• سه شنبه، ۴ آبان ۱۴۰۰
  • الثلاثاء، 19 ربيع أول 1443
  • Tuesday, 26 October 2021

پرسش: مراحل جمع و تدوين قرآن به دست چه كسانى بوده است؟

پرسش: مراحل جمع و تدوين قرآن به دست چه كسانى بوده است؟

“پاسخ : عظمت و بزرگى شأن قرآن كريم و نيز احترامی كه اين كتاب الهى به دليل تأكيدات مكرر پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله در ميان مسلمانان پيدا كرده بود و نيز منزلتى كه ايشان براى حاملان آيات خدا قايل بودند,[1] موجب شد كه از همان آغاز نزول وحى، مسلمانان به حفظ آيات قرآن در ذهن خود اهتمام ورزند. بنابر اين بسيار طبيعى است كه نشانه‏ هاى كوشش و تلاش براى حفظ قرآن و در مرحله بعد كتابت آن، از همان زمان پيامبرصلى الله عليه وآله نيز ديده شود. اولين قدم در راه پاسدارى از حريم قرآن، حفاظت از آيات الهى در خزينه افكار و سينه‏ هاى مستعد مسلمانان بود كه شمار اندك با سوادان، كمبود امكانات نگارش و قدرت حافظه عرب كه ضرب المثل تيز هوشى و قدرت حفظ بوده ‏اند، نيز با آن سازگار است. در رأس تمام مشتاقان حفظ قرآن، شخص پيامبرصلى الله عليه وآله وجود داشت كه آيات و سوره ‏ها را، هر چند هم طولانى، به خوبى فرا می گرفت و به ديگران می ‏آموخت. پيامبرصلى الله عليه وآله آن قدر در اين امر راغب و كوشا بود كه پروردگار به او وعده داد قرآن را در سينه ‏اش جمع نموده، قرائت و فهم آن را برايش آسان نمايد. از همين روى خداوند متعال به پيامبرش فرمود كه نيازى به تعجيل تو در فراگيرى قرآن نيست؛ چنان كه دو آيه شريف «لا تحرك به لسانك لتعجل به ان علينا جمعه و قرآنه»[2] به همين گونه تفسير شده است. [3]
مرحوم طبرسى در تفسير آيه «سنقرئك فلا تنسى» [4] می ‏نويسد: «خداوند به پيامبرخود می ‏فرمايد ما از تو می ‏خواهيم كه قرآن را بخوانى تا فراموش نكنى. افزون بر پيامبر، تعدادى از صحابه نيز بوده ‏اند كه كوشش فراوانى در راه حفظ قرآن به عمل آورده ‏ند كه در مباحث علوم قرآنى به نام «جمّاع القرآن» نيز شهرت يافته ‏اند. اين نام با استفاده از آيات سوره قيامت، آيه 16 و 17 است كه به اتفاق مفسران، قرآن در اين جا به معناى تلاوت است و جمع به معناى حفظ».[5]
درباره تعداد حافظان قرآن در عصر پيامبرصلى الله عليه وآله سخنان فراوانى گفته‏ اند؛ از هفتاد نفر به بالا و يا كم‏تر. در صحيح بخارى آمده است كه پيامبر فرمود: «قرآن را از چهار نفر فرابگيريد: عبدالله بن مسعود، سالم مولى ابن حذيفه، معاذ بن جبل و اُبى بن كعب».[6]
ولى آنچه از مجموع روايات گوناگون و تاريخ اسلام برمی ‏آيد، اين است كه تعداد حافظان قرآن، مشخص نبوده و هر كس به فراخور استعداد و علاقه خود، تمام و يا بخشى از آيات را حفظ می ‏كرده است. آنچه در برخى نقل‏ ها آمده به علت شهرت افراد و يا انگيزه‏ هاى ديگرى بوده است.[7] بنابر آنچه در كتاب‏ هاى تاريخى است، افراد بسيارى در زمان حيات رسول اكرم‏ صلى الله عليه وآله به عنوان كاتب وحى به فرمان پيامبرصلى الله عليه وآله، آيات قرآن را می ‏نوشتند و هر آيه ‏اى كه نازل می ‏گشت، به فرمان وى در جاى مناسب خود قرار می ‏دادند. زنجانى در تاريخ القرآن، نويسندگان وحى را 43 نفر دانسته و نام آنان را ياد آور شده است كه معروف‏ترين آنان، عبارتند از: على ابن ابى طالب، زيد بن ثابت، ابى بن كعب و عبد الله بن مسعود. آن حضرت به نوشتن قرآن بسيار اهتمام می ‏ورزيد و نسبت بدان عنايت فراوانى مبذول می ‏داشت. [8] وى همچنين می ‏نويسد كه رواياتى در اين زمينه وارد شده كه نهادن آيات در محل مناسب خويش، به دستور خود پيامبرصلى الله عليه وآله بوده و با آگاهى و فرمان ايشان صورت می ‏گرفته است. [9] مرحوم سيد مرتضى، از بزرگان شيعه، بنا به نقل مرحوم طبرسى، درباره جمع آورى قرآن فرموده است: «قرآن در زمان رسول گرامی ‏صلى الله عليه وآله با همان كيفيتى كه اكنون در دسترس ماست، جمع ‏آورى و مرتب گرديده بود؛ زيرا قرآن در آن عصر، تدريس می ‏شد و مجموع آن به وسيله مسلمانان حفظ می ‏گرديد، تا آن جا كه جمعى از اصحاب، معين شده بودند تا قرآن را حفظ كنند و آن را بر پيامبرصلى الله عليه وآله بخوانند. همچنين جمعى از ياران آن حضرت، مانند عبدالله بن مسعود و ابى بن كعب و ديگران، بارها قرآن را از ابتدا تا انتها نزد پيامبر گرامی اسلام‏ صلى الله عليه وآله قرائت كردند».