• پنجشنبه، ۱۰ مهر ۱۳۹۹
  • الخميس، 13 صفر 1442
  • Thursday, 1 October 2020

سؤال: آيا ابو طالب مسلمان بود؟

سؤال: آيا ابو طالب مسلمان بود؟

جواب: تمام علماى شيعه و بعضى از بزرگان اهل تسنن مانند ابن ابى الحديد شارح نهج البلاغه[1] و قسطلانى در ارشاد السارى وزينى دحلان در حاشيه سيره حلبى ابو طالب را از مؤمنان اسلام مي دانند، در منابع اصيل اسلام نيز شواهد فراوانى براى اين موضوع مى ‏يابيم كه با بررسى آنها در تعجب و حيرت عميق فرو ميرويم كه چرا «ابو طالب» از طرف جمعى اينچنين مورد بى ‏مهرى و اتهام قرار گرفته است؟!

در اينجا فشرده‏اى از دلائل گوناگونى كه بروشنى، گواهى بر ايمان‏ ابو طالب‏ مي دهد فهرست ‏وار مى ‏آوريم و شرح بيشتر را به كتابهائى كه در اين زمينه نوشته شده موكول مى كنيم:

1- ابو طالب قبل از بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بخوبى مي دانست كه فرزند برادرش بمقام نبوت خواهد رسيد زيرا مورخان نوشته ‏اند در سفرى كه ابو طالب با كاروان قريش به شام رفت برادر زاده دوازده‏ ساله خود محمد را نيز با خويش همراه برد، در اين سفر علاوه بر كرامات گوناگونى كه از او ديد، همين‏كه كاروان با راهبى بنام «بحيرا» كه ساليان درازى در صومعه مشغول عبادت بود و آگاهى از كتب عهدين داشت و كاروانهاى تجارتى در مسير خود بزيارت او مي رفتند برخورد كردند، در بين كاروانيان، محمّد صلى الله عليه و آله كه آن روز دوازده سال بيش نداشت نظر راهب را بخود جلب كرد.

بحيرا پس از اندكى خيره شدن و نگاه‏ هاى عميقانه و پرمعنى به او گفت اين كودك به كدام يك از شما تعلق دارد؟ جمعيت به ابو طالب اشاره كردند او اظهار داشت برادرزاده من است.

«بحيرا» گفت: اين طفل آينده درخشانى دارد اين همان پيامبرى است كه كتابهاى آسمانى از رسالت و نبوتش خبر داده ‏اند و من تمام خصوصيات او را در كتب خوانده‏ام![2]

«ابو طالب» پيش از اين برخورد و برخوردهاى ديگر از قرائن ديگر نيز به نبوت پيامبر اكرم و معنويت او پى برده بود.

طبق نقل دانشمند اهل تسنن‏ شهرستانى‏ (صاحب ملل و نحل) و ديگران در يكى از سالها آسمان مكه بركتش را از اهلش بازداشت و خشكسالى سختى به مردم روى آورد، ابو طالب دستور داد تا برادرزاده ‏اش محمّد را كه كودكى شيرخوار بود حاضر ساختند پس از آنكه كودك را در حالى كه در قنداقه‏اى پيچيده شده بود به او دادند در برابر كعبه ايستاد و با تضرع خاصى سه مرتبه طفل شيرخوار را بطرف بالا انداخت و هر مرتبه مى‏ گفت: «پروردگارا! بحق اين كودك باران پربركتى بر ما نازل فرما» چيزى نگذشت كه توده ‏اى ابر از كنار افق پديدار گشت و آسمان مكه را فرا گرفت، سيلاب آنچنان جارى شد كه بيم آن ميرفت مسجد الحرام ويران شود.

