• جمعه، ۱۰ تیر ۱۴۰۱
  • الجمعة، 1 ذو الحجة 1443
  • Friday, 1 July 2022

پرسش: طبق احاديث شريف از امامان معصوم عليهم السلام براى قرآن باطنى است تا هفتاد بطن و بخشى از قرآن تفسير يك بخش ديگر آن است، مقصود حديث را توضيح دهيد.

پرسش: طبق احاديث شريف از امامان معصوم عليهم السلام براى قرآن باطنى است تا هفتاد بطن و بخشى از قرآن تفسير يك بخش ديگر آن است، مقصود حديث را توضيح دهيد.

“پاسخ : پرسش كننده محترم! با تتبعى كه در زمينه احاديث بطون قرآن انجام داديم، چه احاديث شيعه و چه احاديث اهل سنت، به طور كلى روايتى كه براى قرآن, هفتاد بطن ذكر بكند نيافتيم، بلكه آنچه در روايات آمده اين است كه براى قرآن هفت بطن ذكر شده است.
بر اساس آنچه كه از روايات استفاده می ‏شود قرآن داراى ظاهر و باطن است. ظاهر قرآن همان الفاظ قرآن است كه در مدت بيست و سه سال در مورد مسائل مختلف نازل شده و براى انسان‏هاى عادى قابل درك است. اما باطن قرآن آن چيزى است كه به تعبير خود قرآن و روايات به جز خدا و راسخان در علم (پيامبرصلى الله عليه وآله و ائمه معصومين ‏عليهم السلام) كسى از آن آگاه نيست. از اين رو، در روايات آمده است كه جابر می ‏گويد: از امام باقرعليه السلام ازاين روايت سؤال نمودم كه می ‏گويد: «هيچ آيه‏ اى نيست مگر اينكه داراى ظاهر و باطنى است» امام فرمود: «ظاهر قرآن كه [كه مشخص است] و بطن قرآن، تأويل آن است.» آنگاه امام باقرعليه السلام در ادامه همين روايت می ‏فرمايد: «خداوند متعال فرموده است كه تأويل قرآن را جز خدا و راسخان در علم نمی ‏دانند و ما (ائمه) به آن تأويل آگاهيم».[1]
براى اين كه بهتر روشن شود كه مقصود از بطن قرآن چيست، چند نمونه از رواياتى را كه مربوط به بطن آيات قرآن است ذكر می ‏كنيم:
1- در سوره مباركه الرحمن آيات 21 – 19 می ‏خوانيم: «مرج البحرين يلتقيان × بينهما برزخ لا يبغيان × يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان» امام صادق ‏عليه السلام در زمينه اين آيات فرموده است: «على و فاطمه دو درياى عميق‏اند كه هيچ كس بر ديگرى تجاوز نمی ‏كند واز اين دو دريا، لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين خارج شده ‏اند». در تفسير «درّ المنثور» عين همين تفسير از بعضى از صحابه نقل شده است. [2] حال اين معنى كه مراد از «مرج البحرين» على و فاطمه است جزء بطون قرآن است كه آن را ائمه ‏عليهم السلام می ‏دانند.
2- در سوره مباركه «نبأ» آيه دوم می ‏خوانيم: «عن النباء العظيم». نبأ به چند معنى تفسير شده است؛ از جمله: قيامت، قرآن، اصول عقايد. همچنين در روايات زيادى كه بعضى از آنها از طريق شيعه و برخى از طريق اهل سنت روايت شده, «نبأ» به معناى ولايت و امامت على‏ عليه السلام يا مسئله ولايت به طور اعم تفسير شده است. بر اين اساس، در روايتى امام صادق ‏عليه السلام فرموده است: «النباء العظيم، الولاية؛[3] نبأ عظيم همان مسئله ولايت است». همچنين حافظ محمد بن مؤمن شيرازى كه از علماى اهل سنت است روايتى را در تفسير «عن النباء العظيم» از رسول خداصلى الله عليه وآله نقل می ‏كند كه حضرت فرمود: «منظور, ولايت على است كه از آنها در قبر درباره آن سؤال می ‏شود و هيچ كس در شرق و غرب عالم، در خشكى و دريا از دنيا نمی ‏رود، مگر اين كه فرشتگان از او درباره ولايت اميرمؤمنان بعد از مرگش پرسش می ‏كنند و به او می ‏گويند كه سنت تو چيست؟ و امامت كيست؟[4]
به هر حال، هر آيه ممكن است معانى متعددى داشته باشد كه از ميان آنها يك معنا، معناى ظاهرى است و معانى ديگر از بطون قرآن است.”

پاورقي
“[1] بحرانى، البرهان فى تفسير القرآن، ج 1.
[2] ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 3، ص 133، چاپ دار الكتب الاسلاميه و طبرسى، مجمع البيان، ج 9، ص 305، چاپ دارالمعرفه.
[3] تفسير نمونه، ج 26، ص 11 و 12.
[4] همان، ص 10 به نقل از: احقاق الحق، ج 3، ص 484 و محمد حسين طباطبايى، الميزان، ج 20، ص 163.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code