• جمعه، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
  • الجمعة، 18 شوال 1443
  • Friday, 20 May 2022

در صدر اسلام آیا خانه ها درب چوبی داشته اند؟!

در صدر اسلام آیا خانه ها درب چوبی داشته اند؟!

مفتی های وهابی معتقداند، منازل مسكونى مردم مدينه و مکه در صدر اسلام به شكل ساختمان‌ها و منازل مسكونى زمان ما نبوده است. به طور خلاصه وهابیون با ایجاد شبهه پیرامون داشتن درب برای خانه های مسلمانان در زمان صدر اسلام ادعا می کنند، مسلمانان در آن روزگار با استفاده از حصیر و پرده و پارچه های نخی، درون خانه های خود را از ديد اغيار محافظت می کردند. آنان با استناد به روایتی از منابع شیعیان اذعان می کنند، حضرت علي (رضى الله عنه) تصريح کرده، خانه‌هاى اهل بيت (علیهم‌السلام) درب ساخته شده از جنس چوب  نداشته اند. مرحوم شیخ صدوق به نقل از امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) می نویسد: «وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ» خانه‌هاى ما اهل بيت، نه سقف و نه درب دارد.»

 اين روايت را بسيارى از علمای شيعه نقل كرده‌اند از جمله، شیخ صدوق در الخصال صفحه364- 382 ._ همچنین قاضی نعمان در شرح الاخبار خود، در جلد1 و در صفحه 345 و362 به این مطلب اشاره کرده است. شیخ مفید نیز در کتاب الاختصاص در صفحه 163 و علامه مجلسی در بحارالانوار جلد38، صفحه 167 به این مطلب اشاره کرده اند. بر اساس آن چه بیان شد، چگونه ممكن است فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بين در و ديوار قرار گرفته باشد؟! و يا چگونه ممكن است كه درب خانه آتش گرفته باشد؟!

پاسخ به این ادعا؛

يكى از شبهاتى كه اخيراً برخى از وهابی‌ها آن را با مانور فراوان و سر وصداى زياد مطرح كرده‌اند همين شبهه است.  با بررسى روايات موجود در كتاب‌هاى شيعه و اهل سنت، اين نتيجه به دست مى‌آيد كه در زمان رسول خدا (صلى الله عليه و آله) خانه‌هاى مدينه داراى درهاى چوبى بوده است. موارد بسيارى مى‌توان به عنوان شاهد نقل كرد كه در اینجا به چند نمونه اشاره مى‌شود. براى اطلاع بيشتر می توان به كتاب مأساة الزهراء (عليها السلام)، و خلفيات مأساة الزهراء، نوشته مرحوم سيد جعفر مرتضى مراجعه شود. ابتدا پاسخ علامه سيد جعفر مرتضى را در پاسخ اين شبهه نقل و سپس به پاسخ تفصيلى آن پرداخته می شود. علامه سيد جعفر مرتضى (رحمه الله) در پاسخ به این شبهه و توضیح روايت مذکور در منابع شیعی مى‌نویسد: «فأمير المؤمنين إذن يصف حالة الفقر المدقع الذي كان يعاني منه أهل البيت (عليهم السلام)، ويذكر إيثار رسول الله (صلى الله عليه وآله) حتى أهل النعم والأموال بما يتوفر لديه منها، مع ملاحظة: أن أبواب أهل البيت (عليهم السلام) بيوتهم كانت من جريد النخل الذي هو أصل السعفة بعد جرد الخوص عنها، أما غيرهم (عليهم السلام) فكان لبيوتهم ستائر، وكانت أبوابها من غير جريد النخل أيضا، ومنها الأخشاب لا مجرد ستائر ومسوح كما يدعون. حضرت علي (عليه السلام) از فقر ناراحت كننده‌اى كه خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله) با آن دست و پنجه نرم مى‌كردند سخن مى‌گويد و از بذل و بخشش رسول خدا (صلى الله عليه وآله) از اموال و نعمت‌هایى كه نزد ایشان جمع شده بود، ياد مى‌كند. با آنکه درب خانه‌هاى اهل بيت از چوب خرما پس از پاك كردن از شاخ و برگش بود، اما ديگر مردم مدینه درب خانه‌هايشان از غير چوب خرما بود و افزون برآن بر دربهای منازلشان پرده نيز آويزان می کرند.»