سپس شهرستانى مى‏ نويسد همين جريان كه دلالت بر آگاهى ابو طالب از رسالت و نبوت برادرزاده‏اش از آغاز كودكى دارد ايمان وى را به پيامبر مي رساند و اشعار ذيل را بعدها ابو طالب به همين مناسب سروده است:

و ابيض يستسقى الغمام بوجهه‏ ثمال اليتامى عصمة للارامل‏

«او روشن چهره‏اى است كه ابرها به خاطر او مى‏بارند، او پناهگاه يتيمان و حافظ بيوه‏ زنان است»

يلوذ به الهلاك من آل هاشم‏ فهم عنده فى نعمة و فواضل‏

«هلاك‏ شوندگان از بنى هاشم به او پناه مى ‏برند، و بوسيله او از نعمتها و احسانها بهره مى‏ گيرند.»

و ميزان عدل لا يخيس شعيرة و وزان صدق وزنه غير هائل‏

«او ميزان عدالتى است كه يك جو تخلف نمى ‏كند، و وزن‏ كننده درستكارى است كه توزين او بيم اشتباه ندارد.»

جريان توجه قريش را در هنگام خشكسالى به ابو طالب و سوگند دادن ابو طالب خدا را بحق او علاوه بر شهرستانى بسيارى از مورخان بزرگ نقل كرده ‏اند، علامه امينى در الغدير آن را از كتاب‏ «شرح بخارى» و «المواهب اللدنية» و «الخصائص الكبرى» و «شرح بهجة المحافل» و «سيره حلبى» و «سيره نبوى» و «طلبة الطالب» نقل كرده است.[3]

2- به علاوه در كتب معروف اسلامى اشعارى از ابو طالب در اختيار ما است كه مجموعه آن‏ها در ديوانى بنام «ديوان ابو طالب» گردآورى شده است كه تعدادى از آنها را در ذيل مى ‏آوريم:

والله لن يصلوا اليك بجمعهم حتى أغيب في التراب دفينا

«اى برادر زاده تا ابو طالب در ميان خاك نخوابيده و لحد را بستر نساخته هرگز دشمنان به تو دست نخواهند يافت»

فاصدع بامرك ما عليك عضاضة وابشر بذاك وقر منك عيونا

«بنابراين از هيچ چيز مترس و مأموريت خود را ابلاغ كن بشارت ده و چشمها را روشن ساز»!

ودعوتني وعلمت أنك ناصحي ولقد دعوت وكنت ثم امينا

«مرا بمكتب خود دعوت كردى و خوب ميدانم كه هدفت تنها پند دادن و بيدار ساختن من بوده است، تو در دعوت خود امين و درستكارى»

ولقد علمت بان دين محمد من خير اديان البرية دينا

«من هم اين را دريافتم كه مكتب و دين محمّد بهترين دين و مكتبها است»!و نيز گفته است،

أ لم تعلموا انا وجدنا محمداً رسولا كموسى خط فى اول الكتب‏

«اى قريش آيا نمى ‏دانيد كه ما محمّد را همانند موسى پيامبر و رسول خدا مى ‏دانيم و نام و نشان او در كتب آسمانى قيد گرديده است» (و ما آن را يافته ‏ايم).

و ان عليه فى العباد محبة و لا حيف فى من خصه اللَّه فى الحب‏

«بندگان خدا علاقه ويژه ‏اى بوى دارند و نسبت به كسى كه خدا او را به محبت خود اختصاص داده است اين علاقه بى ‏مورد نيست».

ابن أبي الحديد پس از نقل قسمت زيادى از اشعار ابو طالب (كه ابن شهر آشوب در متشابهات القرآن آنها را سه هزار بيت مي داند) مي ويد:

از مطالعه مجموع اين اشعار براى ما هيچ‏گونه ترديدى نخواهد ماند كه ابو طالب به مكتب برادرزاده‏اش ايمان داشته است.[4]

3- احاديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز نقل شده كه گواهى آن حضرت را به ايمان عموى فداكارش ابو طالب روشن ميسازد از جمله طبق نقل نويسنده كتاب «ابو طالب مؤمن قريش»: چون ابو طالب درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله پس از تشييع جنازه او ضمن سوگوارى كه در مصيبت از دست دادن عمويش مي كرد، مي گفت:

«واى پدرم! واى ابو طالب! چقدر از مرگ تو غمگينم؟ چگونه مصيبت تو را فراموش كنم اى كسى كه در كودكى مرا پرورش دادى، و در بزرگى دعوت مرا اجابت نمودى، و من در نزد تو همچون چشم در حدقه و روح در بدن بودم»[5]

و نيز پيوسته اظهار مى‏داشت:«ما نالت منى قريش شيئاً اكرهه حتى مات ابو طالب»[6]

«قريش هيچ‏گاه نتوانست مكروهى بر من وارد كند مگر زمانى كه ابو طالب از جهان رفت».

