• جمعه، ۱۰ تیر ۱۴۰۱
  • الجمعة، 1 ذو الحجة 1443
  • Friday, 1 July 2022

پرسش: مقصود از آسمانهاى هفت گانه چيست؟

پرسش: مقصود از آسمانهاى هفت گانه چيست؟

“پاسخ : چنان كه از برخى آيات برمی ‏آيد، تعداد آسمان‏ها هفت است: «… ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّمآءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمواتٍ وَ هُوَ كُلِّ شَى‏ءٍ عَلَيمٌ»؛[1] سپس به آفرينش آسمان پرداخت، و آن‏ها را به هيأت هفت آسمان استوار كرد و او بر هر چيزى داناست. «فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمواتٍ فِى يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِى كُلِّ سَمآءٍ أمرَها…»؛ [2] آن گاه آن‏ها را به صورت آسمان‏هاى هفت‏گانه در دو روز استوار كرد و در هر آسمانى امرش را وحى فرمود.
شكى نيست كه هفت در سماوات هفت‏گانه، به معناى عدد حقيقى 7 به كار رفته است؛ نه به عنوان نمادِ كثرت. شاهد اين مدعا علاوه بر ظاهرِ آيات نامبرده, آياتى است كه آسمان‏ها را تنها با كلمه سبع به كار می ‏برد: [3] «وَ بَنيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِدَاداً»؛[4] و بر فرازتان، هفت آسمان استوار برافراشته ‏ايم. چنان‏چه عدد هفت، نماد كثرت می ‏بود، هرگز به تنهايى جايگزين سماوات نمی ‏شد. و اما آيا اين آسمان‏هاى هفت‏گانه در عرض هم قرار دارند و يا برخى از آن‏ها بر روى برخى ديگر قرار گرفته است؟
قرآن سترگ، در دو آيه, آسمان‏هاى هفت‏گانه را با تعبير «طباق» معرفى فرموده است: «الّذى خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ طِبَاقاً مَا تَرى فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفَاوُتٍ…»؛ [5] آن كه هفت آسمان را تو در تو (طبقه طبقه) بيافريد؛ در آفرينش خداى بخشايش‏گر هيچ نابسامانى نخواهى يافت… . «أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمواتٍ طِبَاقاً»؛[6] آيا نينديشده ‏ايد كه خداوند چگونه هفت آسمان را تو در تو آفريده است. از كلمه طباق می ‏توان فهميد كه آسمان‏هاى هفت‏گانه روى هم قرار گرفته ‏اند، به طورى كه بر هم منطبق می ‏شوند؛ به صورت هفت‏گانه، فوق يكديگرند.
طباق، مصدر باب مفاعله به معناى مطابقه است و گاه به معناى قرار گرفتن چيزى بالاى چيزى می ‏آيد و گاه به معناى هماهنگى و مطابقت دو چيز با يكديگر است و در اين جا هر دو معنى صدق می ‏كند. بر اساس معناى اول، آسمان‏هاى هفت‏گانه يكى بالاى ديگرى قرار دارد و به طورى كه در تفسير آسمان‏هاى هفت‏گانه گفته ‏ايم، يك تفسير قابل توجه اين است كه تمام آن چه را ما با چشم مسلح و غير مسلح از ستارگان ثابت و سياره می ‏بينيم همه جزء آسمان اول است و شش عالم ديگر، يكى ما فوق ديگرى، بعد از آن قرار دارد كه از دسترس علم و دانش امروز بيرون است و ممكن است در آينده اين شايستگى را پيدا كند كه آن عوالم عجيب و گسترده را يكى پس از ديگرى كشف كند، و بنابر احتمال دوم، قرآن به هماهنگى و مطابقت آسمان‏هاى هفت‏گانه در نظم و عظمت و زيبايى اشاره می ‏كند. [7]
