• سه شنبه، ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
  • الثلاثاء، 21 ذو الحجة 1441
  • Tuesday, 11 August 2020

سؤال: ویژگی های «روح» چیست و راه درک آن چگونه است؟

سؤال: ویژگی های «روح» چیست و راه درک آن چگونه است؟

جواب: همانگونه كه اصل وجود روح را جداى از بدن با دلايلى مى‌توان اثبات كرد، ویژگی های منحصر به روح را نيز مى‌توان اثبات كرد. وقتى كه مى‌گوئيم روح، موجودى غير مادى است اعتراف به اين حقيقت است كه واقعيت روح را نشناخته‌ايم و به آسانى قابل شناخت نيست و به همين دليل آثار او نيز غير مادى است و بهترين راه شناختن ويژگيها و آثار روح، تجربه درونى افراد است.

ما موجودات مادى را با خواصى مى‌شناسيم كه روشن ترين آنها امتداد است. وجودى را مادى مى‌گوئيم كه امتداد؛ يعنى: طول، عرض و ضخامت داشته باشد. وجودى كه حداقل از يك طرف امتداد داشته باشد، وجودى مادى است. اگر چيزى به هيچ وجه امتداد نداشته باشد، وجود مادى ندارد. لازمه وجود مادى، امتداد داشتن و قابل تجزيه بودن است. اگر چيزى بُعد و امتداد داشت قابل تجزيه خواهد بود. از نظر فلسفى، اين تجزيه تا بى نهايت امتداد پيدا مى‌كند؛ يعنى امتداد هر قدر كوچك باشد، تجزيه‌اش تا بى نهايت ادامه پيدا مى‌كند و هيچ‌گاه با تجزيه كردن به صفر نمى‌رسد.

بر عكس مادّه، خاصيت روح عدم امتداد است؛ يعنى براى روح، نصفه و نيمه‌اى نمى‌توان فرض كرد. اگر لحظاتى در درون خود سير كنيم و بتوانيم در خودمان تمركز پيدا كنيم به راحتى درك مى‌كنيم، وجودى كه فكر مى‌كند و درك مى‌كند نمى‌توان آن را نصف و نيمه كرد؛ و به تعبير ديگر «من» را نمى‌شود به دو نيم كرد. من، يك «من» و بسيط است. كسى كه «من» است و درك مى‌كند نمى‌تواند نيمه داشته باشد. دو نيمه درك يا دو نيمه شخصيت وجود ندارد. «من» هستى و هويتى است كه خودش را درك مى‌كند و فرض وجود و عدم دارد، ولى فرض تجزيه ندارد و اين خاصيت، متعلق به موجود غير مادى است. مشخص ترين تفاوت و مرز بين وجود مادى و غير مادى همين است كه موجود مادى امتداد دارد و قابل تجزيه است، ولى موجود غير مادى بدون امتداد و غير قابل تجزيه است. حال با اين مقدمه، اثبات ويژگيهاى روح ساده‌تر مى‌شود.

ويژگيهاى عمده روح

براى روح سه خاصيت عمده را مى‌توان اثبات كرد:

1) اصل درك و شعور، مخصوصاً در مرتبه خودآگاهى. افرادى هستند كه درك و شعور دارند، اما خودآگاهى ندارند. «خودآگاهى» از ويژگيهاى روح انسان است. اين‌كه درك مى‌كند كه وجود دارد؛ يعنى در عين حال كه مُدرِك است مُدرَك هم باشد. بسيارى از فلاسفه مادى، ادراكات را به صورتهاى ديگر تفسير مى‌كنند و منكرند كه روح بتواند خودش را نيز درك كند، بلكه معتقدند كه مدرِك بايد غير از مدرَك باشد، ولى از نظر فلاسفه الهى مسأله حل شده است؛ يعنى اينكه دلايل فلسفى به اندازه كافى بر اين موضوع وجود دارد؛ علاوه بر اين، مشاهدات عرفانى و تجربه هاى درونى و همچنين آيات و روايات اين موضوع را تأييد مى‌كند، پس يكى از ويژگيهاى روح درك است. ماده هر چه باشد و در هر مرحله كه باشد، خود بخود درك ندارد مگر بعد از اينكه روح به آن تعلق بگيرد و اين از همان خاصيت غير مادى و تجرد روح، ناشى مى‌شود.

2) تمايلات و رغبتها. اينكه انسان از چيزى خوشش مى‌آيد يا از چيزى متنفر مى‌شود، حالتى است كه با درك توأم است. گرايشهايى كه در درون انسان وجود دارد، از خواص روح است. چيزى كه روح ندارد، نمى‌تواند ميل، رغبت، عشق و علاقه و تنفر داشته باشد.

3) قدرت تصميم گيرى و اراده. موجود مادى، قدرت تصميم گيرى و اراده ندارد. تأثير و تأثرات عالم ماده ناشى از قدرت اراده آن نيست. روابطى كه ميان موجودات مادى بر قرار است روابطى «شرطى و اگرى» است كه اگر شرايط تحقق آنها فراهم شود، به طور غير ارادى و بدون تصميم گيرى قبلى ايجاد مى‌شوند، اگر شرايط تبديل انرژى الكتريكى به انرژى نورانى يا حرارتى مهيا باشد، حتماً تحقق پيدا مى‌كند و اگر شرايط موجود نباشد، تبديلى صورت نمى‌گيرد. لامپ تصميم نمى‌گيرد كه روشن شود يا نشود. هر نوع فعاليت ديگرى هم كه در عالم ماده تحقق پيدا كند، از همين قبيل است، ولى ما مى‌توانيم تصميم بگيريم كه فلان كار را انجام بدهيم يا ندهيم. من مى‌توانم در حين سخن گفتن سكوت كنم و دوباره شروع كنم شما هم مى‌توانيد اين عمل را انجام دهيد. هيچ عامل اجبارى كه قدرت تصميم گيرى را از انسان سلب كند و او را وادار به كارى نمايد در بين نيست. تصميم گيرى، خوددارى، ايثار و بسيارى از مفاهيم متعالى ديگر كه در ارزشهاى انسانى مطرح مى‌شود، مواردى است كه ناشى از قدرت اراده و انتخاب و اختيار است.[1]

[1] . آیت الله مصباح یزدی، پیش نیازهای مدیریت اسلامی، ص73و 72.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code