4- از طرفى مسلّم است كه سالها قبل از مرگ ابو طالب، پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور شد هيچ‏گونه رابطه دوستانه با مشركان نداشته باشد، با اين حال اين همه اظهار علاقه و مهر به ابو طالب نشان مى ‏دهد كه پيامبر او را معتقد به مكتب توحيد مي دانسته است وگرنه چگونه ممكن بود ديگران را از دوستى با مشركان نهى كند و خود با ابو طالب تا سر حد عشق، مهر ورزد؟!

5- در احاديثى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام رسيده است نيز مدارك فراوانى بر ايمان و اخلاص ابو طالب ديده مى ‏شود كه نقل آنها در اينجا به طول مى ‏انجامد اين احاديث آميخته با استدلالات منطقى و عقلى است مانند روايتى كه از امام چهارم عليه السلام نقل گرديده است كه حضرتش پس از اين كه در پاسخ سؤالى اظهار ميدارد ابو طالب مؤمن بود ميفرمايد:

يعنى راستى در شگفتم كه چرا برخى مى ‏پندارند كه ابو طالب كافر بوده است! آيا نمي دانند كه با اين عقيده بر پيامبر صلى الله عليه و آله و ابو طالب طعنه مي زنند؟ مگر نه اين است كه در چندين آيه از آيات قرآن از اين موضوع منع شده است كه زن بعد از اسلام آوردن در قيد زوجيت كافر خود بماند و اين مسلم است كه فاطمه بنت اسد از پيشگامان در اسلام است و تا پايان عمر ابو طالب همسرش بود .[7]

6- از همه اينها گذشته اگر در هر چيز ترديد كنيم در اين حقيقت هيچ‏كس نميتواند ترديد كند كه ابو طالب از حاميان درجه اوّل اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله بود حمايت او از پيامبر صلى الله عليه و آله و اسلام به حدى بود كه هرگز نمي توان آن را با علايق و پيوندهاى خويشاوندى و تعصبات قبيله‏ اى تفسير كرد.

نمونه زنده آن داستان شعب ابو طالب است همه مورخان نوشته ‏اند هنگامى كه قريش، پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانها را دريك محاصره اقتصادى و اجتماعى و سياسى شديد قرار دادند و روابط خود را با آنها قطع كردند ابو طالب يگانه حامى و مدافع حضرت، سه سال از همه كارهاى خود دست كشيد و بنى هاشم را به درّه‏ اى كه در ميان كوههاى مكه قرار داشت و به شعب ابو طالب معروف بود برد و آنجا سكنى گزيد. فداكارى را بجائى رسانيد كه اضافه بر ساختن برجهاى مخصوصى بخاطر جلوگيرى از حمله قريش هر شب پيامبر صلى الله عليه و آله را از خوابگاه خود بلند مي كرد و جايگاه ديگرى براى استراحت او تهيه مى ‏نمود و فرزند دلبندش على عليه السلام را بجاى او مي خوابانيد و هنگامى كه على عليه السلام مى ‏گفت پدر جان من با اين وضع بالأخره كشته‏ خواهم شد پاسخ ميدهد عزيزم بردبارى را از دست مده هر زنده بسوى مرگ رهسپار است من ترا فداى فرزند عبد الله نمودم جالب توجه اينكه على عليه السلام در جواب پدر ميگويد پدر جان اين كلام من نه بخاطر اين بود كه از كشته شدن در راه محمّد صلى الله عليه و آله هراسى دارم بلكه بخاطر اين بود كه مي خواستم بدانى چگونه در برابر تو مطيع و آماده براى يارى احمدم. [8]