دليل ديگر بر اين مطلب (روى هم بودن آسمان‏هاى هفت‏گانه)، اين است كه قرآن از آسمان با تعبير «السَّمَاء الدُّنْيا»، نام می ‏برد. برخى پنداشته ‏اند كه منظور، آسمان دنياست؛ در حالى كه دنيا در اين تعبير، در جايگاه صفت و به معناى «پايين‏ترين آسمان» آمده است. با اين دقت، می ‏توان دريافت كه آسمان‏هاى ديگر به ترتيب بالاى اين آسمان قرار گرفته‏ اند و نسبت مكانى آن‏ها به ما دورتر است. [8]
نكته ديگرى كه از آيات شريف قرآنى می ‏توان دريافت، اين است كه ستارگانى كه براى ما قابل مشاهده ‏اند، پايين‏تر از آسمان دنيا می ‏باشند؛ يعنى پايين‏ترين آسمان، بالاتر از اين ستارگان، قرار دارد؛ زيرا می ‏فرمايد: «إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَآءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبَ»؛[9] ما آسمان فُرودين را به زيور ستارگان آراسته‏ايم.
بنابر آن چه از ظاهر اين آيه به دست می ‏آيد، ستارگانى كه زينتند، همان‏ هايى هستند كه بالاى سر ما به چشم می ‏خورند و آويزه‏ هاى آسمان دنيايند و ربطى به آسمان‏هاى ديگر ندارند. در نهايت می ‏توان گفت كه پايين‏ترين آسمان، بر فراز ستارگان افراشته شده است و ستارگان، درون اين آسمان، همچون چراغ‏هايى برآويخته ‏اند: «… وَ زَيَّنَّا السَّمآءَ الدُّنْيَا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْديِرُ العَزيزُ الْعَليمِ»؛[10] و آسمانِ فرودين را به چراغ‏هاى ستارگان آراستيم و آن را محفوظ داشتيم. اين، اندازه آفرينىِ خداوندِ پيروزمند داناست.
اما اين كه آسمان‏هاى ديگر چگونه ‏اند؟ آيا ستارگانى دارند كه ما نمی ‏بينيم؟ و يا ستاره ندارند؟ و يا اين كه خلقت آسمان‏هاى هفت‏گانه چگونه است؟ همه براى ما نادانسته است و در اين‏باره از آيات نورانى قرآن، چيزى در نمی ‏توانيم يافت. [11]
خلاصه كلام اين كه آن چه صحيح‏تر به نظر می ‏رسد اين است كه مقصود از «سماوات سبع» معناى واقعى هفت‏گانه آن است. اين مطلب با مراجعه به موارد فراوانى كه سماوات سبع در قرآن به كار رفته است، روشن می ‏گردد كه ذكر سماوات سبع (آسمان‏هاى هفت‏گانه) چنان نيست كه به معناى تكثير، يا به معناى طبقات هوا و يا ستارگان هفت‏گانه (عطارد، زهره، مريخ، مشترى، زحل، به ضميمه ماه و آفتاب) كه با چشم قابل رؤيتند باشد؛ بلكه بايد گفت تمام آن چه ما می ‏بينيم همان آسمان اول است و شش عالم ديگر از دسترس ديد ما و ابزارهاى علمی كنونى بيرون است كه قرآن به مجموع اين هفت عالم، عنوان هفت آسمان داده است. شاهد ما از قرآن، آياتى است كه می ‏گويد: «… و زيّنا السّماءَ الدّنيا بمصابيح» و «إِنّا زيّنا السّماء الدّنيا بزينةٍ الكواكب…» و… در اين آيات چنان كه مشاهده می ‏شود، قرآن می ‏گويد: ما آسمان پايين را به وسيله ستارگان زينت بخشيديم. طبق اين آيات، همه ستارگان و كواكبى كه مشاهده می ‏كنيم، زينت‏ بخش آسمان اولند و در آن قرار دارند. [12]”

پاورقي
“[1] سوره بقره، آيه 29.
[2] سوره فصلت، آيه 12.
[3] معارف قرآن، استاد محمدتقى مصباح يزدى، ج 1 – 3، ص 240.
[4] سوره نبأ، آيه 12.
[5] همان، آيه 3.
[6] سوره نوح، آيه 15.
[7] تفسير نمونه، ج 25، ص 75.
[8] معارف قرآن، ج 1 – 3، بخش كيهان‏ شناسى، ص 244.
[9] سوره صافات، آيه 6.
[10] سوره فصلت، آيه 12.
[11] برگرفته از معارف قرآن (خداشناسى، كيهان‏شناسى، انسان‏شناسى)، استاد محمدتقى مصباح يزدى، ج 1 – 3، ص 244 – 245.
[12] تفسير نمونه، ج 1، ص 112.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code