العاملي، السيد جعفر مرتضى (معاصر)، مأساة الزهراء عليها السلام شبهات وردود، ج 2 ص 232، ناشر: دار السيرة بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية، 1418هـ ـ 1997 م. 

در حقیقت مراد و منظور امیرالمومنین (علیه السلام) وجود درب خانه از جنس چوبی به غیر از چوب نخل خرما بوده است. همچنین مقصود امیرالمومنین (علیه السلام) رساندن فقر وعدم توانایی مالی اهل بیت (علیهم السلام) را می رساند.

اما یک سوال در اینجا مطرح می شود. آیا خانه های مسلمانان در آن زمان درب ورودی ساخته شده از جنس چوب داشته است؟! با بررسی این موضوع از منابع معتبر اهل سنت، ادعای باطل مفتی های وهابی مشخص می شود. خداوند متعال در قرآن كريم به صحابه و ديگر مسلمانان اجازه مى‌دهد كه از خانه‌هايى كه كليد آن در اختيار شان هست، واردش شوند و از غذای موجود در آن، تناول کنند. بى‌ترديد خانه‌اى كه درب چوبى و يا آهنى نداشته باشد، داشتن كليد براى آن بى‌معنا خواهد بود. قرآن کریم می فرماید: «لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‏ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَريضِ حَرَجٌ وَلا عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ … أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَديقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَميعاً أَوْ أَشْتاتاً [النور / 61] بر نابينا و افراد لنگ و بيمار گناهى نيست (كه با شما هم غذا شوند)، و بر شما نيز گناهى نيست كه از خانه‏هاى خودتان [بدون اجازه خاصّى‏] غذا بخوريد و همچنين خانه‏هاى پدرانتان … يا خانه‏اى كه كليدش در اختيار شماست، يا خانه‏هاى دوستانتان، بر شما گناهى نيست كه به طور دسته‏جمعى يا جداگانه غذا بخوريد.»

با بررسی روایات اهل سنت مشخص می شود، در منابع تاریخی و روایی آنان به وجود درب برای منازل و اتاقها اشاره شده است. به عنوان نمونه به بعضی از آن روایات اشاره می شود.

1-باز كردن درب خانه با كليد، در روایات اهل سنت!

سجستانی با اشاره به کلید داشتن درب های خانه ها در زمان صدر اسلام، به توهم وهابیون پاسخ می دهد. او در کتابش می نویسد: «حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِيمِ بْنُ مُطَرِّفٍ الرُّؤَاسِىُّ حَدَّثَنَا عِيسَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنْ قَيْسٍ عَنْ دُكَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ الْمُزَنِىِّ قَالَ أَتَيْنَا النَّبِىَّ،صلى الله عليه وسلم، فَسَأَلْنَاهُ الطَّعَامَ فَقَالَ « يَا عُمَرُ اذْهَبْ فَأَعْطِهِمْ ». فَارْتَقَى بِنَا إِلَى عِلِّيَّةٍ فَأَخَذَ الْمِفْتَاحَ مِنْ حُجْزَتِهِ فَفَتَحَ. از دُكَين بن سعيد مزنى نقل شده است كه گفت: خدمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) رفتيم و تقاضاى غذا كرديم. ایشان به عمر فرمود: برو و به آنان غذا بده. عمر ما را به اتاق بالا برد، سپس كليد را از كمربندش بيرون آورد و در را باز كرد.»

السجستاني الأزدي، سليمان بن الأشعث أبو داود (متوفاي275هـ)، سنن أبي داود، ج 2 ص 527، ح 5240، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ناشر: دار الفكر.

البانى، مشهور به بخاری زمان در صحيح و ضعيف سنن ابوداوود، شماره 5238 آن را تصحيح می کند.

2-پيامبر دستور به بستن درب منازل در شب‌ها داده است.

