساس نظر علمای مشهور اهل سنت، روایت حسن همانند روایت صحیح بوده و در احتجاج حجیت دارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code