• سه شنبه، ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
  • الثلاثاء، 21 ذو الحجة 1441
  • Tuesday, 11 August 2020

نماز خواندن با لباس سياه چه حكمى دارد؟

پاسخ : در عالم تشريع، احكام اسلامى همواره با توجه به مصلحت ها و مفسده هاى نهفته در كارها و با سنجش تمامى جوانب مسائل، صادر گشته است. از جمله اين احكام، پوشيدن لباس سياه است كه به دو علت استفاده از آن ناپسند و مكروه شده است.

يكى از اين دلائل، همسويى با عباسيان بوده; چون رنگ سياه، شعار و علامت خاص عباسيان به شمار مى آمده است; ولى در اين زمان كه ديگر چنين رنگى، ويژه دشمنان اسلام نيست، براى عدم استفاده از رنگ سياه، اين دليل قابل استناد نيست. يكى ديگر اين كه لباس اهل جهنم رنگ مشكى است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود: خداوند به پيامبرى وحى كرد: به مؤمنان بگو: «لباس هاى دشمنانم را نپوشيد».[1]

دليل ديگرى كه ممكن است از جمله اسباب و علل كراهت لباس سياه رنگ باشد، آثار نامطلوبى است كه روى جسم و روان دارد كه ايجاد غم و افسردگى از جمله آنهاست.

بايد طبق حكمت ها و مصالح حكم، اعم از اين كه براى مكلفين مشخص باشد يا نباشد، عمل كرد. طبق نظر علماى شيعه، استفاده از پوشش و لباس سياه در نماز مكروه است و در اين حكم، تفاوتى بين زن و مرد وجود ندارد; حتى استفاده از شب كلاه سياه هم در نماز كراهت دارد. از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد: آيا مى توانم با شب كلاه سياه نماز بخوانم؟ آن حضرت فرمود: «خير; زيرا سياه، رنگِ لباس دوزخيان است». استفاده از عبا و عمامه سياه در نماز اشكال ندارد. در روايت آمده است: «با لباس سياه نماز نخوان; اما استفاده از كفش (در غير نماز)، قبا و عمامه سياه (در نماز و غير نماز) اشكالى ندارد». آية الله العظمى بهجت در اين باره مى گويد: «اگر نمازگزار چند چيز را مانند: پوشيدن لباس سياه، غير از عمامه و كسا (عبا) و لباس نازك كه ساتر عورت باشد… به اميد اين كه ثواب نمازش زياد شود، ترك كند، خوب است».[2]

بنابر نظر اهل سنت، پوشيدن لباس سياه كراهت ندارد.

المرداوى در كتاب الانصاف كه درباره مذهب حنبلى است، مى گويد: «يباح لبس السواد مطلقاً على الصحيح من المذهب»;[3] طبق نظر صحيح ـ از مذهب ابن حنبل ـ پوشش سياه، به طور مطلق، مباح است.

منصور بن يونس بهوتى در كشاف القناع مى گويد: «يباح السواد و لو للجند لانه(صلى الله عليه وآله) دخل مكة عام الفتح و عليه عمامة سواد»;[4] پوشش سياه حتى براى نيروهاى نظامى، مباح است; زيرا پيامبر(صلى الله عليه وآله) در روز فتح مكه در حالى كه عمامه سياهى داشتند، وارد آن جا شد.

نووى در كتاب «المجموع» گويد: «يجوز لبس الثوب الابيض و الاحمر و الاصفر و الاخضر و المخطط و غيرها من الوان الثياب و لا خلاف فى هذا و لا كراهة فى شىء منه»;[5] پوشيدن لباس سفيد، قرمز، زرد، سبز و خط دار و جز آن از پوشش هاى رنگى جايز است و اختلافى در اين باره و كراهتى در هيچ يك از موارد ياد شده وجود ندارد.

نووى ذيل مطلب فوق، از عمامه سياه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در روز فتح مكه ياد كرده و اين حديث را از عايشه مطرح نموده است: «خرج النبى ذات غداة و عليه مرط مرحل من شعر اسود».