مسلم نيشابورى به دستور رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در شبها اشاره می کند و در صحيحش مى‌نويسد:

« قَالَ أَبُو حُمَيْدٍ إِنَّمَا أُمِرَ بِالأَسْقِيَةِ أَنْ تُوكَأَ لَيْلاً وَبِالأَبْوَابِ أَنْ تُغْلَقَ لَيْلاً. ابو حميد مى‌گويد: پيامبر به ما امر كرد كه شب‌ها ظروف آب را در گوشه‌اى قرار دهيم و نيز دستور داد كه شب‌هنگام درها را ببنديم.»

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1593، ح2010، كتاب الأشربة (والاطعمة)، باب فِي شُرْبِ النَّبِيذِ وَتَخْمِيرِ الإِنَاءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. 

3-خانه هاي پيامبر (صلی الله علیه و آله) از چوب درخت سرو بود.

ابن كثير دمشقى به نقل از حسن بصرى مى‌نويسد: «وكانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر قال وفي تاريخ البخاري أن بابه عليه السلام كان يقرع بالاظافير فدل على أنه لم يكن لابوابه حلق. اتاق‌هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از شاخه و چوب عَرعَر به وسيله مو بافته شده بود، و در تاريخ بخارى آمده است: دَرِ خانه پيامبر را با نُك انگشتان و ناخن‌ها مى‌زدند و اين دلالت بر اين دارد كه حلقه‌هايى براى كوبيدن بر در نداشته است.»

القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 3، ص 221، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

4-خانه عائشه از چوب درخت سرو بود:

مشهورترین خانه در بین خانه های اهل مدینه، خانه ی رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) بوده است. اگر علمای اهل سنت به وجود درب برای خانه حضرت اشاره کرده باشند، دیگر هیچ حرفی برای رد وجود درب، در آن روزگار اقی نمی ماند. بخاری عالم مشهور اهل سنت با اشاره به جنس چوب درب خانه عائشه بعه ادعای باطل وهابیون پاسخ کوبنده می دهد و در کتاب  ادب المفرد مى‌نويسد:

«عن محمد بن هلال أنه رأى حجر أزواج النبي صلى الله عليه وسلم من جريد مستورة بمسوح الشعر فسألته عن بيت عائشة فقال كان بابه من وجهة الشام فقلت مصراعا كان أو مصراعين قال كان بابا واحدا قلت من أي شيء كان قال من عرعر أو ساج. محمد بن هلال خانه‌هاى همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ديده است كه پوششى بافته شده‌ از مو داشته است. از وى در باره خانه عائشه پرسيدم، گفت: درِب خانه ‌اش به طرف شام باز مى‌شد، پرسيدم:‌ يك لنگه داشت يا دو لنگه؟ گفت: يك لنگه بيشتر نداشت، گفتم: جنسش از چه بود؟ گفت از چوب درخت عرعر يا ساج.»

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، الأدب المفرد، ج 1، ص 272، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، ناشر: دار البشائر الإسلامية – بيروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ ـ 1989م

عاصمى شافعي( متوفاى 1111) از علمای معروف اهل سنت در کتاب خود، حتی جهت باز شدن درب خانه عائشه را نیز بیان کرده است. او مى‌نويسد‌: «كان باب عائشة مواجه الشام وكان بمصراع واحد من عرعر أو ساج. درِ خانه عائشه به طرف شام بود و يك لنگه داشت كه از چوب درخت عرعر يا ساج بود.»

العاصمي المكي، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي (متوفاي1111هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج 1، ص 367، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية.

ابوالبقاء مكى حنفى (متوفاى 864) با اشاره به جنس چوب درب خانه عائشه در کتاب خود مى‌نويسد: «وكان لبيت عائشة رضي الله عنها مصراع واحد من عرعر أوساج. براى خانه عائشه يك در بود كه يك لنگه داشت و از چوب عرعر يا ساج بود.»

المكي الحنفي، أبو البقاء محمد بن أحمد بن محمد ابن الضياء (متوفاي854هـ)، تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريفة والقبر الشريف، ج 1، ص 268، تحقيق: علاء إبراهيم، أيمن نصر، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الثانية، 1424هـ ـ 2004م.

