• جمعه، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
  • الجمعة، 18 شوال 1443
  • Friday, 20 May 2022

واکاوی وقایع بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله

واکاوی وقایع بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله

علمای شیعه و اهل سنت در منابع تاریخی و روایی خود، وقایع بعد از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را ثبت و ضبط کرده اند. یکی از وقایع تلخی که در آن ایام اتفاق افتاد و قلوب محبان اهل بیت (علیهم السلام) را محزون کرد، واقعه هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) و تهدید به آتش زدن بیت امیرالمومنین (علیه السلام) است. علاوه بر علمای شیعه، دانشمندان مشهور اهل سنت نیز به آن اشاره کرده اند. تهدید به سوزاندن خانه یکی از مهم‌ترین اسناد مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.

بررسی اسناد سوزاندن خانه حضرت زهرا (علیها السلام) در منابع معتبر اهل سنت؛

با بررسی در منابع اهل سنت، روایات این اتفاق به سه دسته تقسیم می شود.

  1. تهديد به سوزاندن خانه. 

طبری در کتاب خود این واقعه را چنین نقل می کند و می نویسد: «عن زياد بن كليب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من یده …

عمر بن خطاب به جانب خانه حضرت علی (علیه السلام) آمد. در داخل خانه علی و طلحه و زبیر و بعضی از مهاجرین جمع بودند. عمر به آن جمعیت گفت: به خدا قسم! یا آنکه خانه را به آتش می کشم و یا برای بیعت با ابوبکر از خانه خارج شوید. پس زبیر از خانه خارج شد در حالی که در دستانش شمشیر داشت. در این هنگام زبیر به زمین خورد و شمشیر از دستش افتاد.»

تاريخ الطبرى: ج2، ص443.

«وابن أبي الحديد: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذى نفسى بيده لتخرجنّ إلى البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم. ابن ابی الحدید می گوید: عمر به سمت آنان آمد و گفت: قسم به کسی که جانم در دست اوست. یا برای بیعت از خانه خارج می شوید و یا آنکه خانه را بر سر شما می سوزانم.»

 شرح نهج البلاغه: ج1، ص164 _ ج2، ص45.

  1. آوردن و سائل آتش و اعتراض مردم به این کار.

 ابن قتيبة: قال: … وقال عمر: والذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.

ابن قتیبه در کتاب خود می نویسد: «قسم به کسی که جان عمر در ستانش است، یا خارج می شوید و یا آنکه خانه و هر کس که در آن است را به آتش می کشم. کسی به او گفت ای ابا حفص [کنیه عمر] در داخل خانه فاطمه حضور دارد.!! او گفت، باشد.»

 الامامة والسياسة: ج1، ص12 _  أعلام النساء لعمر رضا كحالة: ج4، ص114.  

  1. آوردن وسائل آتش و درگيرى لفظى با حضرت زهرا (سلام الله علیها) .

 البلاذرى: «باسناده عن سليمان التيمى وعن ابن عون: إنّ أبابكر أرسل إلى على(عليه السلام) يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقّته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراك محرقاً عليّ بابى؟ قال نعم: وذلك أقوى فيما جاء به أبوك …

بابوبکر افرادی را به دنبال على(علیه السلام) فرستاد تا بیعت کند، اما على (علیه السلام) از بیعت امتناع کرد. عمر همراه با فتیله (آتش‌زا) از راه رسید و با فاطمه (سلام الله علیها) در مقابل درب خانه روبه‌رو شد. فاطمه به او گفت: اى پسر خطاب! مى‌بینم تصمیم به سوزاندن خانه من دارى؟! عمر گفت: بله، این کار کمک به چیزى است که پدرت براى آن مبعوث گشته است.!»

 انساب الاشراف: ج1، ص586. 

أبو الفداء: قال: … «فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضى اللّه عنها وقالت: إلى أين يابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.ابو الفداء در کتاب خود می نویسد: «عمر با مقداری از آتش پیش آمد تا خانه را به آتش بکشد، در این هنگام با فاطمه (سلام الله علیها) روبرو شد. به کجا می روی فرزند خطاب؟! آیا می خواهی خانه مرا بسوزانی؟! عمر گفت: بله.»

تاريخ أبي الفداء: ج1، ص164.

«وابن عبد ربّه: «الذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: علىّ والعباس، والزبير، وسعد بن عبادة، فأمّا على والعباس والزبير فقعدوا فى بيت فاطمة حتّى بعث اليهم أبو بكر عمر بن الخطاب ليخرجوا من بيت فاطمة وقال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار على أن يضرم عليهم الدار فلقيته فاطمة فقالت: يابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم …

صاحب کتاب العقد الفرید می نویسد: «کسانی که با بیعت ابوبکر بیعت نکردند، علی و عباس و زبیر و سعد بن عباده بودند. اما علی و عباس و زبیر در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) تحسن کردند. ابوبکر، عمر را به سمت آنان فرستاد تا آنان را مجبور به خروج از خانه کند و اگر امتناع کردند با آنان مقابله کند. پس عمر با مشعلی از آتش آمد تا خانه را بر آنان آتش زند، فاطمه با او ملاقات کرد و گفت: ای فرزند خطاب! آیا آمده ای تا خانه مرا به آتش بکشی؟! عمر گفت : بله.»