[10] نبى اكرم ‏صلى الله عليه وآله خود بر كار كاتبان وحى، نظارت دقيق داشت و جاى قرار دادن آيات را تعيين می ‏فرمود؛ چنان كه از ابن عباس نقل شده است كه پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود:« جبرئيل آيه «و اتقوا يوماً ترجعون فيه الى الله» [11] را آورد و گفت: خداى تعالى می ‏فرمايد: اين آيه را پيش از آيه 280 سوره بقره بگذار».[12] ناگفته نماند كه از آنچه كاتبان وحى نوشتند، نسخه ‏اى را در خانه پيامبر قرار می ‏دادند. [13] بنابراين تمام قرآن كريم، زير نظر مستقيم آن حضرت تحرير و جمع‏ آورى شد و نسخه ‏اى از آن نزد حضرت باقى ماند. [14] نكته‏اى كه بايد در نظر داشت آن است كه به جز شمار اندكى از علماى اهل سنت، تمام علماى شيعه و اكثريت علماى عامه، معتقدند قرآن جز با تواتر ثابت نمی ‏شود و اين مستلزم آن است كه زمان تدوين قرآن را همان عهد نبى ‏صلى الله عليه وآله بدانيم وگرنه تواتر، با آنچه براى نگارش قرآن در زمان خلفا نقل كرده ‏اند، حاصل نمی ‏شود. آيا می ‏توان گفت زيد بن ثابت با گواهى دونفر، اظهارات آنان را به عنوان قرآن ثبت می ‏كرد و در عين حال، قايل به تواتر قرآنِ موجود شد؟[15] با توجه به اين گونه مدارك و شواهد است كه بزرگانى نظير سيد مرتضى، به تدوين قرآن در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله اعتقاد دارند و معتقدند به قول مخالف نبايد اعتنا كرد. [16] بنابر اين وقتى روشن شد كه تمام قرآن در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله گردآورى و تدوين شده است، منظور كسانى كه می ‏گويند قرآن را ابوبكر و اشخاص ديگرى پس از زمان پيامبرصلى الله عليه وآله جمع كرده ‏اند، نوشتنِ نسخه‏ هاى ديگرى بوده است. بنابراين به قول مرحوم آيت الله خويى: «انتساب جمع و تدوين قرآن به خلفا، امر موهومی است كه مخالف كتاب و سنت و اجماع و عقل است».[17]
اما برخى ديگر به ويژه برادران اهل سنت، معتقدند كه جمع و تدوين قرآن به صورت كتابى مدوّن و منسجم، پس از رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله و به همت ابوبكر صورت گرفت. در احاديثِ وارده از طريق اهل سنت، آمده است: عبيد بن سباق نقل كرده كه زيد بن ثابت گفته است: پس از كشتار اهل يمامه، ابوبكر در پى من فرستاد. در آن هنگام، عمر بن خطاب نيز نزد او بود. ابوبكر گفت: عمر نزد من آمده و گفته است كه كشتار در روز جنگ يمامه بر قاريان قرآن سخت بوده است و من بيمِ آن دارم كه كشتار قراء در مواقع ديگر نيز شدت پيدا كند و بسيارى از قرآن از بين برود. من بر اين باورم كه تو به گرد آوردن قرآن، فرمان دهى. من به عمر گفتم: چگونه كارى می ‏كنيد كه رسول خداصلى الله عليه وآله آن را انجام نداده است؟ عمر گفت: سوگند به خدا كه اين كارِ خيرى است. پس عمر همواره [براى اين امر] به من مراجعه می ‏كرد تا خداوند سينه مرا براى اين كار گشود و در آن، همان نظرى را يافتم كه عمر بر آن بود. سپس ابوبكر به من گفت: تو مرد جوان و عاقلى هستى. تو كسى بودى كه وحى را براى رسول اكرم ‏صلى الله عليه وآله می ‏نوشتى. پس قرآن را جست و جو و گرد آورى كن! سوگند به خدا كه اگر به من (زيد بن ثابت) تكليف می ‏كردند كه كوهى از كوه‏ها را جا به جا كنم، بر من سنگين‏تر از آن نبود كه مرا به جمع كردن قرآن امر كرد. پس گفتم: چگونه كارى می ‏كنيد كه پيامبرصلى الله عليه وآله آن را نكرد؟ ابوبكر گفت: به خدا سوگند كه اين، كار نيكى است. پس همواره ابوبكر به من مراجعه می ‏كرد تا اين كه خداوند سينه مرا گشود همان گونه كه سينه ابوبكر و عمر را براى اين كار گشوده بود. پس برخاستم و قرآن را جست وجو كردم و آن را از شاخه‏ هاى خرما و سنگ‏ هاى سپيد و سينه‏ هاى مردمان گرد آوردم. سر انجام، دو آيه آخر سوره توبه را نزد ابو خزيمه انصارى يافتم و نزد كسى ديگر غير از او نبود: «لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ماعنتم…» تا آخر سوره برائت. و اين صحف نزد ابوبكر ماند تا وى زندگى را بدرود گفت. بعد در تمام طول عمر، نزد او بود و سپس نزد حفصه دختر عمر باقى ماند.[18]
منابع اهل سنت، دومين مرحله از جمع و تدوين قرآن كريم را مربوط به دوران خليفه سوم می ‏دانند. وقتى كه حذيفه يمانى كه براى نبرد در سرزمين ارمينيه (ارمنستان) همراه لشگر اسلام كه متشكل از مسلمانان عراق و شام بود، عازم شده بود، اختلاف قرائت مسلمانان – كه هر يك قرائت خود را به يكى از اصحاب مستند می ‏كرد – توجه او را جلب كرد. پس در باز گشت از نبرد، به نزد عثمان رفت و چاره‏ جويى كرد. نجارى داستان گفت گوى وى را با خليفه سوم اين گونه گزارش می ‏كند: « حذيفه از اختلاف مسلمانان در قرائت قرآن سخت نگران و آشفته شد. پس نزد عثمان رفت و به او گفت: اى امير مؤمنان، درياب امت را پيش از آن كه همانند يهود و نصارا در كتاب آسمانى خود دچار اختلاف شوند. پس عثمان كسى را به سوى حفصه فرستاد تا نسخه‏ اى را كه در زمان ابوبكر تدوين شده و نزد حفصه بود، به او بدهد تا از روى آن استنساخ كرده، سپس آن را به وى باز گرداند. حفصه نيز اين كار را كرد و پس از آن بود كه عثمان به زيد بن ثابت، عبد الله بن زبير، سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد كه از روى مصحف مذكور، نسخه هايى (مصاحفى) تهيه كنند. عثمان به آنان گفت: هر گاه ميان شما سه نفر قرشى و زيد بن ثابت اختلافى در قرائت و لحن پيش آمد، مورد اختلاف را به زبان قريش بنويسيد؛ زيرا قرآن به زبان ايشان نازل شده است. پس آنان نيز چنين كردند تا آن كه كار نسخه‏ بردارى به پايان رسيد. سپس عثمان, مصحف حفصه را به او باز گرداند و دستور داد كه به هر يك از اكناف و اطراف بلاد اسلامی يكی از مصاحفى را كه نوشته بودند، بفرستند و همه كتيبه‏ ها و نوشته‏ هاى ديگرى كه قرآن بر آن نوشته بودند، بسوزانند تا هيچ اختلافى در قرآن پيش نيايد و همه مسلمانان بر يك قرآن اتفاق نظر داشته باشند. [19] بنابراين روشن است كه از اين روايات, تدوين جديد قرآن بدست نمی ‏آيد.”

پاورقي
“[1] براى ملاحظه برخى از روايات دال بر اين مطلب ر.ك: مقدمه تفسير مجمع البيان، ج 1، ص 15، بيروت، 1379ق.
[2] سوره قيامت، آيه 16و17.
[3] مجمع البيان، ج 10، ص 397.
[4] سوره اعلى، آيه 6.
[5] مجمع البيان، ج 10، ص 397.
[6] صحيح البخارى، الامام بخارى، ج 6، ص 586 , انتشارات دار القلم، بيروت، لبنان, الطبعة الاولى، 1407 ه ق، 1987م.
[7] كليات علوم قرآن، محسن اسماعيلى، انتشارات بنيان، تهران 1374.
[8] تاريخ القرآن، علامه زنجانى، ص 20 , بى‏تا، بى‏جا.
[9] همان، ص 21.
[10] مقدمه مجمع البيان، ج 1، ص 15.
[11] سوره بقره, آيه 281.
[12] تاريخ قرآن، ص 260. به نقل از نامه هدايت، دكتر محمد مهدى ركنى، ص 63-64 , انتشارات امور فرهنگى آستان قدس رضوى، مشهد، مرداد 63.
[13] المصاحف، ص 5. به نقل از همان ص 64.
[14] همان ص 64.
[15] البيان، آيت الله خويى، ص 256. منشورات انوار الهدى.
[16] مجمع البيان، ج 1، ص 15.
[17] البيان، ص 257.
[18] صحيح بخارى، ج 6، كتاب فضائل القرآن، باب جمع القرآن، ص 580-581 , انتشارات دار القلم، بيروت، لبنان، الطبعة الاولى، 1407 ه.ق، 1987 م.
[19] همان، ج 6، ص 583.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code