محمد بن اسماعيل بخارى در صحيح خود، با اشاره به حزن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در هنگام شنیدن خبر شهادت جناب جعفر، به نظاره کردن عائشه از شکاف درب حجره اش، در این باره مى‌نويسد:

«حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ بن حَوْشَبٍ حدثنا عبد الْوَهَّابِ حدثنا يحيى بن سَعِيدٍ قال أَخْبَرَتْنِي عَمْرَةُ قالت سمعت عَائِشَةَ رضي الله عنها تَقُولُ لَمَّا جاء قَتْلُ زَيْدِ بن حَارِثَةَ وَجَعْفَرٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن رَوَاحَةَ جَلَسَ النبي صلى الله عليه وسلم يُعْرَفُ فيه الْحُزْنُ وأنا أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ. از عائشه نقل است، هنگامى که خبر شهادت جعفر بن ابو‌طالب و عبدالله بن رواحه را آوردند؛ پيامبر بر زمين نشست و آثار حزن و اندوه در صورتش نمايان شد و من ازشكاف در (شق الباب) او را مى‌نگريستم.»

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 1، ص 440، ح 1243، بَاب ما يُنْهَى عن النَّوْحِ وَالْبُكَاءِ وَالزَّجْرِ عن ذلك، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 – 1987.

وجود روایاتی صحیح السند در منابع معتبر روایی اهل سنت همانند صحیح بخاری، دلیل و پاسخ شیعیان به شبهات بی اساس وهابیون استو در این روایت بخاری به وجود درب در خانه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اذعان می کند که همین یک روایت، جواب یاوه گویی های آنان است.

5- خانه امیرالمومینن علي (علیه السلام) داراي درب بوده است.

در برخى از اهل سنت و روايات شيعه بیان شده است، خانه حضرت علي (عليه السلام) داراى دَرِب چوبى از نوع سَعَفٍ (شاخه درخت خرما) و عرعر (درخت سرو) ساج بوده‌ است. عبدالرزاق صنعانی با ذکر داستان ازدواج فاطمه زهرا و اميرمؤمنان (عليهما السلام) به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و بستن درب خانه بعد از دعا اشاره می کند. این روایت از ادله مشترک شیعیان و اهل سنت بر وجود درب خانه در آن روزگار است. صنعانی می نویسد:

«ثُمَّ دَعَا عَلِيّاً عليه السلام فَصَنَعَ بِهِ كَمَا صَنَعَ بِهَا ثُمَّ دَعَا لَهُ كَمَا دَعَا لَهَا ثُمَّ قَالَ قُومَا إِلَى بَيْتِكُمَا جَمَعَ اللَّهُ بَيْنَكُمَا وَ بَارَكَ فِي نَسْلِكُمَا وَ أَصْلَحَ بَالَكُمَا ثُمَّ قَامَ فَأَغْلَقَ عَلَيْهِ بَابَه‏. رسول خدا (صلی الله علیه و آله‌)، علي بن ابوطالب (علیه السلام) را احضار نمود و همان عملى را كه با فاطمه انجام داده بود با علي نيز انجام داد. آنگاه همان دعائى را براى علي خواند كه براى فاطمه خوانده بود. سپس به علي و فاطمه (عليهما السّلام) فرمود: برخيزيد بسوى خانه خود رويد. خدا شما را نسبت به يك ديگر مهربان كند و به نسل شما بركت دهد و عاقبت شما را بخير نمايد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از اين دعاها برخاست و درب خانه را بست.» همچنین طبرانی و تمیمی و  علامه مجلسی این روایت را در کتب خود، ذکر کرده اند.

منابع روایت مذکور: الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 5 ص 489، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي – بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ؛ – الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم (متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج 22 ص 412، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء – الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م؛ – التميمي المغربي، أبو حنيفة النعمان بن محمد (متوفاي363 هـ)، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، ج 2 ص 359، تحقيق: السيد محمد الحسيني الجلالي، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الثانية، 1414 هـ؛ – المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 43 ص 142، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 – 1983 م.

