• جمعه، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
  • الجمعة، 18 شوال 1443
  • Friday, 20 May 2022

واکاوی گزارش های نحوه رویارویی حضرت زهرا سلام الله علیها با مهاجمان

واکاوی گزارش های نحوه رویارویی حضرت زهرا سلام الله علیها با مهاجمان

یکی از شبهاتی که از جانب مفتی های وهابی مطرح می شود آن است که، چرا با وجود حضرت علی (علیه السلام) در خانه، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به پشت درب خانه رفتند؟

در پاسخ به این شبهه چند نکته بیان می شود:

أوّلاً:  حضرت زهرا پشت در نشسته بود

آن چه كه از برخى از روايات استفاده مى‏شود: حضرت فاطمه (سلام الله عليها) نزديك در ورودى منزل نشسته بود و با ديدن عمر بن خطاب و همراهانش، درب خانه را به روى آنان بست.

مرحوم عياشى در تفسير، شيخ مفيد در الإختصاص و علامه مجلسی در بحار می نویسند: «قال: قال عمر قوموا بنا إليه فقام أبو بكر وعمر وعثمان وخالد بن الوليد و المغيرة بن شعبة وأبو عبيدة بن الجراح وسالم مولى أبي حذيفة وقنفذ وقمت معهم فلما انتهينا إلى الباب فرأتهم فاطمة صلوات الله عليها أغلقت الباب في وجوههم وهي لا تشك أن لا يدخل عليها إلا باذنها، فضرب عمر الباب برجله فكسره، وكان من سعف، ثم دخلوا فأخرجوا عليا ( عليه السلام ) ملببا … عمر گفت: برخيزيد تا پيش او (علي) برويم، ابوبكر، عمر، عثمان،‌ خالد بن وليد، مغيرة بن شعبة،‌ ابوعبيد جراح، سالم مولى ابوحذيفة، قنفذ و من به همراه او راه افتادند، چون نزديك خانه رسيديم، فاطمه آنان را ديد و لذا در را بست و شك نداشت كه بدون اجازه وارد نخواهند شد، عمر در را با لگد شكست، سپس وارد خانه شدند و علي را بيرون آوردند در حالى كه به خاطر اين پيروزى الله اكبر مى‌گفتند.»

السمرقندى المعروف بالعياشي، أبى النضر محمد بن مسعود بن عياش السلمى (متوفاي320هـ)، تفسير العياشي، ج2، ص67، تحقيق: تحقيق وتصحيح وتعليق: السيد هاشم الرسولي المحلاتي، ناشر: المكتبة العلمية الإسلامية – طهران.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413هـ) الاختصاص ص 186، تحقيق: علي أكبر الغفاري، السيد محمود الزرندي، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع – بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ – 1993 م.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 28، ص 227، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 – 1983 م.

همچنین در روايت سليم بیان شده است: «ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِيٍّ وَفَاطِمَةُ عليهما السلام قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحَلَ جِسْمُهَا فِي وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ [افْتَحِ الْبَابَ‏] فَقَالَتْ فَاطِمَةُ يَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَكَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِيهِ قَالَ افْتَحِي الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَاهُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ يَا عُمَرُ أَمَا تَتَّقِي اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ تَدْخُلُ عَلَى بَيْتِي وَتَهْجُمُ عَلَى دَارِي فَأَبَى أَنْ يَنْصَرِفَ ثُمَّ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ فَأَحْرَقَ الْبَابَ … عمر آمد تا به خانه رسيد، فاطمه پشت در نشسته بود، سرش را بسته بود و بدنش از غم از دست دادن پدر نحيف و لاغر شده بود. عمر در را كوبيد و گفت: اى پسر ابوطالب! در را باز كن. فاطمه فرمود: اى عمر با ما چه كار دارى؟ ما را با مصيبتى كه گرفتارش شده‌ايم تنها بگذار. عمر گفت: در را باز كن وگرنه خانه را به آتش مى‌كشم. فاطمه فرمود: آيا از خداوند نمى‌ترسى كه وارد خانه ما مى‌شوي. عمر بازنگشت و آتش خواست و آتش را بر در خانه افكند و آن را سوزاند» الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ) كتاب سليم بن قيس، ص 864، تحقيق محمد باقر الأنصاري، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ

ثانياً: حضرت زهرا (سلام الله علیها) شكى نداشت كه آن گروه بدون اذن داخل منزلش نخواهند ‏شد؛ چرا که در قرآن دستور داده شده است كه بدون اجازه وارد خانه كسى نشويد.