شوكانى ذيل حديثِ فوق، مى گويد: «مِرْط» به كسر ميم و سكون را، عبايى از پشم يا خز و گفته شده از خز يا كتان است. «مُرَحّل» به ضم ميم و راء مفتوحه و حاء تشديددار، «بردى»[6] مصور است. نووى گفته كه منظور از تصوير در آن، تصوير پالان هاى شتر است. [7] بنابراين، معناى حديث فوق چنين است: روزى پيامبر(صلى الله عليه وآله) در حالى بيرون آمد كه عبايى از جنس موى سياه بر دوش داشتند و آن قبا منقوش به تصوير پالان هاى شتر بود.

شوكانى بعد از نقل حديث فوق، مى گويد: والحديث يدل على انه لا كراهة فى لبس السواد;[8] اين حديث دلالت مى كند كه هيچ گونه كراهتى در استفاده از پوشش سياه رنگ وجود ندارد.

سپس شوكانى از داود و نسايى، اين روايت را از عايشه نقل كرده است: «صبغت للنبى بردة سوداء فلبسها…»; [9] براى پيامبر(صلى الله عليه وآله)عباى ]يا لباس مخطوط[ سياه رنگى درست كردم كه آن را پوشيد.

در كتاب «الفتاوى الهندية» كه بنابر مذهب ابوحنيفه نگاشته شده، در فصلى كه مخصوص مكروهات نماز است،[10] مطلبى كه دلالت بر مكروه بودن پوشش سياه بكند، وجود ندارد و اين، نمايانگر عدم كراهت است.

پاورقي

[1] احكام مسافران خارج از كشور، مركز تحقيقات اسلامى نمايندگى ولى فقيه در سپاه، چاپ اول، ص 31 ـ 32.

[2] براى اطلاع بيشتر ر.ك: العروة الوثقى، ج 1، كتاب الصلاة، فصل 10، فصل فيما يكره من اللباس حال الصلاة، ص 433، مؤسسة مطبوعاتى اسماعيليان.

[3] وسائل الشيعه، شيخ حرعاملى، ج 3، ص 281 ـ 280، كتاب الصلاة، ابواب لباس المصلى، باب 20، باب كراهه الصلاه فى القلنسوه السواد (تصحيح ربانى شيرازى، دارالحياء التراث العربى، بيروت، چاپ پنجم، 1403 هـ ق). ملا محسن فيض كاشانى، الوافى، ج 4، ص 392 ـ 391 (مكتبه الامام اميرالمؤمنين); توضيح المسايل، ج 1، ص 500، شرايط لباس نمازگزار، (مستحبات و مكروهات لباس)، تهيه بنى هاشمى خمينى و با همكارى ثقه الاسلام اصولى و غيره ، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1379; الانصاف، المرداوى، ج 1، كتاب الصلاة، باب ستر العورة، لبس المعصفر، ص 482 (تصحيح محمد حامد فقى، دارالاحياء التراث العربى، چاپ دوم).

[4] كشاف القناع، بهوتى، ج 1، فصل فى احكام اللباس فى الصلاة و غيرها، ص 286 (تعليق مصطفى هلال، دارالفكر، بيروت، 1402 هـ ق).

[5] المجموع، نووى، ج 4، كتاب الصلاة، باب ما يكره لبسه و ما لا يكره، ص 452 (دارالفكر، بيروت).

[6] در لغت، «برد» را لباس مخطوط و عباى پشمى سياه معنا كرده اند; ولى در حديث فوق بايستى آن را با توجه به قيودى كه در حديث وجود دارد، معنا كرد.

[7] نيل الاوطار، شوكانى، ج 2، باب ما جاء فى لبس الخز و ما نسج من حرير و غيره، ص 95 و 96 (دارالجيل، بيروت).

[8] همان، ص 95 و 96.

[9] همان، ص 96.

[10] الفتاوى الهندية، باب 7، فصل 2، ص 98 (داراحياء التراث العربى، بيروت، چاپ چهارم).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code