ما معتقديم هركس تعصب را كنار گذاشته و بيطرفانه سطور طلائى تاريخ را درباره ابو طالب مطالعه كند با ابن ابى الحديد شارح نهج البلاغه هم صدا شده و ميگويد:

و لو لا أبو طالب و ابنه‏ لما مثل الدين شخصا فقاما

فذاك‏ بمكة آوى و حامى‏ و هذا بيثرب جس الحماما[9]

هرگاه ابو طالب و فرزند برومندش نبود هرگز دين و مكتب اسلام بجاى نميماند و قد راست نمي كرد ابو طالب در مكه بيارى پيامبر صلى الله عليه و آله شتافت و على عليه السلام در يثرب (مدينه) در راه حمايت از اسلام در گرداب مرگ فرو رفت![10][11]

[1] . ابن ابی الحدید در این رابطه می نویسد: و اختلف الناس في إيمان أبي طالب فقالت الإمامية و أكثر الزيدية ما مات إلا مسلما. و قال بعض شيوخنا المعتزلة بذلك منهم الشيخ أبو القاسم البلخي و أبو جعفر الإسكافي و غيرهما. و قال أكثر الناس من أهل الحديث و العامة من شيوخنا البصريين و غيرهم مات على دين قومه‏.(شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج14، ص66).

[2] . تلخيص از سيره ابن هشام جلد 1 صفحه 191 و سيره حلبى جلد اول صفحه 131 و كتب ديگر.

[3] . جلد هفتم الغدير صفحه 346.

[4] .شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدی، ج14، ص79:« قالوا فكل هذه الأشعار قد جاءت مجي‏ء التواتر لأنه إن لم تكن آحادها متواترة فمجموعها يدل على أمر واحد مشترك و هو تصديق محمد صلی الله علیه وآله و مجموعها متواتر كما أن كل واحدة من قتلات علي علیه السلام الفرسان منقولة آحادا و مجموعها متواتر يفيدنا العلم الضروري بشجاعته و كذلك القول فيما روي من سخاء حاتم و حلم الأحنف و معاوية و ذكاء إياس و خلاعة أبي نواس و غير ذلك قالوا و اتركوا هذا كله جانبا ما قولكم في القصيدة اللامية التي شهرتها كشهرة و إن جاز الشك فيها أو في شي‏ء من أبياتها جاز الشك في‏ و في بعض أبياتها و نحن نذكر منها هاهنا قطعة و هي قوله‏».

[5] . « شيخ الاباطح» بنقل از ابو طالب مؤمن قريش.

[6] . طبرى بنقل از ابو طالب مؤمن قريش.

[7] . كتاب الحجّة- درجات الرفيعه بنقل از الغدير جلد 8.

[8] . الغدير جلد 8.

[9] . ابن ابی الحدید در این رابطه می نویسد: يك نفر از علماى شيعه كتابى درباره ايمان ابو طالب نوشته بود و آن را پيش من آورد كه من تقريظى بر آن بنويسم. من به جاى تقريظ اين اشعار را كه شماره آن‏ها به هفت مى‏رسد بر پشت آن كتاب نوشتم. و صنف بعض الطالبيين في هذا العصر كتابا في إسلام أبي طالب و بعثه إلي و سألني أن أكتب عليه بخطي نظما أو نثرا أشهد فيه بصحة ذلك و بوثاقة الأدلة عليه فتحرجت أن أحكم بذلك حكما قاطعا لما عندي من التوقف فيه و لم أستجز أن أقعد عن تعظيم أبي طالب فإني أعلم أنه لولاه لما قامت للإسلام دعامة و أعلم أن حقه واجب على كل مسلم في الدنيا إلى أن تقوم الساعة فكتبت على ظاهر المجلد.(شرح نهج البلاغة، ج14، ص85).

[10] . شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، چ14، ص85.

[11] . تفسير نمونه 5/ 192؛ جواب اقتباس از کتاب یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، تالیف آیت الله مکارم شیرازی می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code