قرآن در این باره می فرماید: «يَأَيهَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتًا غَيرَ بُيُوتِكُمْ حَتىَ‏ تَسْتَأْنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلىَ أَهْلِهَا ذَالِكُمْ خَيرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ. فَإِن لَّمْ تجَدُواْ فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتىَ‏ يُؤْذَنَ لَكمُ‏ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْكىَ‏ لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم‏. [نور/27 و 28.] اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد اين براى شما بهتر است شايد متذكّر شويد! و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد اين براى شما پاكيزه‏تر است و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.»

خانه فاطمه، برتر از خانه پيامبران

 باید گفت: خدای رحمان برای خانه انبياء الهی احترام ويژه‏اى قائل شده است و كسى حق ورود بدون اجازه به آن خانه ها را ندارد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِ‏ إِلا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ. [أحزاب /53] اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما داده شود. و شكى نيست كه خانه حضرت صديقه طاهره خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله محسوب مى‏شود همانطورى كه در تفاسير متعدد اهل سنت ذيل آيه 36 نور به آن اشاره می  شود. قرآن می فرماید: «فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ‏و يُسَبِّحُ لَهُ‏و فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. [النور/36] در خانه‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت يابد و نامش در آن‌ها ياد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مى‏كنند.» سيوطى و ديگران از قول ابوبكر از نبى مكرم‏ صلى الله عليه وآله نقل كرده‏اند كه خانه علي و زهرا (عليهما السلام) از با فضيلت‏ترين خانه‌هاى انبياء محسوب مى‏شود. «وأخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك وبريدة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية ) في بيوت أذن الله أن ترفع ( فقام اليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله قال: بيوت الأنبياء. فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها ـ البيت علي وفاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها ….  رسول خدا (ص) اين آيه را تلاوت فرمود، شخصى پرسيد: اين كدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پيامبران. ابوبكر پرسيد: آيا خانه علي و فاطمه (سلام الله علیهما) هم از همان خانه ها است؟ فرمود: بلي، از بر‌ترين آن است.»

السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 203، ناشر: دار الفكر – بيروت – 1993 م

الثعلبي النيسابوري أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاي427هـ) الكشف والبيان، (متوفاي 427 هـ – 1035م)، ج 7، ص 107، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛ 

الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 18، ص 174، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

افزون بر اين انتظار آن می رفت، با توجه به شخصیت حضرت زهرا (سلام الله عليها) و وجوب احترام رسول اكرم‏ (صلى الله عليه وآله)، مردم با ديدن حضرت صديقه شرمسار گردند و متعرض خانه نشوند. همچنان كه عدّه‏اى با شنيدن صداى ناله ی حضرت، از همراهی عمر بن خطاب منصرف شدند.

دینوری، عالم مشهور اهل سنت در این باره می نویسد: «قام عمر فمشى ومعه جماعة حتى أتوا باب فاطمة فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها باكية: يا رسول الله ما ذا لقينا بعد أبي من ابن الخطاب وابن أبي قحافة! فلما سمع القوم صوتها وبكاءها انصرفوا باكين، فكادت قلوبهم تتصدع وأكبادهم تنفطر، وبقي عمر معه قوم  …. عمر همراه عده‌اى به طرف خانه فاطمه آمد و در را كوبيد. فاطمه با شنيدن سر وصداى جمعيت، با صداى بلند و گریه کنان فرياد زد: اى رسول خدا چه مصيبت‌هايى پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه مى‌بينيم. گروهى با شنيدن گريه فاطمه دلشان به درد آمد و در حالی که گريان بودند، آنجا را ترك كردند. اما عمر با گروهى ديگر باقى ماندند.»

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت – 1418هـ – 1997م، با تحقيق شيري، ج1، ص37، و با تحقيق، زيني، ج1، ص24.

بنابراين حضرت صديقه طاهره (سلام الله علیها) هنگام هجوم، با ديدن مهاجمین درب خانه را بست و نزديك دَرب ايستاده بود و احتمال نمى‌داد كه با وجود آن حضرت متعرض خانه شوند. اين بي‌شرمى مهاجمان بود كه حرمت خانه و اهل آن را رعايت نكردند.

ثالثا: همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و باز كردن دَرب خانه براي نامحرم

نگاهى به روش پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در موضوع مورد بحث، بهترين دليل بر محكوميت شبهه انگيزان است. چرا كه موارد گوناگونى در كتاب‌هاى شيعه و اهل سنت وجود دارد كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به همسرانش اجازه مى‌داد تا درب خانه را به روى ديگران ( نا محرمان ) باز كنند.