 العقد الفريد:5/12، طبعة مكتبة الرياض الحديثة.

 4 . حمله به حضرت صديقه طاهره (سلام الله علیها)

 شهرستانى عالم مشهور اهل سنت در کتاب خود با اشاره به هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) می نویسد: «عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب(عليهم السلام).

عمر در روز بیعت با ابوبکر به شکم فاطمه ضربه زد تا آنکه فاطمه جنین خود را سقط کرد . در این هنگام عمر فریاد می زد، خانه را با هر کسی در آن است، به آتش بکشید و غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین و زینب، کسی در خانه نبود.»

 الملل و النحل: 1/57. طبعة بيروت، دار المعرفة.

مورخ مشهور اهل سنت، مسعودى در کتابش می نویسد: «فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً. به سمت خانه علی (علیه السلام) هجوم آوردند و درب خانه اش را آتش زدند و با کراهت شدید از خانه اش خارج کردند و درب را به پهلوی سرور زنان کوبیدند[فشار دادند] تا آنکه محسن را سقط کرد.»

  اثبات الوصية: ص143.

ابن حجر عسقلانى، عالم نامی اهل سنت می نویسد: «إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن … عمر به فاطمه (سلام الله علیها) لگد زد  و به سبب آن لگد، محسن سقط شد.»

 لسان الميزان: ج1، ص268.

قال الصفدى: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها … صفدی در کتاب خود می نویسد: «در روز بیعت، عمر بن خطاب به شکم فاطمه ضربه زد و به خاطر آن ضربه محسن سقط شد.»

 الوافى بالوفيات: ج5، ص347.

اما در کتب اهل سنت و شیعیان، روايات فراواني نقل شده كه غضب فاطمه (سلام الله علیها)، غضب پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و غضب حضرت غضب خداوند است. به عنوان نمونه چند روایت بیان می شود.

حاکم نیشابوری، محدث مشهور اهل سنت می نویسد: «عن على (رضى اللّه عنه) قال: قال (رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله) لفاطمة: «إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضى لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه … از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به حضرت زهرا (سلام الله علیه) فرمودند: ای فاطمه! خداوند از خشم تو خشمگین می شود و از رضایت تو ، راضی می شود. این حدیث صحیحی است و صاحب صحیحین آن را بیان نکرده اند.»

المستدرك: 3/153، مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثاني للضحاك: 5/363، الذرية الطاهرة النبوية للدولابي: 119، المعجم الكبير للطبراني: 1/108، 22/401، نظم درر السمطين للزرندي الحنفي: 178، الكامل لعبداللّه بن عدي: 2/351، تاريخ مدينة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522، ذيل تاريخ بغداد: 2/140، 2/141 ميزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذيب التهذيب: 21/392، سبل الهدى والرشاد للصالحي الشامي: 11/ 44 .

بخاری محدث معروف اهل سنت در صحیح خود می نویسد: «أنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبني … پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: فاطمه پاره تن من است، هر کس او را غضبناک کند، مرا غضبناک کرده است.»

صحيح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.

 مسلم نیز در صحیح خود می نویسد: «عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا … پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: فاطمه پاره تن من است، هر کس او را غضبناک کند، مرا غضبناک کرده است.»

 صحيح مسلم 7/141 ح 6202) كتاب فضائل الصحابة رضى الله تعالى عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .

از قطعيات تاريخ آن است كه حضرت زهرا (سلام الله عليها) تا آخر عمر از شیخین راضی نشدندو با این غضب از دنیا رفتند.

 محمد بن اسماعيل بخاري با اشاره به این مطلب مي‌نويسد: «فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت … فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) غضب‌ناک گردید و از ابوبکر روی گرداند و تا پایان عمر به همین شکل باقی ماند، تا آنکه از دنیا رفت.»

صحيح البخارى: ج4، ص42، ش 2862.

اما از ديدگاه محدثین و مورخین شیعه، قنفذ غلام عمر بن خطاب به دستور او حضرت را به شهادت می رساند. در اینجا به عنوان نمونه یک روايت بیان می شود.

علامه مجلس و همچنین بعضی از علمای شیعه نقل می کنند: «وكان سبب وفاتها : أن قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها …. سبب شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)آن است كه قنفذ غلام عمر به دستور او، آن حضرت را با غلاف شمشيرش زد و سبب شد، محسن سقط شود و حضرت زهرا (سلام الله علیها) به شديد بیمار شوند. در مدتي كه بیمار بودند، به هيچ يك از آناني را كه او را اذيت كرده بودند، اجازۀ ملاقات نداد.»

 دلائل الإمامة ج 2 ، عنه بحار الأنوار : 8 / 230 – 232 ( ط الكمپاني ) ، 30 / 290 – 295 . 2 . مثالب النواصب : 371 – 374 ، 418 – 419 . 3 . الصراط المستقيم : 3 / 25 . 4 . مطارح النظر في شرح الباب الحادي عشر : 109 .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code