اما علاوه بر علمای اهل سنت، محدثین شیعه نیز با ذکر روایاتی از اهل بیت (علیهم السلام) در کتب خود، به وجود درب برای منازل در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اشاره کرده اند. مرحوم علامه مجلسی در کتاب خود می نویسد:

«امام كاظم از پدرش امام صادق (عليهما السلام) نقل كرده كه ایشان فرموده است: جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله وسلم) أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَأَغْلَقَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ الْبَابَ وَقَالَ يَا أَهْلِي وَأَهْلَ اللَّه‏…. پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، علي بن ابی طالب، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) را کنار خود جمع كرد و درب را بر روى آن‌ها بست و فرمود: اى اهل بیت من و ای آل الله، پروردگار به شما سلام مى‌رساند.»

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 24 ص 219، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 – 1983 م.

همچنین علامه مجلسی در حدیث دیگری به نقل از امام کاظم از امام صادق (عليهما السلام) نقل مى‌كند كه فرمود:

«لَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي قُبِضَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله وسلم) فِي صَبِيحَتِهَا دَعَا عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ (عليهم السلام) وَ أَغْلَقَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ الْبَابَ وَ قَالَ يَا فَاطِمَةُ وَأَدْنَاهَا مِنْهُ فَنَاجَاهَا مِنَ اللَّيْلِ طَوِيلًا فَلَمَّا طَالَ ذَلِكَ خَرَجَ عَلِيٌّ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ أَقَامُوا بِالْبَابِ وَ النَّاسُ خَلْفَ الْبَاب‏. . شبى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) صبح آن از دنيا رفت، علي و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) را فراخواند و دَرِ خانه را بست و فرمود: فاطمه جانم! سپس او را نزديك خودش برد و با دخترش مدتى طولانى مشغول گفتگو شد و چون مدت طولانى شد، علي و دو فرزندش حسن و حسين (عليهم السلام) از خانه بيرون آمدند و پشت درب خانه همراه با مردم به انتظار ماندند.»

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22 ص 490، باب 1، وصيته ص عند قرب وفاته و فيه، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 – 1983 م.

محمد بن جرير طبرى، عالم مشهور شیعه  و علامه مجلسی در کتب خود به نقل از جناب سلمان مى‌نويسند‌:

«قَالَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَمَضَيْتُ إِلَيْهَا فَطَرَقْتُ الْبَابَ وَ اسْتَأْذَنْتُ فَأَذِنَتْ لِي بِالدُّخُولِ فَدَخَلْتُ فَإِذَا هِيَ جَالِسَة.. سلمان مى‌گويد: به خانه فاطمه (سلام الله علیها) رفتم، درب را كوبيدم و اجازه ورود گرفتم. به من اجازه داد تا وارد شوم. هنگامى كه وارد شدم ديدم نشسته است.»

الطبرى ، أبي جعفر محمد بن جرير بن رستم (قرن5هـ) ، دلائل الامامة ، ص 107 ، نشر و تحقيق : مؤسسة البعثة ـ قم ، الطبعة الأولى ، 1413هـ ؛

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 91 ص 226، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 – 1983 م.

آنچه مشخص است در اين حديث سلمان دَرب خانه را كوبيده است و باید گفت، کوبیدن درب خانه مفهومی به غیر از معنای رایج و اصطلاحی آن ندارد.

شكستن درب خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در هنگام هجوم.

وهابیون با بیان شبهاتی مضحک، قصد آن را دارند که منکر وجود درب برای خانه ها در آن زمان شوند. به این وسیله آنان می توانند منکر آتش زدن درب خانه امیرالمومنین (علیه السلام) و در نهایت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در پشت درب خانه شوند. چرا که اگر منکر وجود درب برای خانه های آن روزگار شوند، در نتیجه شکسته شدن درب و آتش گرفتن آن و در نهایت سقط جناب محسن به وسیله مسمار درب خانه، رد می شود و سخن شیعیان در این زمینه باطل می گردد. اما در روایات شیعه به شکسته شدن درب خانه اشاره شده است. علامه مجلسی در کتاب خود می نویسد:

«قَالَ عُمَرُ قُومُوا بِنَا إِلَيْهِ فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ خَالِدُ بْنِ الْوَلِيدِ وَ الْمُغِيرَةُ بْنُ شُعْبَةَ وَ أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَ سَالِمٌ مَوْلَى أَبِي حُذَيْفَةَ وَ قُنْفُذٌ وَ قُمْتُ مَعَهُمْ فَلَمَّا انْتَهَيْنَا إِلَى الْبَابِ فَرَأَتْهُمْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِي وُجُوهِهِمْ وَ هِيَ لا تَشُكُّ أَنْ لا يُدْخَلَ عَلَيْهَا إِلا بِإِذْنِهَا فَضَرَبَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَكَسَرَهُ وَ كَانَ مِنْ سَعَفٍ.  عمر بن خطاب گفت: ما را نزد او ببر. ابوبكر و عمر و عثمان و خالد بن وليد و مغيرة بن شعبه و ابوعبيده جراح و سالم مولى ابوحذيفه و قنفذ حركت كردند و من نيز با آنان به راه افتادم. هنگامى كه به خانه رسيديم، فاطمه آنها را ديد و درب را به روى آنان بست. فاطمه شك نداشت كه آنان بدون اجازه وى داخل نخواهند شد، اما عمر بن خطاب با لگد درب را كه از چوب درخت خرما بود، شكست.»

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 28 ص 227، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 – 1983 م.

همچنین ابن قتيبه از علمای مشهور اهل سنت، به حضور عمر بن خطاب در کنار درب خانه اشاره می کند و به توضیح این اتفاق تلخ، به دق الباب کردن  یا همان به در زدن با دست توسط خلیفه دوم اهل سنت اشاره می کند و می نویسد:

«ثم قام عمر، فمشى معه جماعة، حتى أتوا باب فاطمة، فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها: يا أبت يا رسول الله، ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة… عمر و گروهى که همراه او بودند، به خانه فاطمه رسيدند و دقّ الباب كردند. فاطمه هنگامى كه صداى آنان را شنيد، فرياد زد: اى پدر بزرگوارم، اى رسول خدا! پس از تو از دست پسر خطاب (عمر) و ابوقحافه ( ابوبكر) چه رنجها كه نديدم.»

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت – 1418هـ – 1997م، با تحقيق شيري، ج1، ص37، و با تحقيق، زيني، ج1، ص24.

در پایان این مطالب لازم به ذکر است که گفته شود،

استدلال به روايت نقل شده از امیرالمومنین علي (عليه السلام) یعنی همان جمله « لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ»، وهابیون را به مقصودشان نمى‌رساند. مفتی های وهابی با تقطیع اصل روایت، آن را به نحوی بیان می کنند که انگار خانه ی امیرالمومنین (علیه السلام) خانه ای بوده که نه دیوار مناسبی داشته و نه درب ورودی و نه برای آن سقفی قرار داره شده بوده.!! چرا خانه‌اى كه نه سقف داشته باشد و نه دَرب ورودی و نه ديوار، قابل تصور نيست. اما متن کامل حديث این چنين بیان شده که حضرت فرمودند: «نحن اهل بيت محمد (ص) لا سقوف لبيوتنا ولا أبواب ولا ستور، الا الجرائد وما اشبهها. ما خاندان رسالت، سقف خانه هایمان و دیوارخانه هایمان و درب خانه هایمان از شاخه نخل و شاخه هایی شبیه آن درست شده است.» جمله پايانى اين حديث، گوياى استفاده از چوب حاصل از شاخه های درخت خرما است. زیرا جريده به معناى چوب باقى مانده پس از تراشيدن اضافات آن است كه با بستن آن چوبها كنار يكديگر براى پوشش و ديوار كشى و درب ورودى و غير آن استفاده مى‌شده است. در نتیجه باید گفت: خانه ی حضرت زهرا (علیها السلام) درب مستحکم با جنس شاخه نخل خرما و یا چوب های مرسوم در آن زمان بوده که توسط بعضی از اصحاب به آتش کشیده می شود و به پهلوی حضرت برخورد می کند و عامل شهادت حضرت محسن می شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code