الف: امّ سلمه و باز كردن دَرب خانه به روی حضرت علي (عليه السلام)

ابن عساکر در مورد باز کردن درب خانه توسط همسران رسول خدا می نویسد: «عن علقمة عن عبد الله قال خرج رسول الله (صلى الله عليه و آله) من بيت زينب بنت جحش وأتى بيت أم سلمة فكان يومها من رسول الله (صلى الله عليه و آله) فلم يلبث أن جاء علي فدق الباب دقا خفيفا فانتبه النبي (صلى الله عليه و آله) للدق وأنكرته أم سلمة فقال رسول الله (صلى الله عليه و آله) قومي فافتحي له  ….  رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از خانه زينب دختر جحش بيرون آمد و وارد خانه امّ‌سلمه شد. چون آن روز نوبت آمدن آن حضرت به خانه وى بود و مدتى نگذشته بود كه علي آهسته دقّ الباب كرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بيدار شد و امّ‌سلمه پاسخ نداد. پيامبر به او فرمود: از جای خود بلند شو و در را باز كن.»

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص 470، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر – بيروت – 1995

الرافعي القزويني، عبد الكريم بن محمد (متوفاي623 هـ)، التدوين في أخبار قزوين، ج 1، ص 89، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت تحقيق: عزيز الله العطاري، 1987م.

ب: عائشه به دستور رسول خدا (ص) دَرب خانه را براي علي (ع) باز كرد

مرحوم طبرسی در کتاب خود به باز کردن درب خانه توسط عائشه اشاره می کند و می نویسد: «وعن جعفر بن محمد الصادق عليه السلام عن أبيه عن آبائه عن علي عليه السلام قال: كنت أنا ورسول الله صلى الله عليه وآله في المسجد بعد أن صلى الفجر، ثم نهض ونهضت معه، وكان رسول الله صلى الله عليه وآله إذا أراد أن يتجه إلى موضع أعلمني بذلك، وكان إذا أبطأ في ذلك الموضع صرت إليه لأعرف خبره، لأنه لا يتصابر قلبي على فراقه ساعة واحدة فقال لي: أنا متجه إلى بيت عائشة، فمضى صلى الله عليه وآله ومضيت إلى بيت فاطمة الزهراء عليها السلام فلم أزل مع الحسن والحسين فأنا وهي مسروران بهما، ثم إني نهضت وسرت إلى باب عائشة، فطرقت الباب فقالت: من هذا؟ فقلت لها: أنا علي فقالت: إن النبي راقد، فانصرفت، ثم قلت: النبي راقد وعائشة في الدار، فرجعت وطرقت الباب فقالت لي عائشة: من هذا؟ فقلت لها: أنا علي فقالت: إن النبي صلى الله عليه وآله على حاجة فانثنيتمستحييا من دق الباب، ووجدت في صدري ما لا أستطيع عليه صبرا، فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنيفا، فقالت لي عائشة: من هذا؟ فقلت: أنا علي فسمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول: يا عائشة افتحي له الباب، ففتحت ودخلت  ….  نماز صبح را با رسول خدا (ص) خواندم و با آن حضرت از مسجد بيرون آمدم. اگر جايى مى‌رفت به من خبر مى‌داد و هنگامى كه دير بر مى‌گشت سراغ وى مى‌رفتم تا مطلع شوم. چون دورى او را نمى‌توانستم تحمل نمايم. فرمود: به خانه عائشه مى‌روم، من نيز نزد فاطمه رفتم و در كنار حسن و حسين همه خوشحال بوديم. سپس به طرف خانه عائشه رفتم و دَر زدم. عائشه گفت: چه كسى هستى؟ گفتم: علي، گفت: پيامبر استراحت مى‌كند. برگشتم و دو مرتبه رفتم و دَرب را كوبيدم. او گفت: كيستى؟ گفتم: علي! گفت: پيامبر را كارى است، دلم تاقت نياورد. براى دفعه سوّم دقّ الباب كردم. عائشه گفت: كيستى؟ گفتم: علي! صداى رسول خدا را شنيدم، فرمود:‌اى عائشه دَرب را باز كن. عائشه دَرب را باز كرد و من وارد خانه شدم.»

الطبرسي، أبي منصور أحمد بن علي بن أبي طالب (متوفاي 548هـ)، الاحتجاج، ج1، ص 292 و 293، تحقيق: تعليق وملاحظات: السيد محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر – النجف الأشرف، 1386 – 1966 م.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 38 ص 348، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 – 1983 م.

آنچه بیان شد، يك روايت از منابع شيعه و يك روايت از كتاب‌هاى اهل سنت بود كه به عنوان نمونه ذكر شد و در آن‌ روایات، رسول خدا (صلى الله عليه وآله) با توجه به اين كه حضرت در خانه حضور داشت، اجازه مى‌داد تا همسرانش دَرب خانه را براى افراد نا محرم باز كنند و نشان دهنده آن است كه اين عمل با رعايت موازین شرعى، منعى نخواهد داشت.

رابعا: حضور همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با مرد نامحرم بر سر یک سفره

 طبق روايت صحيح السندى كه اهل سنت در اكثر منابع خود نقل كرده‌اند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به عمر اجازه داد كه با او و عائشه سر يك سفره بنشينند و حتى نقل كرده‌اند، هنگامى كه از يك كاسه غذا مى‌خوردند، دست عائشه با دست عمر برخورد كرد. ابن أبي شيبه در المصنف، بخارى در ادب المفرد، ابن أبي حاتم، ابن كثير در تفسير و… نقل كرده‌اند:

«عن مجاهد قال مر عمر برسول الله صلى الله عليه وسلم و هو وعائشة وهما يأكلان حيسا فدعاه فوضع يده مع أيديهما فأصابت يده يد عائشة فقال أوه لو أطاع في هذه ووصواحبها ما رأتهن أعين  …  رسول خدا با عائشه مشغول خوردن غذا بود. در این هنگام عمر وارد خانه شد. حضرت او را دعوت كرد تا با آنان غذا بخورد.»

إبن أبي شيبة الكوفي، أبو بكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 6، ص 358، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد – الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ؛

إبي أبي حاتم الرازي، عبد الرحمن بن محمد بن إدريس، تفسير ابن أبي حاتم، ج 10، ص 3148، تحقيق: أسعد محمد الطيب، ناشر: المكتبة العصرية – صيدا؛

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، الأدب المفرد، ج 1، ص 362، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، ناشر: دار البشائر الإسلامية – بيروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ – 1989م؛

المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 29، ص 138، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م؛

القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، تفسير القرآن العظيم، ج 3، ص 506، ناشر: دار الفكر – بيروت – 1401هـ؛

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 8، ص 531، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة – بيروت.

هيثمى پس از نقل اين روايت مى‌گويد: «رواه الطبراني في الأوسط ورجاله رجال الصحيح غير موسى بن أبي كثير وهو ثقة  …. اين روايت را طبرانى در اوسط نقل كرده است و تمام راويان آن، راويان صحيح بخارى هستند. غير از موسى بن كثير كه او نيز مورد اعتماد است.»

الهيثمي، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 7، ص 93، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت – 1407هـ.

همچنین سيوطى در کتاب خود مى‌گويد: «وأخرج الطبراني بسند صحيح عن عائشة قالت كنت آكل مع النبي صلى الله عليه وسلم في قعب فمر عمر فدعاه فأكل فأصابت أصبعه أصبعي فقال أوه لو أطاع فيكن ما رأتكن عين  ….  طبرانى با سند صحيح از عائشه نقل كرده است كه گفت: من با رسول خدا در يك ظرف غذا مى‌خورديم. در این هنگام عمر از آن جا گذشت. رسول خدا او را دعوت كرد.»

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، لباب النقول في أسباب النزول، ج 1، ص 178، ناشر: دار إحياء العلوم – بيروت.

بنا بر روایاتی که بیان شد، اگر نشستن با نامحرم در کنار يك سفره و خوردن غذا از يك كاسه آن‌هم براى همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اشكالى نداشته باشد، رفتن پشت درب خانه براى دختر آن حضرت نيز اشكالى نخواهد داشت.

از آنچه بیان شد می توان نتيجه گرفت:

اولاً: صديقه شهيده (سلام الله علیها) پشت درب خانه نرفت، بلكه جلوى در ايستاده بود كه با ديدن عمر و همراهان او به داخل خانه رفت و در را بست. پس اصلا حضرت زهرا (سلام الله عليها) پشت در نرفته بود تا اين اشكال پيش بيايد.

ثانياً: حتى اگر اين مطلب صحت نيز داشته باشد و حضرت پشت در رفته باشد، به دليل آن كه مانند این اتفاق براى رسول خدا (صلى الله عليه وآله) پيش آمده و آن حضرت به همسران خود دستور داده‌اند كه درب را به روی نامحرمان باز نمايند، اين اشكال رفع مى‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code